قصههای بچگی ما اینجوری شروع میشد که: یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود. یه پادشاه بدجنسی بود که...
خب مگه نمیگی غیر از خدا هیچکس نبود پس این پادشاه از کجا پیداش شد؟
*استنلى مينويسد*
@farsitweets
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیشتر از اینکه دخترا بابایی باشن، باباها دختری ان
*لی لی الی*
@farsitweets
میگفت تو خیلی زود رنجی!
دلم میخواست بهش میگفتم آدمها از کسایی که دوسشون دارن بیشتر میرنجن، وگرنه بقیه که مهم نیستن…
*میسا*
@farsitweets
اقای شفیعی کدکنی راست میگه،
کاش تو بودی و نبود هرآنچه هست ...
*دیکتاتور حانیه*
@farsitweets
توییتر ۱ روز خوب نبود همه میخواستن ترکش کنن، چه انتظاری از آدما داری؟
👤 Ali
@farsitweets
گفته بودی حتی اگه 20 بگیری بهت 10 میدم ...
منم با ارفاق بهت 12 دادم 🤝🏻😌
*سروتونین*
@farsitweets
انگار همه دنیا حالشون خوب باشه جز من. همینقدر احساس تنهایی دارم.
*متواری*
@farsitweets
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید باورش سخت باشه ولی یه عده این تصاویر از مترو نیویورک رو زیبا و اثری هنری می بینند
👤 نویتسا بانج
@farsitweets
چرا یه پهلوون باید میرفت وسط خیابون زنجیر پاره میکرد ،بعد همه دورش جمع میشدن؟
*امیری که ... نیست!*
@farsitweets
سارق بانک سابقه داری تو خاطرات به حبس ابد محکوم شده بود
نحو دستگیری خودش
اینجوری نوشته بود
یک روز با اسلحه وارد بانک شدم و تقاضای پول کرد
وقتی پولها را دریافت کردرو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید:
آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی بکنم؟
مرد پاسخ داد:بله قربان من دید
من اسلحه را به سمت شقیقهی مرد گرفت شلیک کرد
مجدداً رو به زوجی کردم که نزدیک من ایستاده بودندن از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟»
مرد پاسخ داد: «نه قربان، من ندیدم اما همسرم دید
من انقدر خندیدم از حرف مرد که تعادل به هم خورد سرم به پیشخون خورد بیهوش شدم
*جورج روستایی*
@farsitweets
326.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استقرار خودروهای زرهی در شهر مارسی
👤 سيد علي موسوي
@farsitweets