نمیدانمشھادت
شرط ِزیبادیدناست،یادلبه دریازدن...
ولۍهرچہهست،جزدریا دلان
دلبه دریانمۍزنند...
#فرشته_ای_از_فرشتگان_سرزمین_من
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡
🌱|کمی از ارتباط خواهری که بعد از شهادتت براب خیلیا شروع شد میگویند...
یه روز آبجی فائزه خواهرت بودی ولی حالا خیلی ها تو رو آبجی فائزه خودشون میدونن حتی من .
و تو هم که رسم خواهری رو خوب بلدی.
حالا خیلی ها بخشی از قلبشون رو به تو اختصاص دادن و میخوان مثل تو بشن تو شدی الگوشون ،رفیق شهیدشون،آبجی فائزه شون .
حالا آبجی هوای ما ها رو داشته باش ما تو یه قفسی گیر کردیم که خیلیا میخوان توش باشن اما ماها هر لحظه که میگذره حالمون بدتره و نامه اعمالمون سیاه تر .تو با قلب سفیدت یه نوری به سمت ما بفرست .
📜|نقل از بچهها پویش
#شهیده_فائزه_رحیمی
#شهیده_دانشجومعلم
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡
🎥|میگویند اهل فیلم و سریال بودی...
فائزه چون معمولا چند تا کتاب رو با هم شروع میکرد و سرش شلوغ بود، کتاب های متفرقه را ترجیح میداد
وقتی چند نفر تعریف کردند و پیشنهاد کردند بخواند تا کتاب مفید بخواند
خیلی اهل فیلم و سریال بود و سینما را خیلی دوست داشت ولی اینطور نبود که فیلم و سریال صرفا ببیند
📝با هم تحلیل میکردیم و اکر ارزش دیدن داشت
به هم معرفی میکردیم
معمولا فیلم و سریال های ایرانی میدید و خارجی دوست نداشت
همه فیلم های نمایش خانگی را دیده بود🎥
📜|نقل از دوست شهیده
#شهیده_فائزه_رحیمی
#شهیده_دانشجومعلم
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡
من برای فرشتگان شهید
روز میلاد حضرت خورشید
چه بگویم برای فائزه ها؟
چه بنویسم برای خواننده ها؟
من بهمن ماه ۱۴۰۲ که در کرمان ۱ ماه از زنده تر شدنت گذشته بود داخل کانالی که عاشقانت برای شما زده بودند با شما آشنا شدم و هیچوقت فکر نمیکردم که شما دنیای من بشی🥲
البته نگو کرمان بگو کربلا!
آبجی فائزه من اگه بخوام صحبت کنم حرف زیاده...
فقط میتونم بگم میدونم که نگام میکنی و هوامو داری و خیلی خوشحالم از این بابت که شناختمت🌸
میخواستی معلم بشوی تا به ما دهه نودی ها و کودکان درس بدهی اما حالا که شهید شدی الگوی ما هستی و شده ای معلم اصلی من که درس شهادت را به من می آموزی👩🏫
همیشه حسرت میخورم که کاش از قبل شهادت میشناختمت
آبجی فائزه نزدیک ۹ ماه از دوستیمون میگذره و من به هیچ عنوان زمانی که کانال مختص به شما رو چک میکردم فکرش را نمیکردم که ۹ ماه بعد جوری عاشق همان عکس ها بشوم که خدا میداند و دلتنگ رفیقم❤️
حرفام زیاده بخوام بنویسم رمان میشه...
من به نیابت از شما در بینهایت شرکت کردم خانم معلم♾️
و میخوام در پویش فرشتگان سرزمین من ادامه دهنده راه شما باشم🌸
لطفا دست خواهرت کوچکترت رو بگیر قدش نمیرسه دست خدارو بگیره🥹
فائزه جان من از وقتی با شما آشنا شدم گناه رو گذاشتم کنار...
شما شدی همه ی دنیام...
شما اصلی ترین رفیق من هستی خواهرم
و میتونم بگم شمارو بیشتر از خودم دوست دارم
دلتنگتم آبجی جان میشه دست منو هم بگیری؟
خیلی خستم؛ خسته ز دنیا :)
هروقت از زندگی نا امید میشم پادکست با صدای شمارو گوش میکنم و غرق در آرامش میشم؛ خیلی خوبه که باهام حرف میزنی🫂
شما الگوی منی و من هم میخوام معلم بشم و ادامه دهنده راه شما🪴
امیدوارم توفیق اینکه راه شمارو ادامه بدم رو داشته باشم🇮🇷
به امید دیدار🤚
برام دعا کن خواهری دعای خواهر در حق خواهرش مستجاب میشه🤲
دعای درست شدن کارام... دعای شهادت...
