فریادِ بیصدا..
نیازمندی ها یه نفس عمیق بعد از کلی خستگی درست وسط بین الحرمین:)
نیازمندی ها
بغل کردن فردی ک دوسش دارم
شاید اونی که داری براش میجنگی تو قسمتِ داستانت نیست. شاید داری برای یه آدمِ اشتباه؛ همه ی توانتو میزاری تا پیروز بشی.
«من آنگاه که از جستجو خسته شدم، یافتن را فرا گرفتم. و زمانی که بادی مخالف وزیدن گرفت، با بادبانهای خویش به پیش راندم.»
وضعیت زندگیمون شده شبیه وضعیت تایتانیک ولی اسلوموشن!
میدونیم داریم غرق میشیم ولی داره طول میکشه، ما هم وسطش میریم کافه، رستوران، کنسرت، عاشق میشیم، مهمونی میریم.
بعضیها از طبقات مختلف و جاهای مختلف کشتی زودتر غرق میشن، ما هم هیچ کاری ازمون بر نمیاد، همینجوری که غرق شدن اونا رو تماشا میکنیم میریم یه قهوه میخوریم که شاید این آخرین قهوهمون باشه
اینو بدون؛ حتی اگه زندگی نذاشت تا آخرش پیش هم باشیم، روح من تو یه زندگی دیگه پیدات میکنه و دوباره عاشقت میشه.!