همش میگفتم خب شاید ارزش داشت،شاید این ماجراها،این غما،این اذیتا تهش قشنگ بود تهش یه تنه هرچی غمو غصه تو ماجرا بود و برداشت برد اما هرچی که گذشت دیدم نه آقا ارزش نداره،نمیچسبه اصلا،هرچی جلوتر هم بری بدتر میشه،بیشتر اذیتت میکنه،بدتر میاد گلوتو میگیره میچسبه،اصلا هرچی بری جلوتر همچی زشت تر میشه.
مخترع آسانسور هیچوقت فکرنمیکرد ک مهمترین آتلیه عکاسی ایران توآینده رو اختراع کرده باشه
یجوری درس بخونین ک اسمتون بره تو لیست ترور مستکبرین عالم نه تجدیدی های شهریور"
از ی سنی ب بعد شما دیگه وقت نداری بشینی گریه کنی ، مجبوری همراه با اشک ریختن رانندگی کنی ، ظرف بشوری یا ب بقیه کارای عقب موندت برسی..
پوستم حساس،اعصابم حساس،روحیم حساس،رفاقتام حساس،همه چیم حساس.
میخوام رو پیشونیم بنویسم"شکستنی" با احتیاط برخورد کنید