بیانات#امام_خامنهای در مورد #حضرت_علی_اکبر و #جوان
#امام_خامنهای :
💠خون شهید، تضمین کننده استقلال ملت و آبروی اسلام است؛ لذا همه ما مدیون شهدا هستیم. این همان چیزی است که امام حسین به خاطر آن شهید شد. آیا شهدای ما با علی اکبر حسین بن علی و با خود وجود مقدس و بزرگوار او قابل مقایسه اند؟ آن بزرگوارها برای همین شهید شدند و جوانهای ما هم برای همین شهید شدند. ۶۳/۱/۲۲
🔶شهادت در برهه هایی از زمان و در لحظاتی از تاریخ، ارزش بیشتری پیدا میکند شهادت در دوران امام حسین، از شهادت در قبل و بعد دوران اباعبدالله با فضیلت تر است؛ لذا هیچ یک از شهدای عالم و چه بعد از اباعبدالله تا زمان ما، ارزش شهدای کربلا را ندارند. هیچ کدام از پیرمردهای شهید ما ارزش حبیب بن مظاهر را ندارند؛ هیچ کدام از جوانهای شهید ما ارزش علی اکبر را ندارند؛ چرا؟ چون آن لحظه، لحظه حساس و تعیین کننده ای بود. انفاق در راه خدا همیشه خوب است؛ اما آنجا که شما اگر انفاق بكنید یا انفاق نكنید، تاریخ عوض میشود، معنای دیگری پیدا میكند! ۶۳/۷/۴
💠اصحاب امام حسین را در تاریخ اسلام تاکنون با اصحاب هیچ حادثه ای نمیشود مقایسه کرد؛ یعنی حبیب بن مظاهر یا علی اکبر را با هیچ یک از جوانها و پیرهای این انقلاب و انقلابهای قبل و حتی زمان پیغمبر نمیشود مقایسه کرد! ۶۳/۳/۲۸
🔶عزیزان من ببینید نیاز لحظه چیست؛ هنر این است. میدانید در عالم اسلام هزاران نفر بودند که حسین بن علي را و پدر و مادر حسین بن علی را و خاندان آنها را دوست داشتند؛ یزید و یزیدیان را دشمن داشتند؛ حاضر بودند در رکاب امام حسین تلاش کنند؛ اما آنها حبیب بن مظاهر نشدند، زَهیر نشدند، آن غالم تازه مسلمان نشدند، در بنی هاشم کسانی بودند که ابوالفضل و علی اکبر نشدند؛ چرا؟ چون در لحظه نیاز، حضور پیدا نكردند. وقتی دین به من احتیاج دارد، اگر من نیاز آن وقت را نشناسم و به آن نیاز پاسخ ندهم، چه فایده که خودم را آماده و مستعد کمک برای دین بدانم؟ وقتی بیمار به این عالج فوری و به این داروی فوری و فوتی احتیاج دارد، تو زماني میتوانی به کمک افتخار کنی که در آن لحظه آن دارو را بدهی؛ والا آن لحظه که گذشت، اگر صد برابر آن دارو را هم آوردی، چه فایده دارد؟ مهم این است! ۶۴/۶/۱۱
💠انشاءالله خدا به حقّ علی اکبر علیه السلام شما جوانها را حفظ کند، برای اسلام نگه دارد و ثابت قدمتان بدارد. جوانها توجّه داشته باشند: صراط مستقیم را میتوانند بشناسند، میتوانند دل ببندند، میتوانند منعطف و متشکّل به شکل صراط مستقیم بشوند؛ اما، نگهداری آن سخت است، باید نگه دارید. به قول مرحوم امیری فیروزکوهی که گفت: شباب عمر به دانش گذشت و شیب / به جهل کتاب عمر مرا فصل و باب، پیش و پس است؛ بعضیها جوانیهای خوبی داشتند، امان از پیریشان؛ پیر که شدند هیچ. این جوانیها را سعی کنید نگه دارید. البتّه شماها خوب هستید، شماها الحمدلله در خدمت انقلاب و در خدمت اسلام هستید. سعی کنید این حالت را نگه دارید. این ثبات قدم و استقامت در راه صحیح یک چیز خوبی است. ۹۶/۲/۱۸
🔶مظهر جوان فداکار در کربلا کیست؟ علي اکبر، فرزند امام حسین؛ جوانی که در بین جوانان بنی هاشم برجسته و نمونه بود؛ جوانی که زیباییهای ظاهری و باطنی را با هم داشت؛ جوانی که معرفت به حق امامت و ولایت حسین بن علی را با شجاعت و فداکاری و آمادگی برای مقابله با شقاوت دشمن همراه داشت و نیرو و نشاط و جواني خود را براي هدف و آرمان والای خود صرف کرد. این خیلی ارزش دارد. این جوان فوق العاده و برجسته به میدان دشمن رفت و در مقابل چشم پدر و چشمان زنانی که نگران حال او بودند، جسد به خون آغشته اش به خیمه ها برگشت. این مصیبت کوچكی نیست، اما همین حرکت او به سمت میدان و آماده شدن برای مبارزه، برای یک مسلمان؛ تجسم عزت، بزرگواری، افتخار و مباهات است.
