«افکار درهمریختهی یک موجود» حسِ یه ذهن شلوغ و پر از فکرهای پراکنده رو میده، اوروبوروس خیلی بهش میاد؛ موجودی که دم خودش رو میگیره و انگار مدام توی یک چرخهی بیپایان از فکرها و اتفاقها میچرخه.🗣
یعنی هر فکری به یه فکر دیگه میرسه و دوباره برمیگرده سر جای اولش؛ درست مثل حلقهی اوروبوروس.
از فیلوریا به افکار درهم ریخته ی یک موجود
اژدهای لادون وایب گنج، راز و اشرافیت داره.
در افسانههای یونان، لادون اژدهای نگهبان سیبهای زرین هسپریدها بود؛ یعنی موجودی که از یک گنج ارزشمند محافظت میکرد.
برای همین با «عمارت زیرزمینی دزدان اشرافی» خیلی جور درمیاد؛ انگار این عمارت پر از گنجها، وسایل عجیب و رازهاییه که لادون سالها ازشون مراقبت کرده.
از طرف فیلوریا به عمارت زیرزمینی دزدان اشرافی