فریادِ بیصدا..
لبخندش برآمده از قدرتش بود وگرنه درون پر التهابی داشت. <تولدت مبارک> قلب قوی من(:
فکرنکنین ۱۸ و ۱۹ سالگی خبریه،همچینم قشنگ نبود..
حتی روز تولدتم نمیتونی خوشحال باشی.
من پر از مانع و دیوار های درونی ام.پر از حصارهایی از جنس نشدن. حتی اگ بتونم از پس خودم بربیام ؛ دیگه جونی برام نمیمونه با این دنیا مواجه بشم.من خودم مانع خودمم