eitaa logo
قرارگاه جهادی فتح‌المبین ایوانکی
54 دنبال‌کننده
183 عکس
9 ویدیو
30 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄❅🌸❅┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄ سلام و عرض ادب و احترام دانش آموزان عزیز جهت آموزش تخصصی دروس به صورت رایگان در تمام پایه ها و مقاطع تحصیلی هر روز به جز روزهای تعطیل رأس ساعت ۱۹:۳۰ در آموزشگاه رانندگی فتح‌المبین منتظر حضور شما فرزندان دلبند شهرمان هستیم . لطفاً کتب درسی مورد نظر خود را جهت آموزش به همراه بیاورید . ┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄❅🌸❅┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄ 📡 https://eitaa.com/fathoImobin
┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄❅🌸❅┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄ سلام و عرض ادب و احترام دانش آموزان عزیز جهت آموزش تخصصی دروس به صورت رایگان در تمام پایه ها و مقاطع تحصیلی هر روز به جز روزهای تعطیل رأس ساعت ۱۹:۳۰ در آموزشگاه رانندگی فتح‌المبین منتظر حضور شما فرزندان دلبند شهرمان هستیم . لطفاً کتب درسی مورد نظر خود را جهت آموزش به همراه بیاورید . ┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄❅🌸❅┄┅┅┅┅┅┅┅┅┄ 📡 https://eitaa.com/fathoImobin
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
┄┅┅┅┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┅┅┅┄ دانش آموزان کلاس هفتم معنای اشعار و متون و آرایه های ادبی درس اول و دوم و سوم و چهارم فارسی در پیامهای زیر ارسال می‌شود . موفق باشید . ┄┅┅┅┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┅┅┅┄ 📡 https://eitaa.com/fathoImobin
آرایه های ادبی لازم در هفتم آرایه های ادبی : 1 ـ تشخیص (آدم نِمایی ـ جان بخشی به اَشیاء ـ شَخصیّت بخشی ) : نسبت دادن اعمالِ انسانی به غیرِ انسان را تشخیص می گویند. مثال : اَبر از شوقِ کِه می خَندد بدین سان قاه قاه : در این مصراع آرایه ی تشخیص وجود دارد (عَمَلِ خندیدن که مُتُعَلِّق به انسان است را به « اَبر» نسبت داده است.) 2ـ واج آرایی (نغمه ی حروف): هر گاه یک حرف چندین بار برای تاًکید تکرار شود. مثال : ـ جان بی جمال جانان میل جهان ندارد /هر کس که این ندارد حَقّا که آن ندارد (واج آرایی با تکرار صامت « ج» ) ـ رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود (واج آرایی با تکرار صامت « س» ) 3ـ تکرار : هر گاه یک یا چند کلمه بیش از دو بار در شعر یا نثر بیاید به طوری که بر زیبایی سخن یا شعر بیفزاید. مثال : ـ از دَر دَر آمدی و من اَز خود به دَر شُدم / گویی کَزین جَهان به جَهان دِگر شدم ( تکرار واژه ی « در» و « جهان» ) 4ـ تَضاد ( طِباق ، مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی، مُخالف همدیگر باشند. مثال : ـ شاه وگدا به دیده دریادلان یکیست / پوشیده است پست وبلند زمین درآب 5 ـ مُراعات النظیر(شبکه ی معنایی ـ تَناسب ـ زنجیره معنایی): آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد. مثال :
