ی شعر داشتیم بچگی میخوندیم
تاب تاب عباسی خدا منو نندازی
اگ منو بندازی بنداز بغل بابایی
فریادِ بیصدا..
ی شعر داشتیم بچگی میخوندیم تاب تاب عباسی خدا منو نندازی اگ منو بندازی بنداز بغل بابایی
بابا خواستم بگم خیلی وقته از تاب افتادم چرا بغلم نمیکنی؟(:
فریادِ بیصدا..
گریه های این موقع شب>>
حواستون باشه سوی چشماتو از دست ندید چون همه جارو تار میبینین:)
شب، از همیشه شب تر است؛
زمان از زمانه ظالم تر؛
آدمکی در پناه زخمی خویش،تنهاتر..
ونگوگ نقاش معروف هلندی میگه
شب زنده تر و رنگی تر از روز است
درسته ولی غمگین تره