خیلی دوس دارم ازین ادمایی باشم ک کم عکس میگیرن ولی متاسفانه هر اینه ای ببینم قربون صدقه خودم میرم ، عکس میگیرم و با رفیقام شیرمیکنم:(
اینا چطور ۲۰ سالشونه هم زبان بلدن،هم مهاجرت کردن،هم پولدار شدن،هم ماشین و خونه خریدن؟
من تا به اینجای زندگیم فقط سعی کردم نمیرم.
حالم بده.
استرس و اضطراب دارم ، خوابم تنظیم نیست ، تفریح درستی ندارم و اعصابم داغونه حتی آهنگامم حالمو خوب نمیکنن و این خلاصه زندگیمه توی سنی ک قرار بود بهترین سال زندگیم باشه:)
حقیقتا من هی میگم ن بابا استرس ندارم، اضطراب چیه، اوکیم، اصن مهم نیست، همیشه همه اطرافیانمم فک میکنن من بیخیال ترین انسان جهانم امابعد بدنم با جوشو لرزش دست و فک و ریزش مو و معده و دردو اینا بهم میگه ک دیگه جلو من خودت باش عزیزم:)
بعد از اینکه خیلی گریه کردی دیگه گریت نمیگیره،چون بدنت بعد از کلی گریه بی حس میشه..
اینقد بی حس ک گریه کردن براش بی معنی میشه و تنها کاری ک میتونه بعدش انجام بده فکر کردنه.