5 ـ مُراعات النظیر(شبکه ی معنایی ـ تَناسب ـ زنجیره معنایی): آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد. مثال : ابر و باد ومَه و خورشید وفَلَک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غِفلت نخوری (سعدی) در این بیت از سعدی واژه های ابر ، باد ، مَه ، خورشید و فَلَک همه از یک مجموعه هستند. مثالی دیگر : اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ) در این بیت از حافظ واژه های اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند. 6 ـ ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی نکته یا لطیفه یا پندی باشد . (درباره ی نیکی کردن): تو نیکی می کُن و دَر دِجله اَنداز / که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز (درباره ی دوستی): دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندِگی (سعدی ) (درباره ی امیدواری) : دَر نااُمیدی بَسی اُمید است / پایانِ شَبِ سیه سِپید است (نظامی گنجَوی ) (درباره ی نداشتنِ غرور): آینه چون نقشِ تو بنمود راست /خودشِکن آینه شِکستن خَطاست (نظامی گنجَوی) (درباره ی کار بیهوده کردن): (زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات) (آب در هاوَن کوبیدَن) (درباره ی صبر و بردباری داشتن): گر صبر کُنی زِ غوره حَلوا سازی یا « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند / بر اثرِ صبر نوبتِ ظَفَر آیَد »
ابر و باد ومَه و خورشید وفَلَک در کارند/ تا تو نانی به کف آری و به غِفلت نخوری (سعدی) در این بیت از سعدی واژه های ابر ، باد ، مَه ، خورشید و فَلَک همه از یک مجموعه هستند. مثالی دیگر : اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ) در این بیت از حافظ واژه های اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند. 6 ـ ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی نکته یا لطیفه یا پندی باشد . (درباره ی نیکی کردن): تو نیکی می کُن و دَر دِجله اَنداز / که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز (درباره ی دوستی): دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندِگی (سعدی ) (درباره ی امیدواری) : دَر نااُمیدی بَسی اُمید است / پایانِ شَبِ سیه سِپید است (نظامی گنجَوی ) (درباره ی نداشتنِ غرور): آینه چون نقشِ تو بنمود راست /خودشِکن آینه شِکستن خَطاست (نظامی گنجَوی) (درباره ی کار بیهوده کردن): (زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات) (آب در هاوَن کوبیدَن) (درباره ی صبر و بردباری داشتن): گر صبر کُنی زِ غوره حَلوا سازی یا « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند / بر اثرِ صبر نوبتِ ظَفَر آیَد » 7ـ تشبیه : مانند کردنِ چیزی است به چیزِ دیگر ( هر تشبیه دارای 4 رُکن است) 1ـ رُکن اوّل ( مُشَبّه): کلمه ای است که قَصدِ تَشبیه کردنِ آن را داریم. 2ـ رُکن دوّم( مُشَبّه بِه):همان چیزی یا کسی است که مشبه ،به آن تشبیه می شود، در واقع همان تشبیه ماست. 3ـ رُکن سوّم(وَجهِ شَبَه):ویژگی مشترک میان مُشَبّه و مُشَبّه بِه است که به آن وجهِ شَبَه می گویند. 4ـ رُکن چهارم(اَداتِ تَشبیه):کلمه ای است که مُشَبّه و مُشَبّه بِه را به هم پیوند می دهد.