eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
47.4هزار دنبال‌کننده
50هزار عکس
17.5هزار ویدیو
15 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طرف دلش خوشه مهاجرت کرده به اروپای جهان اولی! ٣ سال پیش ازش دزدی کردن؛ حالا گفتن آقا دزده بضاعت مالی نداره جبران خسارت کنه؛ برو پی کارت😂 محمد کشاورز @farsitweets
اول پاییز که میشه ما گیلانیا انگور میخریم انار پَته (مربای انگور) درست میکنیم در طول زمستون با چای میخوریم یا صبحانه با روغن یکم تفت میدیم و تخم‌مرغ میزنیم توش خیلی خوشمزست🥹 *شیرینی مربایی* @farsitweets
خواهرم یک دختر داره حدود ده سال سن داره و یک بچه شلوغ و شر به معنی واقعی کلمه است ، پیر کرده پدر مادرش رو امروز دیدمش بهش میگم دایی جان عزیزم اینقدر مادرت اذیت نکن ، نگاهی به سر تا پای من کرد گفت چشم عباس آغا و رفت :)))) *هزارپا* @farsitweets
‏من دیگه پامو تو این" کلینیکای زیبایی" نمیزارم دکتره برگشته میگه چندسالته؟ میگم یک ماه دیگه ۲۵ میگه خیلی دیر اومدی برای تزریق، چین و چروکات عمیق شده!!!! منم پاشدم اومدم بیرون😑😑😑😑 خداروشکر که فهمیدیم ۲۴ ۲۵ سالگی دیره! •Fatima• @farsitweets
کلاسای ما. • حافظ حدیث ثقلین• @farsitweets
هودیمو آوردم بپوشم دیدم تو جیبپ پول هست و داداشم لو داد مامانم مخفیانه واسه همه‌مون این کارو می‌کنه که با تغییر فصل خوشحال شیم=)))))) • پَر • @farsitweets
جایزه بدترین وینگر چپ تاریخ هم به کارل مارکس از اتحاد جماهیر شوروی می‌رسه • Jarrod • @farsitweets
دبیرستانی بودم یه روز مامان بابام جفتشون سرکار بودن اومدم غذامو گرم کنم دیدم عنکبوت تو آشپزخونه‌س؛ با گریه زنگ زدم به بابام که برگرد نمی‌تونم غذا بخورم عنکبوت اینجاست، اونم برگشت، عنکبوت رو گرفت، غذامو گرم کرد، نازنازیم کرد بعد رفت. هیچی دیگه دلم تنگ شده برای پرنسس بابام بودن. • ئه‌وینار • @farsitweets
به نظرم باید یه کارزار راه بندازیم با عنوان حذف کتونی های گُنده از صنعت مد و پوشاک 👟 - @farsitweets
مادرم همیشه دوست داشت روز اول مهر منو ببره مدرسه اول مهر که رسید سرطانش عود کرد و نتونست، قول داد سال بعد هر طوری شده خودش رو برسونه و با هم بریم مدرسه سال بعد ولی عمرش کفاف نداد حقیقتا حسرت بزرگی بود، از روز اول کلاس اول دبستان تا اخر تحصیلاتم هیچوقت دم مدرسه هیچکس منتظرم نبود. 》کاتسوموتو《 @farsitweets
یک مدتی در گذشته لینک ناشناس گذاشته بودم، بعد هر کس پیام می‌داد می‌گفتم ببخشید من با کسی که نمی‌شناسم دیالوگ نمی‌کنم! نمی‌دونم چرا! 》Echinops《 @farsitweets
یک دفعه با پسرداییم رفته بودم نمایشگاه ماشین، اون رفت یک ور دیگه، من با آقاهه رفتم سراغ یک ماشین دیگه، صندوق رو تا باز کرد، گفتم: چقدر بزرگه، قشنگ ۳ تا جنازه جا میشه. یارو قشنگ شوک شد! پسرداییم دو دقیقه بعد تا صندوق رو‌ دید: پرهام، چقدر خوبه صندوقش، قشنگ ۳ تا جنازه میتونی جا بدی! پرهام بهشتی @farsitweets