هدایت شده از ✧ ࡅ߭ࡐܝߊࡅ߭ܘ ✧🇮🇷
سلام سلام🎈
به گوشیه ای از زندگی ما خوشامدی 🙂
خوشحال میشیم که پیش ما بمونی دختر🧸
اینجا؟🌸
نازنین؟🎀
اسرا؟🩰
✧ ࡅ߭ࡐܝߊࡅ߭ܘ ✧؟🎊
داخل کانال نورانه چه خبره؟🙈
خوشمزه های کانال😋
روسری رو چه جوری ببندم؟🤔
از حرم امام حسین🫀
از خانم زینب🫂
از حرم امام رضا🥺
از حرم امام علی 😍
از امام حسن😢
از سه ساله ی امام حسین🥰
از حرم امام زمان😇
رمان مدافعان عاشقانه🌱
رمان هرچی تو بخوای✨
پوستر کانالمون📸
۴۷ساله ی ایران عزیزم😎🇮🇷
خدا جونم😎
تاج سره ایران👑🇮🇷
✨🧸
@Naiusuzi
@Asra9338
با معرفی کردن کانال ما به دوستانت خوشحالم کن🧸
@fellows
این چنل شده قفلی این روزای جنگ من🕶.
میترسم موشک بخوره وسط چنلشون انقدر پستاش انقلابیه🦦😐>>
https://eitaa.com/Horalin313
انقدر از چَنلِ بلاگر های ایتا گفتیم ꈍᴗꈍ . . .
و اماااااا چَنلِ کوچولو ترین بلاگرایتاااا♥️✨ .
⤿ https://eitaa.com/Horalin313𓂃↺
دَفتر خٓاطرِات يِ دَهه نَودي های با اصالت 🕶.
روایت شهادت مادر دختری
تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشد. همان روز نهم اسفند برای مصاحبه به آنجا رفته بود اما چون مدارکش ناقص بود او را فرستاده بودند تا در خیابان جمهوری از مدارکش پرینت بگیرد که بیت را زدند.
غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت. آن شب در خانه دست پدرش را بوسید و گفت:« از من راضی باش، حتما شما از من راضی نبودی که من شهید نشدم». بعد هم رفت سراغ سجادهاش و تا صبح گریه کرد.
ساعت هشت صبح تازه خوابش برده بود. هنوز یک ساعتی از خوابیدنش نگذشته بود که صدای مادرش آمد؛ مادر از بسیجیان فعال حوزه ۱۰۴ رضوان بود، داشت آماده شد تا برای جلسه به حوزه برود. ناگهان عطیه از خواب پرید و گفت من هم میآیم و هر طور بود مادر را راضی کرد و باهم راه افتادند. جلسه که تمام شد ماندند تا نماز اول وقت را بخوانند و به خانه برگردند که درست هنگام اذان ظهر، حوزه ۱۰۴ رضوان مورد حمله نیروهای آمریکایی_اسرائیلی واقع شد و مادر و دختر باهم به شهادت رسیدند و دعای عطیه مستجاب شد.
روایتی از دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان؛ شهیدان طاهره محمدی نصرآبادی و عطیه اصلاحی🖤