🇮🇷@fasaran57
#شهید
شهید گره گشا
🥀بسمربالشهداوالصدیقین🥀
پیش از عملیات کربلای چهار، طی یک دوره آموزش غواصی فشرده بیش از ۲۰ روز را در آب سپری کردیم. شرایط سخت آنجا، رمقی برای رزمندگان باقی نگذاشته بود. همه خسته شدند الا مسعود ملا. او با روحیه منحصر به فرد خود نه تنها احساس خستگی نمیکرد، بلکه با شوخ طبعی و سردادن شعارهایی از قبیل: «ماشاءالله، حزبالله»، به رزمندگان نیرو میداد.
یکی از همین روزها در «شاخ شمیران» با شوخی به مسعود گفتم، «برادر خیلی نور بالا میزنی!» با بغض گفت، «خداوند باب شهادت را گشود و دوستانمان را راه داد.» سپس با صورتی پر از اشک فریاد زد، «خدایا! یعنی نمیخواهی دستانم را بگیری؟!»
مسعود پیش از شهادت خواب عجیبی دیده بود که، تعدادی از دوستان شهید او در آسمان نشستهاند و یک صندلی خالی کنارشان باقی مانده. مسعود به سمتشان میرود؛ اما آنها فاصله میگیرند. با التماس میگوید، «من را هم ببرید!» شهید افتخاریپور صندلی خالی را نشان میدهد و میگوید، «این جایگاه توست، اما نه حالا! به زودی به ما ملحق میشوی!» این چنین در روزهایی پایانی جنگ، علیرضا نوید شهادت را به مسعود داده بود.
مسعود همواره میگفت، «آرزو دارم هنگام شهادت، بدون سر به پیشگاه امام حسین (ع) برسم.» و به خواستهاش رسید.
برخی میگویند، «مسعود ابتدا اسیر میشود.»
یک سال پس از پایان جنگ تحمیلی، پیکر بی سر او به آغوش خانواده بازگشت و در قطعه ۴۰ بهشت زهرا (س) آرام گرفت.
مسعود همواره در تمام موقعیتها حتی هنگام خواندن دعای سفره به اطاعت از ولایت فقیه سفارش میکرد و میگفت، «مبادا امام را تنها بگذارید.»
به فرموده حضرت آقا «بعضی از شهدای ما کمتر از امامزادگان نیستند» همانهایی که شهید دستغیب گفت، «ره ۶۰ ساله عبادت من را یک شبه رفتند.» بسیاری از دوستان میگویند، «گره زندگیمان را با مسعود درمیان گذاشتیم و مشکلمان حل شد.»
هرگاه به به بهشت زهرا(س) می روید،«حتما برای زیارت به مزار شهید ملا بروید. این شهید درخواستهایم را اجابت میکند.»
