1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جت های ارتش سوریه در فرودگاه نظامی حماه به دست تروریست ها افتاد
》FT《
@farsitweets
۱۶-۱۷ سالم بود
روز اولی که رفته بودم باشگاه
داشتم با مربی حرف میزدم و میگفتم:
“آره داداش یه برنامه بده، نمیخوام گنده بشم
یه هیکل معمولی مثل همین داداشمون که این بغل واستاده میخوام”
یهو یارو برگشت نگامکرد گفت: داداش من قهرمان زیبایی اندام کشورم 😂😂😂
》Ali Dahmardeh《
@farsitweets
من یه بار داشتم درباره بیمارایی که با شکایت های عجیب و غریب مراجعه کردند حرف میزدم، بابام یعنی اومد دلداری بده و گفت: «اگه آدم حسابی بودند که می رفتند پیش متخصص»😂
》علی چی《
@farsitweets
امروز واسه کارشناسی میزان سختی کار یه بخشی رفته بودیم اونجا. کارگره اومد در گوشم گفت ما با درس نخوندنمون به خودمون بدی کردیم، شما دیگه با قلمت این کارو با ما نکن:(
》ژلوفن《
@farsitweets
تصویری از زندان حماه که به دست تروریست ها افتاده و زندانیانی که در حال رفتن به خانه هستند.
حماه بعد از حلب دومین شهر بزرگ سوریه است که به دست تروریست ها افتاده است
》FT《
@farsitweets
رهبر گروه تروریستی تحریرالشام : اهالی حمص آماده باشید
هدف بعدی این گروه،تصرف شهر حمص است که فقط در نیم ساعت با خودرو می شود از حماه بدانجا رفت. حمص، آخرین مرکز استان قبل از دمشق، پایتخت سوریه است.
》FT《
@farsitweets
منشی مطب ما که خودش کار میکنه و خرج خودشو میده از من مشورت گرفت که ایفون ۱۳ بگیره، گفت بقیه مسخره اش نمیکنن شغلش اینه و ایفون۱۳ داره؟
گفتم به کسی چه ربطی داره؟ کاریو بکن که خوش حالت میکنه و حس بهتری بهت میده.
و چند روز بعد با ذوق اومد گوشیشو نشونم داد.
》چنگولی《
@farsitweets
مامانم امروز پیام داده غذا نه.
برگشته خونه میگه زیر غذا رو خاموش کردی؟
میگم غذا نه یعنی غذا نداریم میگه نه یعنی نسوزه.
》خاک گلدون《
@farsitweets
تو محل کارم هرکی هر چی بخواد بخوره اول به من تعارف میکنه
ازصبح
کروسان
نون لواش داغ
چایی
سوپ
یه لقمه کوبیده
و یه قرص جوشان خوردم😅
همکارم میگه آرزو به دلمون موند چیزی بهت تعارف کنیم بگی ممنون سیرم
البته این آرزوی مامانم هم هست.
》mahboob.62《
@farsitweets
شهر سلميه دومین شهر بزرگ استان حماه با اعلام بیطرفی و گرفتن تضمین امنیت هم واگذار شد
》FT《
@farsitweets
عفو بین الملل در گزارشی بصورت رسمی اعلام کرد جنایات اسرائیل در غزه نسل کشی فلسطینیها است...
✈️ @farsitweets
داشتم با خواهرم یواشکی حرف میزدم
مامانم اومد وسطمون خودشو جا کرد بغلمون کرد گریه کرد گفت دلم براتون تنگ شده بود بعد یهو مدلش عوض شد رو کرد بهم گفت خب بگو :))))))
》لونا《
@farsitweets