حس میکنم دارم مادربزرگ میشم، واسه مهمون یه چیزی درست میکنم اگه تا آخر نخوره عصبی میشم، اگه یکمیشو تو ظرفش بذاره اضافه بمونه که قشنگ تشنج میکنم
»کئورج جلونی«
@farsitweets
داشتیم سر خرید سرامیک با فروشنده سروکله میزدیم و بحثمون داغ بود. بچهجان هم این وسط هی لباس منو میکشید ومیگفت کار مهمی دارم. چندبار جواب ندادم دیدم ولکن نیست ونمیذاره گوش بدم.
گفتم زود بگو چی میخواهی؟
گفت به نظرت من میتونم توی ۲۰سالگی 'ازدباج' کنم؟😐
»هاویشام«
@farsitweets
زنگ زدم اون عمارتی که گلزار عروسی گرفته قیمت گرفتم تا ببینم هزینه عروسیش چقدر درومده، بازم اگه کاری به ذهنم رسید که بجای درس خوندن انجام بدین بهتون میگم.
👤 اشکان مدیری
@farsitweets
یه جوری مهریه ننویسین که از دیه تون بیشتر بشه. برای جون خودتون ضرر داره 😂
»miShkAa«
@farsitweets
به نظرم اینکه آدم کسی رو نداشته باشه
خیلی بهتر از اینه که
داشته باشه و هی منتظر توجه از سمتش باشه...
»هآنی«
@farsitweets
یبار نصف شب پدرم با صدای خیلی بلند و کشیده داد زد “سعییید”. همه ریدیم به خودمون بدو بدو رفتیم دیدیم پاشو گذاشته رو مدفوع گربه.
یعنی احتمال اینکه گربه از جایی اومده داخل و ریده وسط هال رو نداد و فکر کرده من با ۲۰ سال سن ریدم وسط خونه و رفتم خوابیدم.
نکته جالب ماجرا، مادرم بود. چراغ رو که روشن کرد و پای کثیف پدرم رو دید، رو کرد به من گفت حالا چطور فرشو بشورم؟ یجوری شد که واقعا فکر کردم من ریدم اونجا.
»سعید«
@farsitweets
خانه کلاهدوز - یزد
همین الان گرفتم
واقعاً عجیبه! ۱۶۰ سال قبل چطوری اینقدر خوب و دقیق بوده طراحی و مهندسی و اجراشون؟
👤 Sadra
@farsitweets
حالا اینکه گلزار بود، شما فکر کنید اگه من ازدواج کنم دخترا چقدر ناراحت میشن.
»Atom«
@farsitweets