eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
75.1هزار دنبال‌کننده
57.6هزار عکس
21.3هزار ویدیو
24 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از ویژگی‌های اصلی طنز دهه شصتیا کش دادن یک ژانریه که زمانش تموم شده. می‌گید نه؟ وایسید ببینید این کیکه یا واگعی رو اینا تا کی قراره ادامه بدن. 》Mateo《 @farsitweets
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنجال در بازی آلومینیوم و فولاد آلومینیومی‌ها امروز ۱-۰ به فولاد باختند اما آن‌ها معتقدند که در بازی امروز یک پنالتی برایشان گرفته نشده و گلی که خوردند هم آفساید بود. همین موضوع بعد از بازی جنجال به‌پا کرد و بازیکنان این تیم به‌سمت داور هجوم بردند. در نهایت داوران با همراهی یگان‌ویژه از زمین خارج شدند. مدیرعامل آلومینیوم: «من دیگر زورم نمی‌رسد، استعفا می‌دهم.» 》OPT《 @farsitweets
‏اومدم بیمارستان اعصاب و روان ی پسره رو آوردن به خاطر اینکه ناهار ماکارونی بوده زده همه ظرفارو شکونده حالا امشب که داره بستری میشه شام بیمارستان ماکارونیه :)))))))) 》پدرام《 @farsitweets
رفتیم رستوران آبگوشت بخوریم، ترشی هم تو سفره بود، بچه از ترشی خیلی بدش میاد گفت ترشی رو از سفره بردارید! گفتیم‌ نمیشه می‌خوایم بخوریم، گفت وای زندگی من چقدر سخته. همون‌ لحظه تروماهای کودکیم کنارم نشسته بودن داشتن گوشت کوبیده می‌خوردن و حرف بچه‌ام خیلی بهشون بر خورد. 》مارشملو《 @farsitweets
📲اکانت اسرائیل عربی حماس را به سوسک تشبیه کرد! @farsitweets
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه وضویی گرفت که وضوی خانم جعفری باطل شد😂 》امیرآریان《 @farsitweets
پدرم هستن. 》yeezy《 @farsitweets
به کارفرما میخواستم اطمینان بدم از بابت کیفیت پنجره ها، گفتم این مدل پنجره تا بیست سال خوبه بعدش هم که ایشالا شما دیگه نیستین😐 بنده خدا هفتاد و چهار سالشه چرا من این حرفو زدم ؟ کاش لال بشم من 🤦 》Sara《 @farsitweets
یادمه وقتی پدربزرگم آلزایمرش شدت پیدا کرد هیچکسو یادش نمیومد. یه روز مادربزرگم رفت جایی شبم برنمیگشت، پدربزرگم تا صبح از جاش بلند میشد میرفت تا دم در قفل شده دروباز کنه همشم با خودش زمزمه میکرد پس کجاست؟ میپرسیدیم کیو میگی؟میگفت نمیدونم! برای همیشه رفت؟ 》هویجشونم《 @farsitweets
یه‌بار دبستان پول توجیبیمو خرج نکردم و هیچ‌چی نخوردم و تو راه برگشت رفتم یه لوازم تحریری و همه‌شو پول برره‌ای خریدم. وقتی بابام از سر کار برگشت و ماجرا رو فهمید یه فصل کتکم زد، بعد پرسید از کجا خریدی اینا رو؟ گفتم فلان‌جا. منو برد همون‌جا جلوی فروشنده دوباره یه فصل کتکم زد. دهنت سرویس آقای مدیری. تازه یادم اومد. 》ممّد《 @farsitweets
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا