eitaa logo
فرشتگان سرزمین من تهران
1.7هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
816 ویدیو
37 فایل
﷽ °ما اینجاییم تا حس خوب #ریحانگی را باشما به اشتراک بزاریم 🌱☺️° °زیر نظر کانال دختران چادری 🧕🏻✨:‌ ° @clad_girls ° جهت ثبت نام و ارتباط با پویش تهران💕😍: ° @davodalmosavy °حرفتو ناشناس بزن 📜👇🏻° https://daigo.ir/secret/51864726576
مشاهده در ایتا
دانلود
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مکالمه‌ای که بعد چهل سال، دوباره تکرار شد ‌‌ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴جهاد ادامه دارد اما به شکل 👇 🇮🇷 eitaa.com/joinchat/3093102592Cc9d364a057
هدایت شده از ریحانه
🌹 آقاجان... 💻 پویانمایی ویژه ریحانه؛ روایتی از دلتنگی تا امید کودکان ایران 🔹 مردم، در همه‌جای دنیا بزرگ‌تر کشورشان را چه صدا می‌کنند؟ رئیس‌جمهور؟ ملکه؟ امپراطور؟ حتما کلی پسوند و پیشوند می‌چسبانند به اول و آخر اسم نفر اول کشورشان. ما در ایران، شما را «آقا» صدا می‌زدیم. بچه‌هایمان یک «جان» هم به آخر اسمتان می‌چسباندند. نه اینکه از ما یاد گرفته باشند، شما همانقدر که در چشم‌ ما بزرگ و محترم و دلسوز بودید، در نگاه آن‌ها هم مثل یک پدربزرگ مهربان بودید، پدربزرگی که حواسش به همه هست، هوای همه را دارد و همه‌ی اعضای خانواده، از هر سن و با هر فکری می‌توانند با او گپ بزنند و یقین بدانند لبخند و مهربانی‌اش را دریغ نمی‌کند. 🧡 آقاجان! ما چه در کلان‌شهرهای بزرگ، چه در روستاهای کوچک دور، در کنج سینه‌هایمان یک آرزو داشتیم. آرزویی که برای بعضی‌ها به رؤیایی شیرین بدل شد و برای بعضی‌های دیگر حسرت شد. دوست داشتیم، شما را از نزدیک ببینیم. ملاقات شما به شکل زنده و مستقیم، شنیدن صدای گرم شما از نزدیک و بی‌واسطه آرزوی همه‌مان بود. اگر کسی به حسینیه‌ی شما دعوت می‌شد، به او غبطه می‌خوردیم، پرس‌وجو می‌کردیم ببینیم چطور می‌توانیم به خیابان کشوردوست برسیم. بچه‌‌هایمان هم از وقتی شما در جشن فرشته‌ها، زانو به زانوی فرشته‌های چادرپوش ایران نشستید، شوق دیدارتان به دلشان افتاد. با چه زبانی می‌گفتیم دیدار با آقای خندانی که چشم‌هایش چشمه‌ی زلال مهر است و با همه‌ی مسئولیت‌های کشوری و لشکری برای دخترکان ایران وقت می‌گذارد، آسان نیست؟ بارها چسبیدند به تلویزیون و تماشایتان کردند و همین شد که وقتی خبر شهادتتان خانه‌به‌خانه پیچید گریه‌شان بند نیامد. 🌷 درکی از رفتن شما نداشتند، درکی از معنای شهادت. اما مانند ما نمی‌توانستند باور کنند آقاجان دیگر نباشد. نفس نکشد، هر چند وقت یکبار صدایش فضای خانه را معطر نکند، سخت بود روی آرزوی دیدار با شما خاک بریزند، آخر اقتدا کردن به شما با چادرگلگلی دیگر محال شده بود. 👈در میان این بهت و دلتنگی، کنار قاب عکس روبان مشکی خورده‌ی شما، قاب عکس دیگری نشست. انگار جوان شده بودید، نگاه مرد میان قاب نگاه شما بود، لبخندش، لبخند شما. نام «آقاسید مجتبی» مژده‌ی بهار بود در دل زمستان نبودنتان. مشت‌هایمان را گره کردیم و در خیابان فریاد زدیم: «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد!» 🔹 ما زنده شدیم، هم خودمان، هم بچه‌هایمان. و حالا می‌خواهیم به رهبری آقاسیدمجتبی پرچم ایران را به قله برسانیم، قله‌ای که شما مسیرش را ساختید و نقشه‌ی رسیدنش را بهمان دادید. 💻 رسانه ریحانه KHAMENEI.IR این پویانمایی را به همه مادران و کودکان داغدار اما امیدوار ایران تقدیم می‌کند. رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh