ناگفتههایآبی»
از امروز تا وقتی نرسم کربلا نگرانم💔..
اینستا رو باز کردم دیدم مثل اینکه همه دوستام رفتن کربلا..
فقط من موندم 💔..
ناگفتههایآبی»
اینجوریه که چند سال دوستیم .. حس حقیقیمونو میگیم و طرف مقابل بجای ناراحتی درک میکنه..
ما باز داریم یه غلطی میکنیم 😂🤝..
ناگفتههایآبی»
انقدر درگیر نینیممم بودم نتونستم انلاین بشم 🥹💛
منو بچم تو روضه ها؛)
کاش انقدر فوبیا به ملخ نداشته باشم…
یکی از پسرای فامیلمون ملخ گرفت میدونست من میترسم اورد سمتم که منو بترسونه هیچی من خودمو پرت کردم وسط چهار راه فقط خوب بود عزارائیل منو در اغوش نگرفت 🤣
بنده خدا خودشم اینجوری بود فاطمه بخدا ملخو انداختم اون ور بیا از وسط خیابون کنار الان میمیری..