eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
75هزار دنبال‌کننده
57.6هزار عکس
21.3هزار ویدیو
24 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
اول صبح با لپ‌تاپ رفتم کافه ادا دربیارم که دارم کار مهمی می‌کنم و جلب توجه کنم، پنج دقیقه بعد یه نفر دیگه با لپ‌تاپ نشست بغلم، و یه نفر دیگه و چند نفر دیگه، یک ساعت گذشت، کافه تبدیل شده بود به کافی‌نت و دیگه جلب توجه نمی‌کردم، فردا می‌رم اونجا خودم رو آتیش میزنم شاید اونام ادا منو دربیارن تا از دست یه مشت آدم ادایی راحتتون کنم :))) »شهره صولتی« @farsitweets
ایشون مربی باشگاهیه که میرم اذان که میگن همونجا نمازشو می‌خونه 👤 Mohammad Rad @farsitweets
هنوز وقتی به این فکر میکنم که ما از تلفن سیمی و دنیای بدون اینترنت و تِلِتِکس رسیدیم به دنیای AI و VR، و من تازه ۳۲ سالمه و همه اینارو دیدم، برگام میریزه! »Black Sun« @farsitweets
نتیجه‌ی ۲۰ ساعت نقاشی 👤 ali @farsitweets
روش استخراج تصاویر و .. از فایل‌های آفیس ( مثلا Word ) 😂 پسوند فایل را از docx به zip عوض کنید و فایل را winrar یا 7z باز کنید کل تصاویر و .. با حداکثر کیفیت به صورت فایل اورجینال خواهید یافت »Teegra« @farsitweets
حسینیه آصفی (آصفی امام باڑه) از بناهای مذهبی و فرهنگی شیعه در شهر لکهنو واقع در ایالت اوتارپرادش هند، بزرگترین حسینیه جهان است. در سال ۱۷۸۴ م، آصف‌الدوله از حاکمان شیعه هند، برای خدمت به عزاداران سیدالشهداء و همچنین ایجاد اشتغال برای مردم شهر، دستور به ساخت این حسینیه عظیم و بنای شگفت و هزارتوی آن را داد. 👤 فطرس مدیا @farsitweets
شما ظرفو بشور ولی اگر تو مرحله‌ی آخر سینکو تمیز نکنی، اون ظرف شستن بدرد عمت می‌خوره. »آقای شروت« @farsitweets
نبات ادایی 🌚 👤 𝐿𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝐶𝑎𝑡 @farsitweets
این گاله که ما تو فارسی میگیم «گاله رو ببند» همون gueule تو فرانسه است، که میشه پوزه. اونا هم میخوان کسی را با خشونت دعوت به سکوت کنن میگن: Ferme* gueule *ببند هربار این رو میشنوم تو دلم میگم حقا که فارسی قند است:)))))) »نینکاسی« @farsitweets
احتیاط شرط عقله!! 👤سد مِهتیـ @farsitweets
در راستای اون لحظات غم‌انگیز پزشکی، طرح که بودم، یه مریض ۱۰ ساله داشتم که با خونواده‌ش از یه روستای محروم‌تر از محل طرحم (!) اومده بود. مامانش گفت بچه‌م سردرد داره. قیافه‌ی بچه رو هیچوقت یادم نمیره. چشماش پر از ترس و اضطراب بود، خیلی بی‌قرار بود و سرشو با پارچه بسته بودن. بچه اصن حرف نمیزد هرچی ازش میپرسیدم. یهو هم وسط شرح حال گرفتن، دویید رفت تو حیاط بیمارستان. مامانش گفت انقدر سرش درد میکنه که یهو جیغ میزنه و میدوعه. خیلی سخت شرح‌حال میدادن. یهو به ذهنم رسید که پارچه‌ی دور سرشو باز کنم. مامانش گفت نه نه زخمیه، نمیشه باز کنین. گفتم واسه چی زخمیه؟ گفت ۱۰-۱۲ روز پیش داشته با یه روباه بازی میکرده، روباهه گازش گرفته. خیلی عادی اینو گفت. یعنی اگه نمیخواستم پارچه رو باز کنم، اصن نمیگفت این ماجرا رو. بله :( بچه هاری گرفته بود… و دیگه خیلی دیر بود. چند وقت بعدش هم فوت کرد. هیچوقت چشمای وحشت‌زده‌ و بی‌قرارشو یادم نمیره :( »سِـپ« @farsitweets