مانند:[مثل، همچون، چون، همانندِ،مانندِ، بِسانِ ، چو ،... ] مثال:« مادَر همانند آب روانی ، پاک و زُلال است » مُشَبَّه اَداتِ تَشبیه مُشَبَّه بِه وَجه شَبَه 8 ـ کِنایه :در لُغَت به معنی پوشیده سُخَن گفتن است و هر گاه عِبارت یا جُمله ترکیبی دردو مَعنایِ دور و نزدیک به کار رَوَد به گونه ای که ذهنِ ما را از مَعنایِ نزدیک پی به معنایِ دورِ آن بِبَرَد این آرایه ایجاد می شود،بسیاری از تکیه کلام های روزانه و ضرب المثل ها نوعی کنایه هستند. (بیش تر کنایه ها ریشه ی فعلی هستند.)مثال : ـ فلانی دَهانش بوی شیر می دهد ( بچّه بودن یا هنوز کودک هستی ) ـ دم به تَله ندادن ( گیر نیفتادن ) ـ پا توی کفش کسی نکردن ( دخالت در کار کسی ) ـ آب غوره نگیر ( گریه نکن ) ـ پنبه را از گوشت در بیاور ( خوب گوش کن ) ـ پشتِ پا زدن ( ترک کردن ) ـ از کوره در رفتن ( عصبانی شدن ) ـ آستین بالا زدن ( آماده شدن ) ـ شکستنی است ( با احتیاط حمل شود ) ـ چهره بگشادن ( شاد شدن ) 9ـ مبالغه ( اغراق- غلو ): آن است که در توصیف،مدح یا ذم یک شخص یا یک صحنه زیاده روی کنیم. زیاده روی در میان حالت و صفتی است به گونه ای که بسیار بزرگتر یا بسیار کوچکتر از آن چه که هست نشان داده شود وپذیرفتن آن از نظر عقل وعادت، محال یا بسیار بعید باشد. ۱۰ _ آرایه تخلص : آوردن نام شاعر در آخرین ابیات شعر
معنی حکایت اندرز پدر ص 17 نصیحت پدر 📗 پاسخ: یادم می‌آید که در کودکی شب‌ها بیدار بودم و عبادت می‌کردم. یک شب در کنار پدر (خدا رحمتش کند) نشسته بودم و تمام شب را بیدار بودم و قرآن می‌خواندم و عده‌ای در اطراف ما خوابیده بودند. به پدرم گفتم از اینها یکی بلند نمی‌شود که دو رکعت نماز بخواند، آنقدر در غفلت و بی‌خبری به سر می‌برند که انگار نخوابیده‌اند بلکه مرده‌اند. پدرم گفت: عزیزِ پدر! تو هم اگر بخوابی خیلی بهتر از این است که دیگران را قضاوت کنی و غیبت ایشان را بکنی. (یعنی قضاوت و غیبت در مورد دیگران گناهی است که ثواب عبادت‌ها را از بین می‌برد و بر میزان گناهان می‌افزاید پس خوابیدن بهتر از بیدار ماندن و گناه کردن است).
خودارزیابی درس دوم ص 21 1- در کلاس طبیعت چه زیبایی‌هایی را می‌توان درک کرد؟ 📗 پاسخ: عظمت و جلال و جاذبه خالق در کلاس طبیعت قابل لمس و درک است. 2- این ابیات از بوستان سعدی با کدام بخش از درس ارتباط دارد؟ برآرد تهی دست‌های نیاز ز رحمت نگردد تهی دست باز همه طاعت آرند و مسکین نیاز بیا تا به درگاه مسکین‌نواز چو شاخ برهنه برآریم دست که بی‌برگ از این بیش نتوان نشست 📗 پاسخ: بخشی که می‌گوید: «… بر روی سبزه‌ها و کشته‌های سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخه دست‌های خویش را به آسمان برافراشته بودند و دعا می‌کردند و کودکان پرنشاطِ گل‌بوته‌ها و نوجوانان امیدوار ذرّت‌ها در گوش نسیم، آمین می‌گفتند…». 3- نمونه‌های دیگری از زیبایی‌های آفرینش را بیان کنید. 📗 پاسخ: کوه‌های سر به فلک‌کشیده که مانند ستون‌های زمین هستند. آبشار خروشان که دائماً در حال راز و نیاز با پروردگار است. باران‌های ناگهانی بهار و سپس ظهور رنگین کمان زیبا و با شکوه. دشت‌های خشک و قهوه‌ای در فصل‌های سرد که یکباره در بهار بیدار می‌شوند و جان می‌گیرند و خرم و سرسبز، جان و روان انسان را نوازش می‌دهند. و هزاران زیبایی دیگر که سر انسان را در برابر خالق یکتا فرود می‌آورد و به سپاسگزاری وامی‌دارد.
