معنی شعر توفیقِ ادب ص 36
📗 پاسخ:
بیت 1: ای خداوندی که با مهربانیت نیازهای ما را برطرف میکنی، درست نیست که با وجود تو یاد کس دیگری باشیم.
بیت 2: این دانشی که از قبل به من بخشیدی و من آموختهام، ناچیز است، آن را به دانش وسیعی که نزد خودت است متصل کن تا زیاد و سودمند شود.
بیت 3: در این دنیا ما مانند مرغان گرسنه و بیچارهای هستیم که پیش رویمان دانههای زیادی میبینیم ولی دامهایی که پهن شده را نمیبینیم،
بیت 4: ولی چون تو با ما هستی، هر چقدر هم دام پیش رویمان باشد، از هیچ چیز نمیترسیم و به تو توکل میکنیم. (منظور سختیها و فریبندگی دنیاست که با توکل بر خدا و تلاش زیاد میتوان آنها را پشت سر گذاشت و راه صحیح را پیدا کرد)
بیت 5: از خداوند متعال، درخواست میکنیم که به ما علم و ادب بیاموزد، چون بیادب و ناآگاه از لطف و مهربانی حق دور است.
بیت 6: بیادب و نادان فقط به خودش ضربه نمیزند بلکه به جامعه انسانی آسیب میزند و دیگران را نیز از راه حق منحرف میکند.
در پست های زیر
چکیده ای از مطالب مهم
« درس پنجم ؛ فارسی هفتم »
به اشتراک گذاشته شده است .
لطفاً با دقت بخوانید .
جواب فعالیت های نوشتاری صفحه ۴۶ فارسی هفتم
١-برای کلمات زیر تعبیر های مناسب بنویسید.
خورشید: نماد روشنی
شیر: نماد قدرتمندی
آمریکا : نماد قدرت دولتهای غرب
نماد استکبار و استعمار و جنگ افروزی
یک شعر برای درس آزاد
درس ۵ فارسی هفتم
همراه با معنی و آرایه های ادبی
قالب شعری: مثنوی
شاعر: وحشی بافقی
الهی، جانب من کن نگاهی / مرا بنما به سوی خویش راهی
معنی: خداوندا نظری به من کن و راه رسیدن به خودت را به من نشان بده
نکات دستوری و آرایه های ادبی:
الهی ← شبه جمله و منادا
نگاه کردن خداوند ← کنایه از مورد لطف و بخشش خدا شدن
راهی ← مفعول
نگاهی و راهی ← قافيه
الهی ← شبه جمله؛ نهاد
جانب ← حرف اضافه
من ← متمم
نگاه کن ← فعل مرکب
بنما ← فعل امر
به سوی ← حرف اضافه
مرکب خویش ← متمم
راهی ← مفعول
نگاهی کن که رو آرم به سویت / رهی بنما که جا گیرم به کویت
معنی: نظری به من کن و من را صدا بزن که به سوی تو بیایم و راهی به من نشان بده که در راه تو جایی داشته باشم
نکات دستوری و آرایه های ادبی:
نگاهی کن ← کنایه مرا مورد لطف قرار بده
رو آوردن ← کنایه از جذب شدن و توجه کردن
«ت» در «سویت» ← سوی تو ← مضاف اليه ( ضمیر دوم شخص مفرد)
سویت و کویت ← جناس ناقص اختلافی
سویت و کویت ← قافیه (ت ← ردیف)
نهاد ← تو
نگاهی کن ← فعل مرکب
نهاد ← من
به ← حرف اضافه
سو ← متمم
ت ← مضاف اليه
نهاد ← تو
دهی ← مفعول
بنما ← فعل امر
به ← حرف اضافه
كوی ← متمم
جا گیرم ← فعل مرکب
به ذکر خود، بلند آوازهام کن / رفیق لطف بیاندازهام کن
معنی: به اسم خودت، به من بزرگی بده و من را رفیق لطف بیکران خود کن.
نکات دستوری و آرایه های ادبی:
«م» در بلند آوازه ام کن ← مفعول
بلند آوازه ام و بی اندازه ام ← قافیه (کن ← ردیف)
نهاد ← تو
ذکر ← متمم
خود ← مضاف اليه
بلند آوازه ← مسند
«ام» (من را) ← مفعول
نهاد ← تو
رفیق ← مسند
لطف ← مضاف اليه
بی اندازه ← صفت
«ام» ← مفعول
ادامه ی شعر ☝️
برای درس آزاد درس ۵ فارسی هفتم
بیفشان از وضو بر رویم آن آب / که از غفلت نماند در سرم خواب
معنی: از آن آب گوارا به من بده تا با آن وضو بگیرم و از خواب غفلت بیدار شوم.
نکات دستوری و آرایه های ادبی:
آب ← استعاره از پاکی و طهارت
وضو، رو، آب ← مراعات نظیر
غفلت در سرم نماند ← کنایه از بیداری و آگاهی
که (تا) ← حرف ربط
خواب و آب ← قافیه
تو ← نهاد
از ← حرف اضافه
وضو ← متمم
بر ← حرف اضافه
رو ← متمم
ــَـ م ← مضاف اليه
آن آب ← مفعول
از ← حرف اضافه
غفلت ← متمم
در ← حرف اضافه
سر ← متمم
نوار ← خواب
نماند ← فعل
به چشم مرحمت سویم نظر کن / شفیع آخرت، خَیرالبشر کن
معنی: با چشم بخشندگی و مرحمت به من نگاه کن و در روز قیامت بهترین بندهات، پیامبر اکرم را شفاعت کننده من قرار بده.
نکات دستوری و آرایه های ادبی:
چشم مرحمت ← اضافه اقترانی (چشمی همراه با مرحمت و لطف)
به کسی نظر کردن ← کنایه از توجه بسیار به کسی کردن است
چشم ← مجاز از نگاه
خیر البشر و نظر ← قافیه (کن ← ردیف)
نهاد ← تو
چشم ← متمم
مرحمت ← مضاف اليه
سوی ← حرف اضافه
من ← متمم
نظر کن ← فعل مرکب
شفيع ← مسند
آخرت ← مضاف اليه
خير البشر ← بدل
دانش آموزان محترم
اگر در معنی اشعار درس فارسی و یاد گیری آرایه های ادبی سوالی داشته باشید
حتماً بپرسید
یادگیری معانی و کاربرد آرایه ها مهم هستند و در بیان ؛ انشا و نوشتار بسیار کارا و مفید هستند .