عصر سوم صفر در دل گندمزاری غرب دستگرد به طرف آشتیان میرفتم. آن روستایی با دوچرخ از کنارم رد شد؛ قدری جلوتر ایستاد تا برسم. سوار شو، برسانمت. ممنونم، پیاده باید بروم. که جا میروی؟ کربلا. مات ماند. سد سال بود که کسی روی این جادهی هزارساله پیاده به زیارت عتبات عراق نمیرفت...
شکستخوردههای نهاوند، مکتبیهای ایرانی را به جنگ در نهروان وعده می دهند...
به تراشیدن ریش که اشکال نگیری به جای سجده روی پیشانی گیر میدهند؛ از جزیهی ربانی که چشم بپوشی به جریمهی ربوی مجبورت میکنند. جنگ همیشهی اردوگاه ایمان و کفر با عقبنشینی از شریعت الاهی، صلح نمیشود...
امتداد طبیعی لگد پراندن برابر نامحرم خارجی، هماین بغل دادن به نامحرم داخلی است؛ تخممرغدزد شترمرغدزد میشود؛ به فاسق که رو بدهی فاجر میشود...
صورتیسوزترین آیهی مصحف شاید هماین آیهی بیستونهم سورهی فتح باشد؛ محمد، رسولالله...
فضیلت زن لگد پراندن جلوی مرد نامحرم نیست، همآن طور که فضیلت مرد بغل کردن زن نامحرم نیست...
دفعهی بعد که گفتند: فلانی طرفدار نظام است، بپرسید: طرفدار کدام نظام؟ نظام قدرت؟ نظام شریعت؟ یا چه...
فرانسه مهد آزادی است؛ آزادی از حضرت الاه، که ما به آن اباحه میگوییم...
نقشهی راه سکولارهای هار ایرانی همآن است که بود: توسعهی جنبش فواحش به جمهوری فواحش...
آزادی مطلق محال است. دفعهی بعد که کسی از آزادی گفت بپرسید: آزادی از چه...