شهید مسعود مولا
🌴🍂🌺🍂🌴
جاماندگان شهدا🌹
#ح_7_ب
#شهدا
#فساران
@fasaran57
#خاطرات شهید آیت الله بهشتی | 1⃣
🔰 من در سال اول يا دومي بودم كه اطلاع پيدا كردم مرحوم طباطبايي جلساتي دارند كه شبهاي پنج شنبه وجمعه عده اي از فضلا درآن شركت ميكنند وعلامه مباحث فلسفي را در آن جلسه در سطح بالايي مطرح ميكردند اين همان جلسه اي بود كه به تدوين كتب اصول فلسفه منتهي شد وتقريباً از سال 34 شروع شده بود اين موضوع را كه بنده ميگويم مربوط به سال39 است كه در آن جلسات شركت ميكردم درآن جلسه آن كسي كه حرف ميزد وبا استاد بحث ميكردمرحوم بهشتي بود يعني در آن جلسه كه چهره هاي خوب وفاضل امروز كه ميشناسيم وبه فلسفه معروفند شركت داشتند ولي سخنگوي اول ، واشكال كننده ذهنهاي فعال بودند وآقاي بهشتي بيشترين اشكال را ميكرد وبيشترين حرف را ميزد وبا استاد بحث ميكرد استاد هم به ايشان كمال اهتمام وتوجه را ميكرد .
🔰 بعدها هم در مباحث فلسفي كاملاً آشكار بود كه مرحوم بهشتي چهره برجسته اي است منتهي در طول اين چند سالي كه بعد از سالهاي 42 پيش آمد وفعاليتهايي كه بود، كارهاي فقهي وفلسفي وبه اصطلاح حوزه اي وعلمي ايشان تحت الشعاع كارهاي بنياني وعميقي قرا رگرفت كه ايشان در پيش گرفته بود به هر حال ايشان در علوم فقهي وفلسفي متبحر بودند ودر طول سالهاي مبارزه به شيوه اي ديگر وبااستفاده از مايه هايي از حوزه به طور خوب وبالا به دست آورده بودند ، تبحر خود را نشان دادند مطمئناً اگر ايشان در حوزه ميماندند يكي از مراجع تقليد مسلم زمان ميشدند.
#بهشتی_را_بشناسیم
#ح_7_ب
#شهدا
#فساران
♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️
@fasaran57
#خاطرات
در عملیات فتحالمبین نیروهای سپاه و ارتش را در چهار محور و تحت چهار قرارگاه سازماندهی کردیم، تیپ8 نجف اشرف به فرماندهی احمد کاظمی را به قرارگاه فتح به فرماندهی برادر رشید واگذار کردیم و باز شدن تنگه زلیجان و عبور نیروها از آن تنگه و محاصره دشمن در تنگه رقابیه را بر عهده احمد کاظمی سپردیم. با برادران مهندسی سپاه و جهاد به آن منطقه رفتیم، عدهای میگفتند سه ماه طول میکشد تا با فعالیتهای مهندسی و خاکبرداری این تنگه باز شود ولی ظرف یک ماه باید تنگه را باز میکردیم. پس از آنکه احمد کاظمی مسئولیت آن محور را به عهده گرفت عامل مهمی برای تشویق مهندسین سپاه و جهاد سازندگی شد و در کمتر از دو ماه ، تنگه برای عبور نیروها و خودرو آماده شد. البته دوستان جهاد سازندگی زحمت اصلی را کشیدند و مهندسی سپاه هم مؤثر بود.
در عملیات فتحالمبین، احمد کاظمی، تیپ8 نجف را با کمک شهید مهدی باکری از تنگه رقابیه عبور داد و تقریباً بیش از بیست کیلومتر نیروها را از رملهای پشت ارتفاعات میشداغ عبور داد و از پشت سر، نیروهای دشمن را در تنگه رقابیه به محاصره درآوردند و تنگه رقابیه را که یکی از دروازههای عملیات فتحالمبین محسوب میشد باز کردند. وقتی پس از عملیات به او گفتم، احمد، تو برای باز کردن تنگه زحمت زیادی کشیدی، در پاسخ گفت: زلیجان را خدا شکافت.
#ح_7_ب
#شهدا
#فساران
@fasaran57