eitaa logo
هیأت خواهران فاطمیون تهران
2.1هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
6.9هزار ویدیو
92 فایل
هیئت خواهران فاطمیون ارتباط @fatemiioon ✅دفترشعر#گهر @daftaresher110 ✅کلیپهای کوتاه @cilip_f ✅آرشیو صوت @arshivesout ✅خانواده و تربیت @kanevadevtarbiat اخبار @fatemiioonakhbar صفحه آپارات https://www.aparat.com/fatemiioon135 فروشگاه @f_fatemiioon
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام صبح بخیر لطفا میشه بگید هرکسی که میتونه به نیت اینکه خدا بهم یه بچه سالم بده و باردار بشم برام حدیث کسا بخونه ممنون خدا خیرتون بده
الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ. این ماه، ماه من است. بنده هم بنده من است. رحمت هم رحمت من است. هر که در این ماه من را بخواند، جوابش را می‌دهم. هر که در این ماه از من درخواستی کند به آن عطا می‌کنم. هر که از من طلب هدایت کند، هدایتش می‌کنم. من این ماه را ریسمانی قرار دادم بین خودم و بنده خودم؛ پس اگر کسی به این حَبل و به این ریسمان اعتصام پیدا کند، به من متصل می‌شود.» پ.ن آمدم... در باز کن یا رب😭😭 https://eitaa.com/fatemiioon135
https://virasty.com/Fatemiioon/1735808290040050954 هم اکنون به نیت فرج صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
10.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پنجره متفاوتی به چند حضور شهید حاج قاسم در برخی دیدارها و برنامه‌های خاطره‌انگیز با رهبر انقلاب از اهدای درجه سرتیپی در دهه ۶۰ تا نشان ذوالفقار در سال قبل از شهادت؛ از لبخند در نماز عید فطر تا اشک‌های فراق به یاد شهدای دفاع مقدس https://eitaa.com/fatemiioon135
سلام خانم اسدیان خوبید ؟خانم اسدیان امشب خاستگاریمه میشه امروز تو هیعت چند تا صلوات هدیه ب حضرت علی بکنید امشب برام پدری بکنه تا اینجا ۱۱۰ صلوات
سلام علیکم چند تا نیازمند هستند که می‌خوایم براشون برنج و مواد غذایی بخریم. دوستانی که می‌خوان بانی بشن، به کاربری زیر پیام بدن👇 http://eitaa.com/fatemiioon صدقاتتون رو هم می‌تونید بریزید. یاعلی!... https://eitaa.com/fatemiioon135
قسمت اول مرحوم شيخ صدوق نقل کرده است که سلمان (ره) مى گويد: روزى من و دو فرزند على حسن و حسين عليهما السلام و محمد بن حنفيه و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود كندى - رحمهم الله - در خدمت امير مؤمنان عليه السلام نشسته بوديم كه حسن عليه السلام به آن حضرت عرضه داشت: اى امير مؤمنان، سليمان بن داود عليهما السلام به سلطنت بزرگى دست يافت كه هيچ يك از مردم بدان دست نيافت و خداوند سلطنتى به او عطا فرمود كه به احدى از عالميان عطا نفرمود، پدر جان! آيا شما به چيزى از ملك سليمان دست يافته ايد؟ امير مؤمنان عليه السلام فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جانداران را آفريد همانا پدر تو به سلطنتى دست يافته كه هيچ كس قبل و بعد از آن بدان دست نيافته و نخواهد يافت. حسن عليه السلام گفت: ما دوست داريم به پاره اى از آن چه خداوند از ملكوت در اختيار شما نهاده بنگريم تا بر ايمانمان در ميان مردم افزوده شود. حضرت فرمود: خُب ، چقدر شما را دوست و گرامى مى دارم! حضرت برخاست و دو ركعت نماز گزارد، سپس به حياط خانه رفت و ما همين طور بدو مى نگريستيم، پس دست خود را دراز نمود به طورى كه زير بغل مباركش نمايان شد و آن را باز گرداند در حالى كه پاره اى ابر در آن بود و آن ابر را كشيد تا بر فضاى خانه گسترد و در كنار آن ابر ديگرى بود. سپس به آن ابر اشاره نموده فرمود: اى ابر، به سوى ما فرود آى. سلمان گويد: به خداى بزرگ سوگند كه ديديم فرود آمد و مى گفت : «گواهى مى دهم كه معبودى جز الله نيست، يگانه است و شريك ندارد، و گواهى مي دهم كه محمد بنده و فرستاده اوست، و تو وصى رسولى بزرگوار مى باشى، محمد رسول خدا و تو ولى خدا هستى، هر كه در تو شك كند هلاك گردد، و هر كه به تو چنگ زند راه نجات را پوييده است» سپس آن دو ابر به طرف پايين سرازير شده تا روى زمين فرود آمدند و مانند دو فرش روى زمين قرار گرفتند و بوى خوش آن ها چون بوى مشك بود. امير مؤمنان عليه السلام به ما فرمود: برخيزيد و بر اين ابر سوار شويد. همه بر روى يكى از آن ها نشسته و در جاى خود قرار گرفتيم. سپس امير مؤمنان عليه السلام برخاست و بر روى دو پاى مبارك ايستاد و سخنى گفت و با دست براى حركت به سمت مغرب اشاره فرمود و ما سخن او را ندانسته و نفهميديم. هنوز سخن حضرتش تمام نشده بود كه بادى در زير ابر وزيد و آن را به آرامى و نرمى در هوا بلند كرد؛ و ما امير مؤمنان را ديديم كه بر روى ابر ديگر بر كرسى اى از نور نشسته، دو لباس زرد رنگ به تن، تاجى از ياقوت بر سر، نعلينى كه بندش از ياقوت درخشان بود در پا و انگشترى اى از در سفيد به دست داشت و چهره مباركش چنان نورانى بود كه چشمها را تار مى كرد. حضرت حسن عليه السلام گفت: پدر جان! سليمان بن داود عليهما السلام با انگشترش فرمانبرده مى شد و شما اى امير مؤمنان با چه چيز فرمانبرده مى شويد؟ فرمود: فرزندم! من وجه خدا، چشم خدا، زبان گوياى خدا در ميان آفريدگانش هستم، من ولى خدا، من نور خدا، من باب خدا، من گنجينه خدا، من قدرت مقدره، من تقسيم كننده بهشت و دوزخ و من سرور هر دو گروهم. فرزندم! مى خواهى انگشترى سليمان بن داود عليهما السلام را به تو نشان دهم؟ گفت: آرى! حضرت دست در زير لباس كرد و انگشترى از طلا كه نگينش از ياقوت سرخ بود و چهار سطر بر روى آن نوشته بود بيرون آورد و فرمود: به خدا سوگند اين انگشترى سليمان بن داود عليهما السلام است كه نام ما بر روى آن نوشته شده است. ادامه دارد... https://eitaa.com/fatemiioon135
v emam bager1403t.mp3
21.4M
🌺🌺🌺🌺❤️❤️❤️❤️🌺🌺🌺🌺 ۱۴۰۳/۱۰/۱۳ سخنران: سرکار خانم اسدیان موضوعات: ماه رجب رجب عید رشد روح نماز استغفار امید امید به خدا ناامیدی خدا جبهه حق تبعیت فرزندآوری امام حسین علیه السلام روضه سیزده رجب چله مدح امیرالمومنین معیار حلال‌زادگی یاران مهدی و... یاعلی!... 💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐 👇👇👇👇👇 برای دسترسی به تمام صحبت‌های این اواخر به کانال زیر مراجعه بفرمایید http://eitaa.com/arshivesout