کار ب جایی رسیده ک باید یکی دستمو بگیره پشتش قایمم کنه ، وایسه جلوی بقیه دادبزنه بابابسه دیگه این بچه گناه داره ولش کنین!
ما جوونای ایرانی هرکدوممون دونفره
اولی کسیه ک داره از شدت خستگی ، فشار و نا امیدی نابود میشه
و دومی کسیه ک هنوز داره تلاش میکنه و امیدواره ک بتونه همه چیو تغییر بده
همش میگفتم خب شاید ارزش داشت،شاید این ماجراها،این غما،این اذیتا تهش قشنگ بود تهش یه تنه هرچی غمو غصه تو ماجرا بود و برداشت برد اما هرچی که گذشت دیدم نه آقا ارزش نداره،نمیچسبه اصلا،هرچی جلوتر هم بری بدتر میشه،بیشتر اذیتت میکنه،بدتر میاد گلوتو میگیره میچسبه،اصلا هرچی بری جلوتر همچی زشت تر میشه.
مخترع آسانسور هیچوقت فکرنمیکرد ک مهمترین آتلیه عکاسی ایران توآینده رو اختراع کرده باشه