لطفا حامیم با ارام باشه
جان من
✨
انیتا: عزیزم من یه برنامه هایی دارم😈🗿
قسم ندهههه
غزل:
حدیث:
هانیه:
میشه شما با هم مشورت کنین که پارت ها چه جوری نوشته بشه و همه یک قسمت رمان رو بنویسن
اینجوری خیلی پارت به ما میرسه و شما هم انقدر اذیت نمیشین
✨
انیتا: با مشورت هم پارت مینویسیم
غزل:
حدیث:
هانیه:
ارام نه
اوا با حامیم باشه
✨
انیتا: ما به ساز کدومتون برقصیم عزیزانم🦦
غزل:
حدیث:
هانیه:
لطفا ارام از بین برهه
تصادف کنه بمیره
در اصل اوا برا حامیم بود
ارام اومد ری/د به زندگیشون
✨
انیتا: ارام تو زندگی حامی بوده و حامی میتونست به اوا بگه نگفته اینا پیش اومد(من یزید شدممم😔🦦)
غزل:
حدیث:
هانیه:
از اخلاق خوب و بدت بگو
✨
انیتا: اخلاق خوببب کههه😀🦦
وقتی یکیو دوست دارم از ته قلبم هیچوقت ولش نمبکنم و بی محلی بش نمیکنم
اخلاق بدم پرخاشگرم، عصبیم، زیاد میخندم🤣💔، پر حرفم
غزل:
حدیث:
هانیه:
به خدا خسته شدم همه ی چنل ها حداقا هرروز دوتا دونه پارت رو میدن
لطفا اگه نمینویسید بدید هانیه بنویسه چون اون اصلا از حرفاش معلومه که خیلی دلش میخواد رمان بنویسه
✨
انیتا: خسته نباشی
اولا رمان نه و پارت
دوما میدیم خب
غزل:
حدیث:
هانیه:
چرا داداشش انقدر بده
داداش باید مهربون باشه
اوا گناه دارههههههههه اصلا اوا بره پیش مامانش و داداشش نازشو بکشه
داداشش باید محبت کنه بهش
✨
انیتا: بزار بریم جلوووو
بعدم اوا به قدر کافی لوس هس لوس ترش بیاید نکنیم
بعد اوا گناه دارهههههه اون مار کبرا گناه داره🗿🗿
غزل:
حدیث:
هانیه:
#part63
ماهان: ما نگفتیم چیزی نگو ولی خب این کارا چیه
ببین اول بابد منطقی فکر کنی
تو اصن فکر کردی به کارات
اوا: نه چرا اصن باید فکر کنم
حامی: چرا نباید فکر کنی
ماهان: کیلید راه حل مشورت و فکر کردنه
ولی خب میبینم که خواهرم به این موضوع اصلا توجهی نداشته
اوا: تو با یکی ازدواج کنی بعد عشق قدیمیه طرف بیاد وسط زندگیت ناراحت نمیشی
ماهان: چرا طرف مقابل باید با من صداقت میداشت و میگفت
حامی: من نمیدونستم ارام برمیگرده
بعدم اوا خانم بقیشم بگو دیگه قصد جون ارام و کردی
اینا رم بگو
اوا: اره کردم دوست هم دارم
بازم نقشه قتلشو میچینم
ماهان: اوا نه نباید کار اشتباهی ازت سر بزنه
درستش میکنیم خب
اوا: باشه
ولی صبر من تموم شده دیگهههه
ماهان: باش باش
اروم باش
میریم همچی رو واسه ی من میگی بعد قضاوت میکنیم ببینیم کار کی اشتباه بوده
اوا: معلومه کار حامی اشتباه بوده
حامی: من رفتم ادم بکشم
ماهان: همشم تقصیر این بنده خدا نیس بریم حرف میزنیم
ادامه دارد.......
نویسنده: Anita