- من پزشکی خواندهام ، درد ِتو را میدانَمَش . .
فاصله داری ز آغوشم که تَب دارد تَنَت
سیمِ هندزفری تنها که بمونه جمع میشه ، مچاله میشه ، میره تو خودش ، ما که دیگه آدمیم .
فریادِ بی صِدا؛
تلخیِ اخلاق را اندامِ موزون حل نکرد
استکانم شد کمرباریک و چایم تلخ ماند