eitaa logo
فریادِ بی صِدا؛
124 دنبال‌کننده
145 عکس
28 ویدیو
0 فایل
°ٌذهنیتی از تو دارم که با همان دفترم را شروع میکنم یعنی بنام تو :) 🌝💕° °شروعِ ما: ۱۴۰۳/۰۲/۱۸ 🌱💚° °محتوا:ترشحات ذهن 🦦🧡° همسایه :@Raahil25
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از زندگی راضیه، یکی هر روز دلش میخواد بمیره، یکی میخنده، یکی گریه میکنه، یکی غر میزنه، یکی انرژیش بالاعه، یکی بی حوصله هست، یکی با آدما حال میکنه یکی حوصله هیچکسو نداره و همه‌ی اونا منم.
من مانده ام در اما و چراها، مانده‌ام در گذشته، مانده‌ام در همان روزی که روح مرا کشتند ، اما سکوت کردم، من مانده‌ام بین صد هزار کلمه، اما نمیتوانم کنار هم پیچنمشان.
دستش را به گلویش می‌زند و می‌گوید : «اینجاست، رد نمی‌شود.»
به چشمم گفته بودم عشق مرا لو نده! این روانی بی اجازه با تو صحبت می‌کند
مستِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت گردِ شمعش سوختم پروانه گشتم عاقبت رفتم از دستش بگیرم تا گرفتم پر کشید آشنـا گفتـم شوم بیگـانـه گشتم عاقبت در خیـال آن شبی بـودم مـرا مهمان کنـد غـافل ازخود بودم و بی خانه گشتم عاقبت در پی ات آواره شـد دل نامسلمانی نکـن بُگذر از مـن، پیرِ آن فـرزانه گشتـم عاقبت نازنین میبندم این دفتر گذشت ان فصل ما با نسیمی می روم افسـانه گشتم عاقبت️
می آید هر آنچه باید
- یه قانونی هست که میگه: تا وقتی خطر از دست دادن یه چیزی رو حس نکنی، واسه نگه داشتنش تلاش نمیکنی. -