eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
178 دنبال‌کننده
292 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
تروخداااااااااااااااا تا پایان رمان حامیم و اوا باهم باشن 💙 حالاااا ببینیمممم
میشه زیادمون کنید از چنل تبلیغ کنید ، همسایه بگیرید و ..... 💙 بچها همسایه داریم چنلم تبلیغ میکینم ولی هیچی به هیچی
به خدا اگه بفهمم پایان رمان حامیم با ارام بود از گریه میمیرم 💙 عاممممم فعلا نیمتونم چیزی بگم🗿
حامی: رفتیم طرف هتل اتاق گرفتیم و هرکی رفت تو اتاق خودش یا خستگی رفتم رو تخت دراز کشیدم (2ساعت بعد) از خواب بیدار شدم رفتم تو تراس منظره ی قشنگی بود نگاهم رفت سمت دریا دیدم یه اشنا اونجا نشسته صورتشو برگردوند فهمیدم اوا عه لباس پوشیدم و رفتم طرف دریا .... وقتی رسیدم اوا روشو برگردوند تا منو دید اومد طرف و خودشو تو بغلم جا داد اون اغوش قشنک تر از اون چیزی بود که فکر شو میکردم نگاهش رو ازم میگرفت همین که بود قشنگ بود دست همو گرفتیم و به سمت هتل رفتیم .... اوا: نمیدونم از کجا پیدام کرد ولی کنارش اروم بودم یدفه حامی وایساد یچیزی از تو یه جیبش در اورد و گرفت سمت من با ذوق نگاهش کردم که رو کرد بهم و گفت +میای برگردیم دوباره زندگی مونو بسازیم با من ازدواج میکنی؟ _معلومه که ارههه جوری داد زدم که کل کسایی که اطرافمون بودن برگشتن سمتمون و برامون دست زدن راهمونو گرفتیم و رفتیم طرف هتل ادامه دارد..... نویسنده: Anita ♥️
حامی : میخوای مامانتو خوشحال کنیم اوا : اره ولی چرا حامی : از وقتی رفتی مامانت ناراحت بود اوا : خب چه جوری سوپرایز کنیم حامی : من میرم خونه بعد تورو یواشکی میبرم اتاق مامان اوا : اخر تو ما رو سکته میدی 😂 حامی : خب همه باید تو زندگیشون خوشحال باشن اوا : اوکی اوکی ، حرف باید حرف خودش باشه حامی : بله دیگه حامی و اوا رفتن تو هتل حامی یواشکی رفت و دید مامان تو حال داره فیلم میبینه حامی رفت تا اوا رو بیاره داخل حامی : اوخ دقیقا جای حساس نشسته ( اروم ) اوا : چرا ( اروم ) حامی : تو حاله داره فیلم میبینه ، من میرم تو پشت سرم بیا اوا : باشه داشتن میرفتن که وقتی داشتن در رو میبستن صداش در اومد مامان اوا : حامی تو اومپی پسرم حامی: اره اره ، مامان تو فیلمتو ببین الان میخوام بخوابم مامان اوا : باشه برو بخواب وقتی رفتن تو اتاق اوا : وایی نزدیک بودا ( اروم ) حامی : اره واقعا ، حالا من برق خواموش میکنم میگم مامان لپ تابم رو برام بیاره چون پام پیج خورد اوا : باشه حامی برق رو خواموش کرد و رفت تو اتاق حامی : مامان ( یکم بلند ) مامان اوا : بله حامی : من پام پیج خورده نمیتونم راه برم میشه لب تابمو بیاری از اتاقت مامان اوا : اره میرم ادامه دارد ...... نویسنده : هانیه
اوا پشت در قایم شد مامان اوا رفت تو اتاق همینکه برق رو روشن کرد رفت لپ تاپ رو بگیره که یکی از پشت بغلش کرد مامان اوا : جیغغغغغغغغ اوا : سلام بر بهترین مامان مامان اوا : وایی این چه کاری بود ، داشتم سکته میکردم اوا : یه هیجان بودش مامان اوا : چطوری مادر ، چه جوری اومدی اوا : عالیممم ، با حامی اومدم مامان اوا : چطوری حامی رو دیدی که یهو حامی با کله اومد داخل حامی : وایی چرا جیغ زدی فک کردم اتفاقی افتاد بعد اخیش رو گفت و خودشو پرت کرد رو تخت مامان اوا حامی : استرس فراوان اوا : خیلی ممنون اومدی حرف مادر دختری رو خراب کردی حامی : خواهش میکنم مامان اوا : خب بگو چطوری همو دیدین و اشتی کردین حامی همه چی رو تعریف کرد مامان اوا : ایندفعه دیگه از هم جدا نمیشین حامی : چشم مامان اوا : خب برین بیرون من بخوابم ، قلب وایساد از دست شما حامی : خب اوا کجا بره مامان اوا : بره تو اتاق تو بخوابه ، به فاطمه هم خبر بده که نگران نشه اوا : باشه ولی حامی باید بره یه جا دیگه حامی : میرم تو حال بخوابم یکم فیلم ببینم و داستان بخونم اوا : و صدای تلویزیون رو زیاد نمیکنی که یه صدایی بیاد از خواب بیدار میشم حامی : چشم مامان اوا : خب شب بخیر اوا رفت تو اتاق حامی و تو اکسپلور میچرخید حامی : اوااااا بگیر بخواب ( داد ) مامان اوا : ساکت دارم میخوابم ( داد ) اوا : چرا داد میزنید چون از هم فاصله داریم دلیل نمیشه کر باشیم که ( داد ) مامان اوا : تو خودت داد زدی ( داد ) همه یهو از خنده منفجر شدن مامان اوا : همه بخوابید حامی : چشم ، شب بخیر اوا : شبتون بخیر ادامه دارد ....... نویسنده : هانیه
پارت لطفا ✨ بچها این روزا من زیاد نمیتونم بیام ایتا ولی هانیه تا جایی که میتونه بهتون پارت میده حالا من خودمم هر وقت تونستم پارت میدم
به آلمانی Hello نیست Hallo هست🙂 (کلاس آلمانی میرم) ✨ عامم مرسی از راهنماییت
عالی بود عزیزم مبالکه هورا ✨ قربونت♥️
عالیییی بودددد ✨ قلم هانیه بینظیرهههه😉
لطفا جج بگیرین خیلی کمیم البته ممبرا هم کمک کنین زیادشون کنیم + همه کمک کنین ✨ عااااا بچها ما هرچی تبلیغ میکنیم هیچی به هیچی همشم هم لف داریم ولی با این حال بازم پارت اینا رو بهتون میدیم