تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
روبهروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگرچه هیچ نذری عهدهدار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر میشد قریب پنج دیوان داشتم
بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟
ساده از: "من بی تو میمیرم" گذشتی خوب من
من به این یک جملهی خود سخت ایمان داشتم
لحظهی تشییع من از دور بویت میرسید
تا دو ساعت بعدِ مرگم همچنان جان داشتم
#کاظم_بهمنی
@fenjan
چه فرقی میکنـد پیمـانه با تسـبیـح، وقـتی که
غرض از هر دو یک چیز است: تمرینِ فراموشی
#زیبا_پالیزبان
@fenjan
هزار بار دلم سوخت در غَمی مبهم
دلیلِ سوختنش هر هزار بار یکیست!
#حامد_عسکری
@fenjan
ما به لطفی زِ تو یک عـمر قناعـت داریم
یاد کُن یک دَم و صد سال فراموشم کُن ...
#نجات_اصفهانی
@fenjan
هر روز بیـشتـر به تـو دلبـستـه میشـوم
عشق از شناخت میگذرد، اتفاق نیست...
#فاضل_نظری
@fenjan
....
چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد...
@fenjan
امروز دوباره کار دستش دادم
تا بوسه به چشمهای مستش دادم
میگفت کسی حریف چشمانم نیست
من آینهاش شدم شکستش دادم..
#عباس_تافته
@fenjan
سیبِ شیرینِ لبت باشد و آدم نخورد؟
تو بهشتی و چه بیم ازبه گناه افتادن؟
#حامد_عسکری
@fenjan