📜|نقل از رفقا پویشی
#شهیده_فائزه_رحیمی
#شهیده_دانشجومعلم
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡
✨🤍
باحسرت توکانال فرشتگان
چرخ میزدم...
همه جا بوی فائزه میداد
فائزه ای که دوست هاش ترسیم میکردن..
... خیلی قشنگ بود
انگار قابل لمس بود
... رفیـق بود
فائزه جان...
میشه منم یه بار صدات کنم... رفیق
میشه منو هم بغل کنـی...
از اون بغل های پویشی ...
همونایی که آرزو شو دارم...
همونایی که دوستات از آرامشش میگن...♡
فائزه جان...
تو نه تنها افتخار دخترای دهه هشتادی شدی،
بلکه به همه ی دنیآ ثابت کردی...
دخترا ی دهه هشتادی هم...
شهید میشن✨🤍
میشه به منم کمک کنی... ؟
که به همه ی دنیا ثابت کنم...
دخترای دهه نودی هم...
شهید میشن✨🤍
تو همیشه دنبال این بودی که یه الگو برای
خودت پیدا کنی ...
ولی الان تو شدی... الگوی تموم ما دخترا ✨
فائزه ...
میدونستی...
نگاهت چقدر آرامش بخشه... ✨
میدونی...
هر وقت بهش نگاه میکنم... آرومم میکنه
همه ی درد هام یادم میره... ،
فقط دلتنگی میمونه ... ❤️🩹
دلتنگی هایی که برای دوستات و منی که تاحالا ندیدمت ... هیچوقت از بین نمیره ... 💔
ولی،
بهم انگیزه میده برای به تو رسیدن...
✨🤍
#ارسالی_شما
#فرشتگان_سرزمین_من
🆔@fereshtegan_tehrani
.فرشتگان تنهانیستی..!☝️(1).mp3
زمان:
حجم:
3.8M
اینداستان؛
-تنها نیستی..!☝️
گاهی وقت ها آدم توی زندگی انقدر تنها میشه و بجایی میرسه که از خدا میپرسه↶
خدایا اصلا حواست بم هست؟🚶🏾♀
-خدا همیشه بغلش برای ما بازه و فقط کافیه خودمون بخوایم عزیزش بشیم🙂❤️🩹
#فرشتگانسرزمینمن
#نزدیکی_خدا
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡
«بسم رب شهدا»
خاطره گویی از شهیده فائزه رحیمی یا یک نوشته
در این خاطره گویی افراد داوطلب شرکت کننده باید:
①خاطره یا نوشته ای [نوع آشناییتون با شهیده، کمک خواستن یا انجام کاری به نیابت شهیده، دلنوشته ای یا متنی درباره ی شهیده بنویسید] از شهیده برای خادم ارسال کند
②آن را برای مخاطبین های دیگر از کانال رسمی بازارسال کند
💠آیدی خادم جهت ارسال اثر:
@Fatemehistaism
❗️مهلت ارسال آثار تا یکشنبه
فرشتگان سرزمین من تهران
«بسم رب شهدا» خاطره گویی از شهیده فائزه رحیمی یا یک نوشته در این خاطره گویی افراد داوطلب شرکت کنن
"خاطره شماره یک"
سلام👋 🫀
بدون مقدمه میخوام از شهیده بگم..!
از همون روزی که فهمیدم یه دختر دهه هشتادی به اسم فائزه رحیمی شهید شده نور محبتش تو دلم جوونه زد🌱
تو امتحان های درسی تو کار های جهادی خیلی کارمو راه انداخت ...
تابستون ۱۴۰۳ که رسید یه فکری به ذهنم رسید ، یه گروه جهادی مجازی!
