#سفرنامه_تبلیغی
۳.
همین الان داشتیم قبل از نماز با جوونای روستا فوتبال بازی میکردیم
اونم پابرهنه😁
خیس عرق شدم
همه گفتن باید آخرش یک عکس دسته جمعی بگیریم
وسط فوتبال گوشی یکی از بچه ها زنگ زد
مثل اینکه خرس یکی از اهالی روستا رو بالای کوه زخمی کرده بوده
هیچی مارو ول کردن و همه رفتن به سمت کوه
انشاءالله که اتفاق خاصی نیفتاده باشه
اینجا قد و هیکل مارو میبینن میگن تو واقعا لُری زدی رو دست ما
منم سفت دست میدم دیگه خیلی حساب میبرن😁
@fazel_khodadadi
امشب یه سری از بچه هامون که روستا به روستا میرن و پرده خونی انجام میدن اومدن اینجا و برنامه شون رو اجرا کردن
آقا سید وحید خداییش خیلی خوب اجرا میکنه
همه هم میخ کوب نگاه میکنن
@fazel_khodadadi
آسمان لَلَر😍
اینجا وقتی شب میشه و نگاه به آسمون میندازی حتما باید چند لحظه خیره بشی به این زیبایی خداوند
واقعا آدم از عظمت خدا و آفریده هاش دهنش وا میمونه
خیلی قشنگه
@fazel_khodadadi
#سفرنامه_تبلیغی
۴.
روستا دو تا بخش داره یک بخش روستا نسبت به بخش دیگه تو ارتفاع بالاتری قرار داره و نزدیک به کوه هست
الحمدلله دیروز بعداز ظهر خونه هایی که از روز اول بهشون سر میزدن تو بالا دست روستا تموم شدن و به همه شون کتیبه دادم تا برای ماه محرم داخل خانه نصب کنن
خونه هایی هم که شرایطش رو داشتن میرفتم تا اسم امام حسین تو اون خونه برده بشه
خدایی همه مشتاق هستن
الحمدلله
انشاءالله از امروز میرم سراغ خونه های پایین دست روستا
اینجا حدودا ۹۰۰ نفر جمعیت داره و الحمدلله همه امام حسینی و سینه زن
@fazel_khodadadi
9.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشاءالله به این سینه زنا
حدود نیم ساعت سینه زنی داشتیم
با سه تا مداح
الحمدلله مردم اینجا پاکار امام حسین هستن
حتی اونایی که سن بالایی دارن
همه میان تو این حلقه سینه زنی
کوچیک و بزرگ
فرقی نداره
مهم اینه که همه نوکر یک نفر هستن
ابی عبدالله...
@fazel_khodadadi
جمعیت ارباب وفا نگسلد از هم
دیشب بعد از مراسم پرده خوانی و عزاداری آقای فارسی و عبدالحسین و سید وحید و کلباسی مهمون ما بودن توی روستا
قرار بود برن تاراز
اما چون جاده یکم بد مسیره و شب بود شب اینجا موندن تا امروز صبح برن به سمت تاراز
آقا مسعود زحمت کشیدن غذای محلی اینجا یعنی آب ترشی برامون درست کردن
واقعا خوشمزه بود
ما هم با بچه ها رفتیم روی بالا پشت بوم بخوابیم
آقا مسعود میگفت خطرناکه عقرب هست ولی ما رفتیم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد
خونه آقا مسعود آخرین خونه روستاست و روی دامنه کوه
کل روستا از اینجا معلومه
خداییش این مردم خیلی مهمون نوازن
آدم شرمنده میشه
@fazel_khodadadi
مبلغی که سال پیش به این روستا اومده بود علی آقای طهماسوند از رفقای خوب خودمون بود
از ملا شمس الدین خیلی تعریف میکرد
منم از روز اولی که اومدم اینجا دنبال این بودم که یک سر به ملا بزنم
ولی خب برادر ملا به رحمت خدا رفته بود و ملا درگیر مراسم فاتحه خونی توی دزفول بود
امروز صبح متوجه شدم برگشته و رفتم به منزلشون
تقریباً همه بزرگان روستا هم اونجا جمع بودن تا به ملا تسلیت بگن
من اول چندتا آیه قرآن خوندم
بعد حدیثی که میگه پیامبر و امیرالمومنین هنگام مرگ حاضر میشن رو خوندم که امیرالمومنین میگه انا علی بن ابی طالب الذی کنت تحبه
اشک تو چشمای ملا حلقه زد و خیلی خیلی خوشحال شد
@fazel_khodadadi
امروز ظهر یکی از بچه های شهرک شهید اسدپور ، روستایی که سال پیش رفته بودم تبلیغ اومده بود دیدنم
جا خوردم
فکر نمیکردم یک نفر از اونجا بیاد دیدن من
دو ساعت راهه
خدایی بچه های شهرک شهید اسدپور خیلی مرام دارن
چقدر به من زنگ و پیام دادن که بیا اینجا
آقا کیوان تازه دیپلم گرفته و الحمدلله داره استخدام سپاه میشه
@fazel_khodadadi
جالبه
اکثر خونه ها کتیبه هارو با گچ و یا میخ روی دیوار میزنن تا برای همیشه اسم امام حسین روی دیوار خونه باشه
وقتی کتیبه هارو میدم میبوسنش و به سر و صورت هاشون میکشن
آروم زیر لب میگن یاحسین و صلوات میفرستن
@fazel_khodadadi