کار ب جایی رسیده ک باید یکی دستمو بگیره پشتش قایمم کنه ، وایسه جلوی بقیه دادبزنه بابابسه دیگه این بچه گناه داره ولش کنین!
ما جوونای ایرانی هرکدوممون دونفره
اولی کسیه ک داره از شدت خستگی ، فشار و نا امیدی نابود میشه
و دومی کسیه ک هنوز داره تلاش میکنه و امیدواره ک بتونه همه چیو تغییر بده
همش میگفتم خب شاید ارزش داشت،شاید این ماجراها،این غما،این اذیتا تهش قشنگ بود تهش یه تنه هرچی غمو غصه تو ماجرا بود و برداشت برد اما هرچی که گذشت دیدم نه آقا ارزش نداره،نمیچسبه اصلا،هرچی جلوتر هم بری بدتر میشه،بیشتر اذیتت میکنه،بدتر میاد گلوتو میگیره میچسبه،اصلا هرچی بری جلوتر همچی زشت تر میشه.