کار گروهی ص 22 2- درباره لحن و شیوه بیان انواع جمله، گفت‌وگو کنید. 📗 پاسخ: در نوشتن جمله‌ها، از علامتی که در آخر جمله قرار می‌گیرد، می‌توان فهمید که جمله خبری، پرسشی، امری یا عاطفی است مثلاً نقطه در آخر جمله، نشان می‌دهد جمله خبری یا امری است، علامت سؤال، نشان می‌دهد جمله پرسشی است و علامت تعجب، نشان می‌دهد جمله عاطفی است. اما در لحن و گفتار، شیوه بیان انسان نشان‌دهنده نوع جمله‌هاست. وقتی جمله‌ای با حالت احساسی بیان می‌شود، جمله عاطفی است، وقتی خواهشی بیان شود، جمله امری است، وقتی سؤالی پرسیده می‌شود، جمله پرسشی و وقتی خبری را بیان می‌کنیم، جمله خبری است
نوشتن ص 22 1- کلمه‌ها و ترکیب‌های مهمّ املایی درس را بنویسید. 📗 پاسخ: کنجکاوی خستگی‌ناپذیر (جست‌وجوی دائمی، دقت مدام) 📗 پاسخ: غرق (فرو رفتن) 📗 پاسخ: چشمه‌های معرفت (سرچشمه‌های دانایی) 📗 پاسخ: کلاس شگفت آفرینش (طبیعتی که درس‌های آموزنده و شگفت‌انگیز در خود دارد) 📗 پاسخ: روح مذاب (روح روان و جاری) 📗 پاسخ: رگ‌های خشکیده جوی‌های مزرعه (جوی‌های بدون آب مزرعه) 📗 پاسخ: کودکان پر نشاط گل‌بوته‌ها (غنچه‌های شاداب و زیبای گل‌ها) 📗 پاسخ: نوجوانان امیدوار ذرّت‌ها (ذرت‌های ریزی که هنوز نرسیده) 2- برای هر کلمه، یک هم‌خانواده بنویسید. اعجاز ← 📗 پاسخ: عجز، عاجز، معجزه غرق ← 📗 پاسخ:غرقه، غریق، اغراق نقطه ← 📗 پاسخ: نقاط معصوم ← 📗 پاسخ: عصمت، معصومه 3- در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید. (پاسخ با رنگ سبز) کودکان پر نشاط گل بوته‌ها و نوجوانان امیدوار زرّت‌ها در گوش نسیم عامین می‌گفتند و من با قرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا می‌کردم. زرّت‌ها ← ذرّت‌ها عامین ← آمین قرور ← غرور سحرا ← صحرا
درک و دریافت ص 29 1- به نظر شما کدام یک از شخصیت‌های داستان، اهمّیت بیشتری دارد، چرا؟ 📗 پاسخ: شخصیت آزاد، اهمیت بیشتری دارد چون وقتی کودک را در خطر دید بدون لحظه‌ای درنگ اقدام به نجات او کرد و اجازه نداد فکر آنچه پیش خواهد آمد او را بترساند. 2- اگر شما به جای نویسنده بودید، داستان را چگونه تمام می‌کردید؟ 📗 پاسخ: اینگونه تمام می‌کردم: آزاد، روناک را از چنگال گرگ نجات داد، کژال بچه را در بغل گرفت، به سینه‌اش فشرد و کمی دورتر او را در جای امن قرار داد، روناک هنوز گریه می‌کرد. کژال نوازشش کرد، به اطراف نگاه کرد، شاخه‌ای یافت، فوراً آن را برداشت، نگاهی به روناک کرد و دعایی خواند و خودش را به آزاد رساند باید یاریش می‌کرد. هرچه در توان داشت به کار گرفت و بر سر گرگ کوبید. آزاد، گردن گرگ را می‌فشرد و کژال بر سر او می‌زد تا اینکه دست و پای گرگ بی‌رمق شد. آزاد نفسی کشید و گرگ را رها کرد. با کمک هم گرگ را از پا درآورده بودند. کژال به سرعت به سمت روناک رفت، او را در بغل گرفت و پارچه سفید قنداقه‌اش را به آزاد داد تا خون‌هایش را پاک کند.