ایرانشهریها را از نفرتشان از جناب سلمان باز بشناسیم، و هماین است بدوشهریها و تورانشهریها و پشتونشهریها و صهیونشهریها...
اگر توسعهی اسلام به دست سپاه مسلمانها در حکومت سقفی را انکار میکنید ناگزیر توسعهی تشیع به دست سپاه شیعیان در حکومت صفوی را نیز باید انکار کنید؛ طاغوت، طاغوت است...
ایرانشهریها شیعهتبار و بدوشهریهای وهابیمشرب هر چند در ظاهر به خون هم تشنهاند اما در گفتار با یک بیان مشترک به هم میرسند: ایرانیها مسلمان به دست عمرند...
ایرانشهریها از سر کنار نیامدن با فتوحات پساپیامبر خود را مسلمانهای اشتباهی میدانند...
ایرانشهریها میتوانند تشیع صهیونی باشند یا بر تشیع صفوی سوار شوند؛ ایرانشهریها اما نسبتی با تشیع مصطفوی ندارند...
ایرانشهریها با سواری گرفتن از بنیادگراها برای اسلامشهر لشکرکشی میکنند، اگر نه شریعتمدارهای شیعه حجت شرعی عمار و سلمان در همراهی و فرماندهی فتوحات پساپیامبر را محکم میدانند...
و قالت الاعراب آمنا؛ قل: لم تؤمنوا، و لکن قولوا: أسلمنا؛ و لما یدخل الأیمان في قلوبکم. ایرانشهریهای بیباور به اسلامشهر را هم میگوید که از جنگ نهاوند تا اکنون هنوز قلبشان را به ایمان باز نکردهاند...
این کارگزاران صورتی نظام که پی تعطیل کردن شنبهاند را چه میتوان نامید: اصحاب سبت...