eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
69.8هزار دنبال‌کننده
60.9هزار عکس
22.8هزار ویدیو
29 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه نصف شب تکست دادم گفتم باهام حرف بزن یعنی وسط جهنمم ، نجاتم بده. • sina • @farsitweets
کاش میشد فهمید که کی میخرتش 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ »SaRa« @farsitweets
طرف میگه رفته بودیم امتحان ICDL رو توی فنی و حرفه ای بدیم، هر چی به خانم بغل دستی میگفتم این سوال اکسل چی میشه جواب نمیداد، عصبانی شدم گفتم بگو دیگه همین یکی رو موندم، یهو داد زد بابا ولم کن من امتحان خیاطی دارم بلد نیستم. 🤣 👤 اح‍‌‌ــسـ‌‌ـ‌ــان @farsitweets
🐦 معاون وزیر خارجه : در ادامه رایزنی‌های دیپلماتیک با طرف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، با همتایان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی خود در ابوظبی ملاقات کرده و در مورد طیفی از موضوعات و نگرانی‌های متقابل با هم گفتگو نمودیم. @farsitweets
دیشب مراسم یادبود یکی از فامیل‌ها بود. دیدید که مُد شده گروهی میاد و نی می‌زنن و شعرهای غمگینی می‌خونن. کار اون گروه که تموم شد، همه منتظر شام بودند. یه بنده خدای پیری یهو رفت بالای سِن و شروع کرد از مرحوم گفتن. معلوم بود دستپاچه و نابلده. صداش می‌لرزید. جمله‌بندی‌هاش کاملا نا‌مفهوم بود. ولی معلوم بود که با بغض داره حرفش رو به زور می‌زنه. تقریبا همه می‌خواستند که زودتر تمومش کنه. ولی یکی اون وسط حرف قشنگی زد. گفت: کاشکی همه‌مون یه دوست اینطوری داشتیم که وقتی نبودیم، حتی دست‌و‌پا شکسته و غلط از ما و خاطراتمون بگه. راست می‌گفت. »hadi farhadi« @farsitweets
اگه سعدی میدونست اشعارش رو اینطوری در راه مخ زنی حیف و میل می‌کنید، بجای شاعر شدن می‌رفت قصابی بقالی چیزی میشد. »Sadjat« @farsitweets
‏وقتی با بابات می‌ری مدرسه که کارنامتو بگیره: »گرگ آلوده دهن دریده« @farsitweets
‏یه بار با بابام میخواستیم بریم سفر ، پرواز ساعت ۵ صبح بود ، ۲ ساعت قبل پرواز رسیدیم فرودگاه ، قشنگ سر وقت همه کارامونو انجام دادیم رفتیم رو این صندلی راحتی های فرودگاه دراز کشیدیم تا صدامون کنن ، بیدار شدم دیدم آفتاب تقریبا وسطای آسمونه ، بیدارش کردم تاکسی گرفتیم برگشتیم خونه ‌ »Aliz« @farsitweets
مادربزرگ من خان زاده بوده یعنی کلفت و خدمت کار همه چی، پدر بزرگم نه یه چیز متوسطی بود میره خواستگاری و به هر دلیلی دختر رو بهش میدن دختر رو که میگیره بخاطر اینکه خلع اون امکانات خونه پدرش نباشه همه کار میکرده یعنی جای همه چی رو هم عاطفی هم فیزیکی همه چی رو پر میکرده دهه هشتاد پدربزرگ فوت میکنه مادر بزرگ زندست ولی دچار آلزایمر شده از اینجا به بعد خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم مادربزرگ به مرور زمان آلزایمر گرفته الان همه رو فراموش کرده چند وقت پیش اومد خونه ما روی دیوار عکس عروسی خودش و پدربزرگ رو دید با عصبانیت اومد تو پذیرایی مادرم رو صدا زد و گفت این زنه کیه که بغل آرش من وایساده همه رو فراموش کرده بود حتی خودش رو اما پدرم بزرگم رو فراموش نکرده بود اسم پدر بزرگم آرش بود… »دكتـ‍رشون« @farsitweets
دیروز خیلی گریه کردیم. صبح: آقای ۴۰ ساله اومده، ۲۰۰ میلیون داده برای عمل زیبایی جمجمه و لیفت صورت! عصر: پسر بچه ۴ ساله دچار سوختگی و عفونت رو با دو روز تاخیر آوردن، چون خانوادش حتی پول تاکسی نداشتن! چه کنیم با این همه درد؟ 👤 امدادگرِ غیبی @farsitweets
سیستان و بلوچستان - سرباز - انبه 👤 AmirDjawadi @farsitweets
وای خدای من صب زن عموم زنگ زد گفت پسرش بعد ۶ ماه طلاق گرفته :/ پسر عموم افسردگی شدید داشت بخاطر شکست عشقی تراپیست گفت باید با یکی ازدواج کنه تا بهتر بشه روحیش. خلاصه پسر عموم بعد چند وقت از یکی دیگ خوشش اومد دختره کم سن بود، فاز عشقو عاشقی برداشتن بعد چند وقت ازدواج کردن تو عروسیش فقط رفیقای دختره بودن همه در حد ۱۷ سال خلاصه اینا ازدواج کردن تموم شد. پسر عموم حالش بهتر شد. کم کم دیگ دختره رو ندیدیم هر سری که میرفتیم خونه عموم. تتا امروز زن عموم زنگ زد گفت طلاق گرفتن چون دختره خیانت کرده :// چطور؟ اینطوری که با دوستاش روزا میرفته بیرون ی روز که پسر عموم زودتر از حد معمول میرسه تو خیابون میبینه زن کم سنش سوار ی ماشین پر دخترو پسره :/ وقتی ازش میپرسه میگه دوستامن دیگه خلاصه اونجا دیگ پسر عموم میزنه ب سیم اخر میگه نه غذایی درست میکنه نه خونه تمیز میکنه همش با دوستاش میره بیرون اخرشم اینطوری :/ توی دادگاه ام دختره گفته من خسته شدم از محمد نمیخوام متاهل باشم، دوستام همه عشقو حال میکنن من باید بشینم تو خونه :// لطفا تا عقلشو نداشتین ازدواج نکنید :// »adly« @farsitweets