eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
70.5هزار دنبال‌کننده
60.6هزار عکس
22.6هزار ویدیو
28 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
همین مونده بود چت جی‌پی‌تی بهم تیکه بندازه ⌝وینی @farsitweets
میخواستم پیرمرد رو به فعالیت روزانه بیشتر تشویق کنم پرسیدم روزها چکار می‌کنی؟ سرگرمیت چیه؟ گفت یک باغ دارم، هر روز میرم اونجا تو دلم گفتم چه خوب، این یعنی عاقبت به خیری ادامه داد صبح تا شب درخت‌هایی رو که قبل فوت خانومم کاشته بودیم آب میدم و گریه می‌کنم، همین! 》Echinops《 @farsitweets
یه بچه دلشو اینجا جاگذاشته… مٌحَمَّدَم‌شٌکری @farsitweets
روانپزشکم پرسید چه خبر چطوری؟ گفتم سلامتی هاشم مرده. به جای خندیدن یه چیزایی یادداشت کرد. آخر اون جلسه هم دارومو زیاد کرد:))) 》پیکولا《 @farsitweets
بابابزرگم بخاطر قندش بستری شده بیمارستان همه برای ملاقاتی آبمیوه صنعتی اوردن براش :)) 》وکیل مملکت《 @farsitweets
فرش تاریخی "قصه رستم" از شاهنامه فردوسی که توسط هنرمندان تبریزی در عهد قجر بافته شده است. قدمت: سال ۱۸۰۵ کمپین @farsitweets
معمولا هرکی هم سطح و لول تو نباشه اول باهات رفاقت میکنه تا خودشو بهت برسونه، بعدم باهات رقابت میکنه..در نهایت هم باهات دشمنی میکنه. این رسم‌ رفاقت با ادمای پایینتر از خودته. 》ماندانا《 @farsitweets
محمد صدر به دادگاه احضار شد @farsitweets
دیروز که از خونه داییم که برمیگشتم، چند تا گلابی داد بهم. سوار اسنپ که شدم به راننده هم تعارف کردم و قبول نکرد. من همینجور که به گلابیم گاز میزدم، بلند بلند میگفتم: به به چه گلابی خوبی. چه گلابی آبدار و شیرینی. راننده زد زیر خنده و دوباره تعارفش کردم و برداشت. الان که بهش فکر میکنم دچار شرم نیابتی میشم که آخه این چه کاری بود:)))) 》Vartan《 @farsitweets
داشتم میرفتم بیرون، بچه‌ام به من گفت اگر به اقتصاد خانواده لطمه ای وارد نمیشه داشتی برمیگشتی برای من پنیر ویلی بگیر😑 》دختر همسایشونم《 @farsitweets
‌ادعای رویترز: مکانیسم ماشه فردا اعمال میشود، طرف‌های اروپایی برجام احتمالاً روند اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را از فردا آغاز خواهند کرد/فارس 》FT《 @farsitweets
دیشب باید بابام رو که با واکر و نسبتا هم کند راه میره از یه خیابون شلوغ رد می‌کردم مامان مریضم هم باهام بود داشتم به زحمت راه باز میکردم که یه آقایی اومد با دست به ماشین‌ها علامت داد و از هر دوطرف متوقفشون کرد و مارو رد داد و خودش دوباره برگشت آقا هر کی بود دمت گرم🫡 خیلی انسانی🫠 》هاویشام《 @farsitweets