خب یه کاری کنید مثلا آوا اینجا جوذی شکست خورده بشه که بره تو صورت حامی توف کنه یا نه باهاش ذعوا کنه و بعدش بره بمیره
💆🏻♀
انیتا: عشقم فیلم ترکی هم اینجوری نی😂
غزل: مگه فیلم هندیه؟؟
حدیث:
نیکا: غزل راست میگه مگه فیلم هندیه؟
چرا کم پارت میدید😭
💆🏻♀
انیتا: وقت نداریم🗿💔
غزل: بخدا هم فردا فیلم برداری واسه موسیقیم دارم هم امتحان ریاضی
حدیث:
نیکا: من فردا پارت میدم انشاالله
این پارت یعنی قرار بود نیکا پارت بده ولی نداد یعنی چی
💆🏻♀
انیتا: میده حالا
غزل: شاید وقت نکرده
حدیث:
نیکا: ببخشید من امروز حالم اصلا خوب نبود نتونستم بدم😔
امروز یا حدیث باید پارت میداد یا نیکا
💆🏻♀
انیتا: امروز و غزل داد فردا رو نیکا
غزل: حدیث از فردا پارت میده نیکاهم خودم باهاش هماهنگ میکنم
حدیث:
نیکا: انشاالله فردا پارت میدم
بنظرم غزل خیلی پارت داده نوبت ادمین هاشه که پارت بدن
💆🏻♀
انیتا: خوبه من نصف پارتا رو دادم😐💔
غزل: عزیزم این حرف درست نیست، آنیتا و حدیث هم هم خیلی پارت دادن
نیکا: حیحی😂💔
حدیث:
پااااااارتتتت
💆🏻♀
انیتا: میدیم
غزل: اگر وقت کنم امشب میدم
حدیث:
نیکا: فردا انشاالله
قرار بود همتون یه ویدیو از خودتون زدین چیشد!
💆🏻♀
انیتا: چه عجله داری😐
غزل: تا آخر این هفته هممون میدیم چشم
حدیث:
نیکا: میدیم چش
کاش حامیم آوارو بکشه بعد قضیه جنایی بشه بعد حامیم و آرام فرار کنن برن یهشهر دیگه
💆🏻♀
انیتا: رمانه قتل زنجیره ای که نی😂
غزل: میگم حالت خوبه تو؟؟
حدیث:
نیکا: داش چیزی میزنی؟
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
قرار بود همتون یه ویدیو از خودتون زدین چیشد! 💆🏻♀ انیتا: چه عجله داری😐 غزل: تا آخر این هفته هممون
غزل اون دابسمشه که پارسال من و تو و حدیث تو خونه حدیث اینا گرفتیم و بفرست برا من پاک شدن گوشیم که سوخت😐💔🗿