شرقی ترین نقطه اصفهان، آخرین روستای بدون سکنه درمجاورت کویر مرکزی. در سکوتی عمیق . تنها نشسته بودم. مشغول دیدن آسمان بسیار تاریک و در کنارم درختان خرمای کوتاه به بار نشسته . گاهی خرمایی میچیدم و با چای میخوردم . وصف حااش در نوشته نگنجد.
Mohammad
@farsitweets
خبر ازدواج کسی بهم رسید که نوزادیش بغلش کرده بودم🙂🙂🙂
»مودی السلطنه«
@farsitweets
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو فیلم پیشمرگ یه قهرمان ملی خودش رو به آب و آتیش میزنه تا هلیکوپتر ایرانی رو از چنگ دشمن دربیاره، دلم میسوزه که چقدر از دارائیهای ملی ما سال ۱۴۰۱ آسیب دیدن. اونی که دلش میاد به اموال کشورش آسیب بزنه دلش برای مملکتش میسوزه یا اونی که برای اموال کشورش جونشم میده؟
بانوکاشانی
@farsitweets
پدربزرگ پسرم با همه ی مخالفتهای من بهش جوجه هدیه داده
راستش دوس نداشتم کودکم رو "الان" با سوگ مواجه کنم
انتخابم نبود
جوجهه امروز مرده
قبلش کلی درباره کارکرد بدنش و مردن، غیرمستقیم حرف زدیم
وقتی فهمید
اون بهت و حیرتش، نگاهش و گریه های بعدش از یادم نمیره 🥺💔 تو این یه ساعت هی بغض میکنه و بعدش اشک میریزه
کتاب خداحافظ راکون پیر رو قبل ازینکه برم از مهد بیارمش خریدم
وسط خوندن کتاب گریه افتاد.
از بغض و اشک بچه خودمم زدم زیر گریه
آخ بچک من 🥺
»خانوم لوبیا«
@farsitweets
و اگر فرد خوبی پیدا نکردی
تو خوب باش
شاید یکی پیدات کرد🌱
»لاأدري«
@farsitweets
زمان ما دهه شصتیا با وجود اینکه تعداد بچهها زیاد بود، جنگ بود و فقط پدر خانواده حقوق میگرفت ولی این موقع از سال، لباسای عیدمون رو خریده بودیم و منتظر بودیم سال تحویل بشه لباسا رو بپوشیم
الان چی؟
یادش بخیر
»آرزو ترکتاز«
@farsitweets
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ عادت کرده یه نفر در ماشین رو واسش ببنده و ایلان ماسک هنوز این رو نمیدونه!
Setareh
@farsitweets
همین هفتهها بود که ویروس کرونا رسما پاندمی اعلام شد.
برگام میریزه وقتی به اون دوران فکر میکنم. عجب شرایطی بود. عجب بدبختیهایی بود. عجب روزهای نامیزونی بود. عجب روزهای پر «عجب»ای بود.
»استووی«
@farsitweets