واقعا دلتنگی منطق حالیش نیس، یهو میبینی دلت برای یه کافه که آخرا غر میزدی که همه چیش بده یا حتی برا شوخیای بی مزه ی دوستت که همیشه رو مخت بود دلتنگ میشی.
دوتا چیزو هیچوقت ادامه نده
ارتباط با کسی ک بهت ضرر میرسونه
خط چشمی ک حس میکنی هنوز جا داره
وقتی ب بعضی هزینه هایی ک تو زندگیم برای ی سری آدما کردم فک میکنم واقعا پشیمون میشم:///
فکر نمیکردم که روزی ورژن ساکت، کمحرف، گوشهگیر، آروم و تنهای خودمو ببینم. من همون دخترهام که سرو صدا راه مینداختو با تمام آدمای شهر دوست میشد.. همون که نیشش همیشه باز بودو برای معاشرت، آمادهترین بود.. حالا آدمارو میپیچونم، تلفنامو قطع میکنم، پیامهامو بیجواب ول میکنم، قول میدم پاش واینمیسم، سر قرارها نمیرم، تولدا و مهمونیارو کنسل میکنم، دوستامو نمیبینم، تو جمعهای خانوادگی میخوابم تا مجبور به ارتباط گرفتن با کسی نباشم.. غم همیشه درسو تجربه نمیشه.. همش رشد نیست.. بخش زیادیش تغییره.. تغییرهای ناراحت کننده و بد.. تبدیل شدن از یک آدم پر انرژی، به آدمی که حوصله حرف زدن با خودشم نداره...