خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
ناشناسارو بترکونید تا پارت جدید بدیممم🙏🫀😘 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&b
بچها ناشناس و پر کنید
یکی دوتا پارت دیگم بدم
#part67
مامان زهرا: اوا این چه رفتاریه حسابی زده به کبت مثل اینکه
اوا: نه نزده به کلم دارم یا حقیقت ها رو به روت میکنم
درضمن مامان باید یچیزی بهت بگم
مامان زهرا: چیشده دخترم؟
اوا: ببین مامان من خیلی خیلیییی فکر کردم ولی دیدم هیجوره نمیتونم با شرایط خودم و حایم کنار بیام واسه همین یه تصمیمی گرفتم
مامان زهرا: چه تصمیمی
اوا: میخوام برا یه مدتی برم المان
مامان زهرا: اخه چرا المان
ببین هر تصمیم که گرفتی من بهش احترام میزارم و تا تهش کنارتم
اما داداشت تازه برگشته بعد تو بری
اوا: مامان برمیگردم
بخدا برمیگردم این راه برگشت داره فقط میخوام یذره ازاد شه فکرم برمیگردم
مامان زهرا: هرجور خودت میدونی
اوا: یعنی میزاری
مامان زهرا: معلومه که اره
اوا: مرسییی
مامان خودمیی(بو.. سش کرد)
رفتم سمت اتاق گوشیمو از تو جیبم در اوردم رفتم تو مخاطبین و شماره ی فاطمه رو گرفتم
بعد چندتا بوق جواب داد
فاطمه: جانم؟
اوا: سلام خوبی میگم که من فکرامو کردم یه بلیط برام بگیر
فاطمه: مرسی باشه
دید گفتم که میری
اوا: حالا
دیگه تصمیمو گرفتم
باید فرار کنم از دست این خول و چلا🦦
فاطمه: خب حالا😂
من یه چک میکنم بهت میگم
اوا: باش خدافظ
فاطمه: خدافظ
تلفن و که قطع کردم رفتم تو سایت نگاهی به پرواز های المان کردم دیدم یه پرواز برا سه شنبه ی این هفته هست
ولی الان شنبه بود شاید بخواد زودتر بره
یه پیام به اوا دادم و بش گفتم
که سریع صدای نوتیف گوشی اومد گفت که بلیط و بگیرم
بلیط و گرفتم و عکسشو برا اوا فرستادم
بعدم به کارام رسیدم
ادامه دارد......
نویسنده: Anita ♥️
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
#part67 مامان زهرا: اوا این چه رفتاریه حسابی زده به کبت مثل اینکه اوا: نه نزده به کلم دارم یا حقیق
خدا بده از این مامانا😂😂
مامان ما میخوایم بریم سر کوچه یه پرونده ازمون اطلاعات میگیره که یه وقت پامونو کج نزاریم🤣🤣
#part68
*یک روز بعد*
ماهان: از دیروز تا الان از اوا هیچ خبری نبود
مطمئن بودم پیش مامانه
این پسره هم رفته بود خونه خودش
یدفه فکر دلارام زد به سرم
از خونه زدم بیرون و رفتم سمت یه گل فروشی یه گل گرفتم و راه افتادم که برم خونه ی دلارام
وقتی رسیدم زنگ و زدم در باز شد
رفتم داخل دلارام نبود
دیدم نشسته تو اتاق
رقتم سمتش
(÷ماهان. ×دلارام)
÷حالت چطوره
دلم برات تنگ شده
×خوب
منم دلم تنگ شده بود
ولی تو نیومدی
چشمم به در خشک شد ولی ماهانی در کار نبود
÷ببخشید
خودت که چیزایی که برا اوا پیش اومده رو میدونی دیگه
×اوهوم
÷قهر نکن باهام دیگه
ببین برا تو گل گرفتم
×مرسی🙃✨
قهر نیستم که
÷گله رو دوس داشتی
×اره خیلی قشنگه ممنون
÷خواهش میکنم
میگم اوا خونه مامانمه
×اره
÷اوکی
بریم بیرون
دلارام: بریم من پایم
ماهان: برو حاظر شو بریم
دلارام: الان میامم دو دقیقه واسا
ماهان: برو جوجه
ادامه داردـ......
نویسنده: Anita ♥️
آوا خیلی خوبه تا آرام
♥️
انیتا: با ارام خصومت شخصی دارین😂
غزل:بله بله
حدیث:
هانیه:
میگم ادمین نمیخواید🙂
♥️
انیتا: غزل باید بگه
ولی نوچج
غزل: اگر مایلی پیویم پیام بده عزیزم چک میکنم حتما
@haamimoonn
حدیث:
هانیه: