eitaa logo
هیأت خواهران فاطمیون تهران
2.1هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
6.9هزار ویدیو
92 فایل
هیئت خواهران فاطمیون ارتباط @fatemiioon ✅دفترشعر#گهر @daftaresher110 ✅کلیپهای کوتاه @cilip_f ✅آرشیو صوت @arshivesout ✅خانواده و تربیت @kanevadevtarbiat اخبار @fatemiioonakhbar صفحه آپارات https://www.aparat.com/fatemiioon135 فروشگاه @f_fatemiioon
مشاهده در ایتا
دانلود
روایت کرده که: روزی خدمت پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بودم یک اعرابی آمد و گفت: ای محمد مرا از آنچه در شکم این شتر است خبر ده تا بدانم، آنچه آورده ای حق است، و به خدای تو ایمان آوردم و از تو پیروی کنم، پس پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به علی(علیه‌السلام) رو کرد و فرمود: جوابش را بده، علی(علیه‌السلام) مهار شتر را گرفت و دست بر سینه اش کشید، سپس دستش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو را به حق محمد و اهلبیتش و به اسم های نیکو و موجودات کاملت این شتر را به زبان آور تا ما را از آنچه در شکم دارد خبر دهد، ناگاه شتر رو به علی(علیه‌السلام) کرد و گفت: یا امیرالمؤمنین! روزی این مرد بر پشت من سوار بود و به زیارت پسر عمویش می رفت و با من مواقعه کرد و من از او آبستنم. اعرابی گفت: وای بر شما این پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است یا او؟ گفتند: او پیغمبر است و این وصی و پسر عموی او است. اعرابی گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست، و تو پیغمبر خدایی، و از پیغمبر خواست که از خدا بخواهد، شر چیزی را که در شکم شتر است برطرف کند، و خدا شر را از او گرداند، و اسلام آن مرد نیکو شد. راوندی فرموده: عادت این شتر این است که از مرد آبستن نمی شود، ولی خداوند این عادت را در این جا برای معرفی پیغمبرش ایجاد کرد، با این که ممکن است نطفه مرد تا آن وقت به همان هیئت در شکم شتر مانده و هنوز علقه (:خون بسته) نشده بود، و خدا شتر را به سخن آورد تا صدق سخن پیغمبرش معلوم شود. @fatemiioon135
تکلم با فیل پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) (علیه‌السلام) را برای جنگ با جلندا به عمان فرستاد، جنگ عظیمی میان آنها روی داد، تا این که فرمود: کندا(غلام جلندا) بر فیل سفیدی سوار شد و با لشکری که سی فیل همراه داشت به مسلمین حمله کرد، علی(علیه‌الله) از استر پیاده شد و سرش را برهنه کرد، بیابان روشن شد، نزدیک فیل ها رفت و سخنی با آنها گفت که ما نمی فهمیدیم، بیست و نه فیل برگشته با مشرکین جنگیدند تا به دروازه عمان واردشان کردند و برگشتند و گفتند: یا علی(علیه‌السلام)! ما همه به محمد ایمان داریم جز آن فیل سفید. پس حضرت بانگ بر او زد ایستاد و ضربتی بر او زد سرش را دور افکند و کندا از پشتش به پایین افتاد. @fatemiioon135
بقیه کرامات رو با سند می‌تونید از این سایت ببینید. یاعلی‌!... @fatemiioon135
یا علی! جبرئیل کجاست؟ روایت شده که حضرت علی(علیه‌السلام) روزی بر منبر کوفه خطبه می خواند و در ضمن خطبه فرمود: ای مردم از من بپرسید، قبل از اینکه مرا از دست بدهید. از راه‌های آسمان ها بپرسید که من به آنها داناتر از راه های زمین هستم. پس مردی از بین آن جماعت برخاست و گفت: ! جبرئیل الآن کجاست؟ فرمود: مرا بگذار تا بنگرم. سپس نگاهی به بالا و بر زمین و به راست و چپ نموده، فرمود: تو هستی. پس جبرئیل از بین آن قوم پرواز کرد و با بالش سقف مسجد را شکافت و مردم تکبیر گفتند و عرضه داشتند: یاامیرالمؤمنین! از کجا دانستی او جبرئیل است؟ فرمود: من به آسمان نظر انداختم و نظرم به آن چه بر بالای عرش و حجب بود رسید. وقتی به زمین نگاه کردم، بینایی من در تمام طبقات زمین تا ثری (قعر آن) نفوذ کرد و هنگامی که به راست و چپ نگاه کردم، آنچه را خداوند آفریده دیدم، ولی جبرئیل را در بین مخلوقات ندیدم، به همین علت، دانستم که این (سؤال کننده) همان جبرئیل است. @fatemiioon135
عکس دست‌های مهمانان قبل و بعد مراسم با مواد یاعلی!... @fatemiioon135
عکس دست‌های مهمانان قبل و بعد مراسم با مواد یاعلی!... @fatemiioon135
عکس دست‌های مهمانان قبل و بعد مراسم با مواد یاعلی!... @fatemiioon135
عکس دست‌های مهمانان قبل و بعد مراسم با مواد یاعلی!... @fatemiioon135
8.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پخش در اتاقی که بیمار فوت کرد!! اتاقی که همه بیمارانش مشکل تنفسی دارند!!!!😱😱 و بیماری که همانجا مشکل تنفسی اش بدتر شد!😳 قاتل بیماران مبتلا به وایتکس است نه وایتکس هم باعث ضعف سیستم دفاعی و هم باعث حمله‌ی تنفسی و نا رسایی ریه می‌شود و بعد به نام کشته شده کرونا اعلام می‌گردد... @fatemiioon135
⭕️نزدیک یک ماه بود که پشت دیوارهای قلعه مانده بودند. ، قلعه مستحکمی بود با دیوارهای بلند که بالای تپه ساخته شده بود؛ پر از آذوقه و اسلحه و سرباز. درِ بزرگ قلعه انگار بنای باز شدن نداشت. دورتادورش هم خندق بزرگی کنده بودند که پر از آب بود. هیچ راهی برای گذشتن و نزدیک شدن نمانده بود. ‌ 👑 قلعه یهودیان خیبر حسابی داشت برتری‌اش را به مسلمانان نشان میداد. یهودیانی که یکی از دو دشمن بزرگ اسلام در جزیره العرب بودند. جنگ راه می‌انداختند، پول و نقشه به قریش می‌دادند. هرچه از دستشان برمی‌آمد برای نابودی اسلام کرده بودند. حالا مسلمانان پشت قلعه همان یهودی‌ها مانده بودند و باید کاری می‌کردند. رسول خدا فرماندهی یک لشکر از مسلمانان را سپرد به یکی از اصحاب: «برو قلعه را فتح کن.» هنوز نرفته برگشته بودند. فرمانده می‌گفت تقصیر سربازان است که ترسیدند و جلو نیامدند. سربازان می‌گفتند فرمانده بود که عقب‌نشینی کرد. ‌ 👈 رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نفر بعدی را فرستاد. دوباره همان ماجرا تکرار شد. اوضاع بدی شده بود. مرحب، پهلوان بزرگ یهودیان خیبر داشت همه را فراری می‌داد. قد و قامت عجیبی داشت. حتی بعضی‌ها گفته‌اند به‌جای کلاه‌خود سنگ‌آسیا روی سرش می‌گذاشت و کسی توان رویارویی با او را نداشت. بار سوم پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) سعد بن عباده را فرستاد. رئیس قبیله خزرج هم دست از پا درازتر برگشت. هیچ‌کدام از پس مرحب برنمی‌آمدند. قلعه که جای خودش را داشت. ‌ 😔 روز سوم که به شب رسید، احساس تلخ شکست و ناامیدی جمع مسلمانان را گرفته بود. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) اما آرام بود. آرام و مطمئن وقتی گفت: فردا پرچم را به دست کسی می‌سپارم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند. می‌دهم دست آدمی که «کرار غیر فرار» است. جنگجوی سرسختی که مدام حمله می‌کند. هیچ‌وقت پشت نمی‌کند. فرار نمی‌کند. نفر آخر علی بن ابی‌طالب بود... خان اول مرحب بود، نه ترسید و نه فرار کرد، مرحب که رجز خواند و فریاد زد: من مرحبم. علی (علیه‌السلام) محکم تر پاسخ داد: من حیدرم. شیر جنگجوی بیشه‌ها چنان ضربه محکمی به کلاه‌خود مرحب زد که تا دندان هایش فرو آمد. فرمانده که به زمین افتاد سربازها فرار کردند. خان دوم خندق بود، گودال پر از آب و عریضی که هیچ راه عبوری نداشت. سربازها پشتش گیر افتاده و نمیتوانستند به قلعه خیبر نزدیک شوند، علی(علیه‌السلام) از خندق پرید. خان اخر قلعه بود. در قلعه را از جا کند، یهودیان داشتند از ترس پ تعجب جان میدادند که در بزرگ و آهنی را گذاشت روی خندق، پلی شد برای عبور سربازها. لشگر پیاده اسلام از خندق رد شدند و قلعه را فتح کردند. حیدر کرار برگ برنده رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بود، مردی که خدا و رسولش را دوست داشت و خدا و رسول هم خیلی دوستش داشتند ✅جنگ خیبر شک نکنید دوباره تکرار میشود... آن هم نه چندان دور....درست است حاج قاسم بین ما نیست که الحق هم او ولی و خدا را دوست داشت و هم ولی و خدا او را دوست داشتند... اما این خاک قاسم فراوان دارد.... میلاد امیر المومنین مبارک باشه❤️ هم به مردم هم به آقا.. هم به خانواده شهید حاج قاسم سلیمانی که امسال روز پدر.. درست است پدرشان در بینشان نیست اما شک ندارم در بهشت کنار رسول الله و امیر المومنین است @fatemiioon135