eitaa logo
محمدفاضل خدادادی
319 دنبال‌کننده
726 عکس
189 ویدیو
6 فایل
خاطرات یک طلبه انتقادی ، پیشنهادی: @Mfazel313
مشاهده در ایتا
دانلود
روز دوم ساعت کاری هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۳ بعد از ظهر هست شاید امروز یه صد تا جنازه اومد و ما این جنازه ها رو داخل سردخونه گذاشتیم خدا همه اموات رو رحمت کنه آخر و عاقبت مارو هم ختم بخیر و شهادت... ببنیم فردا خدا چی میخواد @fazel_khodadadi
هر روز بعد از کار توی بهشت زهرا یک ساعت با بچه ها بخش احکام اموات کتاب لمعه رو مباحثه میکنیم شب هم یه جلسه هم افزایی داریم که هرکی تجربیات و خاطراتش رو میگه و اینا مکتوب میشه تا گروه های دیگه که برای کار خواستن برن راحت تر باشن @fazel_khodadadi
روز سوم الحمدلله امروز نسبت به روزهای قبل جنازه کمتر بود خدا کنه هر روز اینجوری باشه و کسی عزادار عزیزش نشه خیلی سخته... @fazel_khodadadi
روز سوم یکی از غسال ها روی تمام کفن ها با ماژیک می‌نوشت یا امام حسن (ع) بهش گفتم چرا فقط امام حسن می نویسی گفت چون امروز دوشنبه است متعلق به آقا امام مجتبی است بلکه ایشون دست این اموات رو بگیره... :) @fazel_khodadadi
روز سوم یه بچه دو سه ساله رو غسل دادیم و کفنش کردیم با ماژیک روی کفنش نوشتیم مسافر بهشت سلام مارو برسون... بعد من بچه رو با کفن بغل کردم که تا خروجی ببرم تو این سه روز گریم نگرفته بود که گرفت خیلی سخت بود وقتی بچه رو بغل کردم خدا به داد پدر و مادرش برسه... @fazel_khodadadi
روز سوم خیلی جالب بود چندتا از غسال ها چله گرفته بودن که هر هفته سه شنبه ها از حرم حضرت معصومه تا جمکران رو پیاده برن بعضی وقتا عوام الناس یه کارایی میکنن که ما طلبه ها باید بزنیم تو سرمون و حسرت بخوریم دمشون گرم... @fazel_khodadadi
روز سوم جنازه هایی که کس و کاری ندارن بهشون میگن رایگان روی کفنشون هم نوشته حتی اسمش روهم نمیدونن تقریبا برا هر جنازه ای که سر سنگ ما اومد زیر لب روضه خوندم منو یادت نره لحظه آخر اربابم آخه هرچی باشه اسممه نوکر اربابم نفس آخرم که تورو میبینم نشونی منه کبودی سینم @fazel_khodadadi
روز چهارم امروز پدر هم به جمع ما اضافه شدن و با ایشون سر سنگ غسالخونه بودیم بابای من هم با بچه ها خیلی حال کرده بود و باهاشون گرم گرفته بود مخصوصا با ناظر شرعی سالن چون همشهری بودن... @fazel_khodadadi
روز چهارم معمولا روزهای سه شنبه توی غسالخونه جنین ها و قطع عضوی هارو غسل میدن از این جهت امروز یکم سخت بود مخصوصا نوزاد هایی که غسل میدادیم @fazel_khodadadi
روز چهارم آقا مرتضی می‌گفت یه شهید از سوریه آورده بودن تقریبا بدنش فاسد شده بود اما می گفت چنان بوی عطری میداد که بعد این همه مدت بوی عطره تو مشامم مونده می گفت من مطمئنم اعمال انسان روی جنازه اش تاثیر داره می گفت من تو این ده سال این رو به عینه دیدم یه سیدی رو آورده بودن می گفت واقعا صورتش نورانی بود انگار خودش روی سنگ غسالخونه این ور اون ور میشد بعد از پسرش پرسید این بنده خدا چیکاره بوده پسرش گفته بود روحانی بوده هنوز بعد اون همه سال صورتش تو ذهنش مونده بود @fazel_khodadadi