اطلاعیه گروه جهادی رو زدم و پخش کردم تو کانال ها و گروه ها و بیشتر از ۲۵ نفر بهم پیام دادن و از این بیست و چند نفر ۱۶ نفر با وفا پیدا شدن که واقعا ازشون ممنونم و دوستشون دارم 🤍
چند تا پادکست و کلیپ و مسابقه درست کردیم و راه انداختیم به نیابتِ فائزه ی شهید!🌱
اولین کارمون درمورد خودش بود و اسم گروهمون هم شد؛ "گروه جهادی فائزه"
#مسابقه_سین_زنی
"خاطره شماره دو"
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سلام فائزه جان💚
نمیدانم از کجا شروع کنم و برایت بگویم اما دلم به این خوش است که تو خودت همه چیز را میدانی
راستش را بخواهی خیلی وقت ها به جایگاه و منزلتی که داری غبطه می خورم . من تو را تا بحال ندیده ام و فقط شنیده ام .
شنیده ام که گفته اند خیلی مهربان و مومن بوده ای ، خوش به حالت ، تو چقدر بزرگ و با عظمت بوده ای که توانستی کاری کنی که خدا عاشقت شود ، وقتی به لیاقتت می نگرم دلم ریش می شود ، گویی مثل یک افسردگی مزمن !
در میان همه این حسرت ها روزنه امیدی در میان وجود تنگ و تاریکم به چشم می آید و آن هم امید به لطف و محبت مولایم و پدر مهربانمان امام زمان و محبت توست
فائزه جان میدانم درکم میکنی آخر تو هم روزی حسرت شهادت را داشتی پس تو را قسم به حسرت آن روز هایت و قسم به امام زمان همان امام مهربانی که لحظه از من بی خبر نبوده و نیست تو را قسم به پهلوی شکسته مادرمان حضرت زهرا دستم را بگیر و مرا به آرزوی قلبی ام برسان .
#مسابقه_سین_زنی
"خاطره شماره سه"
من برای فرشتگان شهید
روز میلاد حضرت خورشید
چه بگویم برای فائزه ها؟
چه بنویسم برای خواننده ها؟
من بهمن ماه ۱۴۰۲ که در کرمان ۱ ماه از زنده تر شدنت گذشته بود داخل کانالی که عاشقانت برای شما زده بودند با شما آشنا شدم و هیچوقت فکر نمیکردم که شما دنیای من بشی🥲
البته نگو کرمان بگو کربلا!
آبجی فائزه من اگه بخوام صحبت کنم حرف زیاده...
فقط میتونم بگم میدونم که نگام میکنی و هوامو داری و خیلی خوشحالم از این بابت که شناختمت🌸
میخواستی معلم بشوی تا به ما دهه نودی ها و کودکان درس بدهی اما حالا که شهید شدی الگوی ما هستی و شده ای معلم اصلی من که درس شهادت را به من می آموزی👩🏫
همیشه حسرت میخورم که کاش از قبل شهادت میشناختمت
آبجی فائزه نزدیک ۹ ماه از دوستیمون میگذره و من به هیچ عنوان زمانی که کانال مختص به شما رو چک میکردم فکرش را نمیکردم که ۹ ماه بعد جوری عاشق همان عکس ها بشوم که خدا میداند و دلتنگ رفیقم❤️
حرفام زیاده بخوام بنویسم رمان میشه...
من به نیابت از شما در بینهایت شرکت کردم خانم معلم♾️
و میخوام در پویش فرشتگان سرزمین من ادامه دهنده راه شما باشم🌸
لطفا دست خواهرت کوچکترت رو بگیر قدش نمیرسه دست خدارو بگیره🥹
فائزه جان من از وقتی با شما آشنا شدم گناه رو گذاشتم کنار...
شما شدی همه ی دنیام...
شما اصلی ترین رفیق من هستی خواهرم
و میتونم بگم شمارو بیشتر از خودم دوست دارم
دلتنگتم آبجی جان میشه دست منو هم بگیری؟
خیلی خستم؛ خسته ز دنیا :)
هروقت از زندگی نا امید میشم پادکست با صدای شمارو گوش میکنم و غرق در آرامش میشم؛ خیلی خوبه که باهام حرف میزنی🫂
شما الگوی منی و من هم میخوام معلم بشم و ادامه دهنده راه شما🪴
امیدوارم توفیق اینکه راه شمارو ادامه بدم رو داشته باشم🇮🇷
به امید دیدار🤚
برام دعا کن خواهری دعای خواهر در حق خواهرش مستجاب میشه🤲
دعای درست شدن کارام... دعای شهادت...
#شهیده_فائزه_رحیمی
#مسابقه_سین_زنی