احساس میکنم کم کم باید برم آدمایی ک دوسشون دارمو بغل کنم و بهشون بگم واقعیت اینه ک من دیگه نمیتونم دوست خوبی براتون باشم،دیگه بلد نیستم به حرفاتون گوش کنم،دیگه نمیتونم براتون قشنگ حرف بزنم و ب آینده امیدوارتون کنم؛همشم ب خاطر همینه ک این روزا نمیدونم با خودمم چن چندم
دلم میخواد بریم ی جا دور از آدما
شب باشه
بارون بیاد
بغلت کنم
و تا صبح حرف بزنیم(: