در زیارتنامهی امام رضا میخوانیم: قتل الله من قتلک بالأیدی و الألسن. در ذهنم میرود: نفرین بر آن زبانهایی که در تمام این سالها بر آن سید خادمالرضا شمشیر کشیدند...
هر یک از معارضان نظام که انتساب خود به جنبش فواحش را انکار کرد را با موضعش نسبت به دوستپسرخوابی و همجنسبازی و روسریسوزی راستیآزمایی کنید...
حیوانهای ناطقی که در غائلهی ژینا در کوچه و کافه و آکادمی و رسانه شهرآشوبی میکردند انکار این آیهی سورهی انعام بودند: و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن. هماین بود که حرکت آنها را جنبش فواحش نامیدیم...
آن که با حدود شریعت میشنگد و حتا میجنگد مشکلش از چه است؟ نطفهی حرام یا لقمهی حرام یا در بسیاری علقهی حرام؛ دلبسته بودن به اصل معصیت یا اهل معصیت...
دیت رفتن و رل زدن و پارتنر گرفتن و زید زدن و برنامه کردن و نود دادن و کات کردن و کل ادبیات دوستپسری و همباشی سیاه و جاست فرند و بنفیت و وان نایت و همجنسبازی مگر از سر عبودیت است و مبنای شرعی دارد؟ اگر ندارد، که ندارد، همهاش میشود هرز پریدن و هرزه زیستن...
هرزه کسی است که عبد نیست، هرز است؛ هرز بودن شرمگاه تنها یکی از مصداقهای هرزه زیستن است که پارسیها به آن روسپی بودن میگویند...
میلهی سرد مرزی مرز میهن یا وطن نیست، همآن طور که ملیت اعتباری شناسنامهیی هموطن و هممیهن بود کسی با ما را معین نمیکند...
تفاوت مستفرنگ از فرنگی آن است که مستفرنگ از نظام ارزشهای اسلام بریده است اما در نظام ارزشهای فرنگ جانمایی ندارد؛ هماین هرهری زیستن است که مستفرنگها را دگوری میکند...
تفاوت مستفرنگ از فرنگی آن است که مستفرنگ از نظام ارزشهای اسلام بریده است اما در نظام ارزشهای فرنگ جانمایی ندارد؛ هماین هرهری زیستن است که مستفرنگها را دگوری میکند...