eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
70.3هزار دنبال‌کننده
60.7هزار عکس
22.7هزار ویدیو
28 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر از کیترینگ‌ها غذا می‌گیرین حتما از اعتبار و کیفیت برند اطمینان پیدا کنید، ما بدترین فجایع رو تو بازرسی بهداشتی از کیترینگ‌های ناشناس داشتیم. اونقدر فاجعه که دو سه تا از بچه‌ها بالا میاوردن تو سردخونه‌های کیترینگ! • قهوه‌چی • @farsitweets
📸 دانشمندان برای اولین بار شفق قطبی نپتون را ثبت کردند 🔹تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا توانست داده هایی را برای تصویربرداری از این پدیده و همچنین تجزیه و تحلیل ترکیب و دمای یونوسفر نپتون، ناحیه بالایی جو، به دست آورد. 🔹تصویر سمت چپ نپتون است که توسط هابل دیده می شود، در حالی که تصویر سمت راست یک تصویر ترکیبی از دو تلسکوپ است که درخشش درخشانی را نشان می دهد. •FT• @farsitweets
شاید باورتون نشه ولی این عکس از مشهده، همین دیشب! Amir Mashadi @farsitweets
تمام احتیاج در دو کلمه خلاصه می‌شود، آدم أمن ... shima @farsitweets
من تا ۷-۸ سالگی هر صبح که میرفتم دستشویی مامانم دم در دستشویی وامیستاد یه ذره طول میکشید صدام میکرد. شاید فکر کنید چون میترسیدم اما خیر😊 چون خوابم میبرد میوفتادم تو چاه! بله دقیقا اون موقع خوابم میبرد واقعا من چه مسیر سختی رو جلو اومدم دکتر شدم. *دخترک* @farsitweets
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چالش اجتماعی جالب درباره شهیدِ قهرمانی که تا حالا اسمی ازش نشنیدید (: محمدمهدی‌مصلحی @farsitweets
🔹هم اکنون، ترافیک در محورهای هراز و کندوان در هر ۲طرف شمال به جنوب و بلعکس سنگین است *FT* @farsitweets
پول کلاسم ۱۸۰۰ بود به بابام گفتم، برام ۳تومن زد. زنده باد پدر *hani!* @farsitweets
یه پسر کم سن و سال بدون گواهی نامه سوار موتور بوده. همسر من در پیاده رو و این بچه نتونسته موتورو کنترل کنه و صاف خورده به همسر من. یکی از دنده هاش شکسته و کلا سمت راست بدنش زخمه :(( نمی‌دونم این موتور چیه آخه می‌دید پسرا از سن کم سوار شن… خواهرِ شکسِ پیر @farsitweets
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در ایستگاه فضایی که باشی میتونی با خودت بیسبال بازی کنی ⚾️😁 ناسا فارسی @farsitweets
‏یادمه یه سالی کلاه بابامو برداشته بودن و بدهکار شده بود خونه رو عوض کردیم رفتیم یه محله ی حاشیه شهر تو یه خونه چهل متری، خیلی سخت میگذشت، تو همین شرایط داداشم معلوم نیست چرا زنگ زده بود به یک آشنای دور دعوتشون کرده بود بیان خونه ی ما مهمونی، زنگ در خونه رو زدن دیدیم ‏یه خانواده ی شش نفره که به زور همو میشناختیم پشت در خونه هستن و از راه دور هم اومدن، براشون هی چای آوردیم و اینا همینجور نشسته بودن و نمیرفتن و ماهم رومون نمیشد بپرسیم به چه مناسبتی تشریف آوردید تا کی هستید؟ خلاصه که داشت ظهر میشد که مامانم تسلیم شد و شروع کرد به برنج خیسوندن ‏اینجا خانم مهمون اومد آشپزخونه گفت کمک نمیخوای که دیگه مطمعن شدیم اینا ناهارو هستن، گوشت و مرغ نداشتیم یا کم داشتیم مامان بادمجون و گوجه سرخ کرد که گوجه بادمجون درست کنه، من خیلی ناراحت و شرمنده بودم که چرا به مهمون گوشت نمیدیم و احساس گناه میکردم، ناهار مهمون های ناخونده ‏برگزار شد و عصرش هم رفتن و گوش برادرم هم پیچونده شد تا دیگه از این کارا نکنه، فکر کنم از این خاطره ۲۵سال میگذره ولی مزه ی اون پلو خورشت بدون گوشت رو یادمه و الان حس میکنم خوشمزه ترین غذای دنیا بود و اصلا هم مایه ی خجالت نبود *چفالو* @farsitweets
نرمال ترین پیام های مادر به بنده: نلیا @farsitweets