عاشق این حرف داستایوفسکی شدم، میگه: «زنی که کتاب میخواند، به آسانی عاشق نمیشود؛ او تنها به دنبال همتای معنویای است که با جزئیات کوچکش تشابه داشته باشد.»🕯
تا حالا اینطور شدی که یه اسپویل رو میبینی و سعی میکنی خودتو متقاعد کنی که واقعاً اونو ندیدی و میگی نه بابا اینطوری نیست، یا فقط من اینطورم؟
— وقتی دنیا تو رو ترسوند و کاری کرد که هزارتا فکر تو سرت بچرخه و بلرزی ، به موسیقی مورد علاقهات گوش بده ، اون تو رو تو یه پتوی گرم میپیچه و به سمت شومینه راهنمایی میکنه و یه فنجون قهوهی گرم بهت میده و نجاتت میده .
ولی من منتظرم که حالت خوب بشه ، قلبم غمگین شده ، گل ها پژمرده شدند ، آسمان دلگیر شده، دیگر پروانه ها بال هایشان باز و بسته نمی شدند چون با صدای خنده های تو زندگی میکردند ، باد هم به باران کمک میکنه و آرومش میکنه ولی طاقت نداره و گریه میکنه. تنها دلیل این همه تو هستی ، زودتر خوب شو و به جهان زیبایی برسون.
یکی از زندگی راضیه، یکی هر روز دلش میخواد بمیره، یکی میخنده، یکی گریه میکنه، یکی غر میزنه، یکی انرژیش بالاعه، یکی بی حوصله هست، یکی با آدما حال میکنه یکی حوصله هیچکسو نداره و همهی اونا منم.
من مانده ام در اما و چراها،
ماندهام در گذشته،
ماندهام در همان روزی که روح مرا کشتند ،
اما سکوت کردم،
من ماندهام بین صد هزار کلمه،
اما نمیتوانم کنار هم پیچنمشان.