رمان چقدر دیگه ادامه داره
🕯
شاید بین 20تا30پارت
شایدم کمتر یا بیشتر نمیدونم
https://eitaa.com/ferferyefandom/2754
همیشه تو زندگی دلارام بودم😂😂
🕯
منم🤣🤓
انیتااا شناختمت هر وقت از یه استیکر خوشت بیاد برای فاصله ی پیام ها استفاده میکنی
🕯
زدی به هدف🤣✨
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
اسم:حامی صالحی🦋 سن: 28ساله🫀 شغل: خواننده
بچها بزنید روش میرسید به شخصیت ها
#part84
اوا: از خواب پاشدم دیدم ساعت 12عهههه😳
پاشدم دست و صورتم شستم اوف موهام شبیه سیم ظرفشویی شده بود
موهام اتو کردم مرتبشون کردم
بعدم رفتم طرف اشپز خونه وسایل پنکیک و برداشتم و شروع کردم اماده کردن مواد
بعدش که اماده شد درستشون کردم
رفتم سر یخچال دیدم به بهه شیرکاکائو داریممم(نویسنده: قلب من جای اون سکته زد از شدت ذوق🤣😔)
_شیرکاکائو ها رو تو لیوان خالی کردم
بعدم پنکیک ها رو تقسیم کردم دروغ چرا 8تاشو برا خودم گذاشتم 6تاشو برا حامی😂💔😐
حامی: از خواب بیدار شدم رفتم پایین
اوا تو اشپزخونه بود
از پشت بغ.لش کردم که جیغش رفت هوا
اوا: حامیییی
تویی ترسیدمم
حامی: باشه جیغ جیغو😂😂
به به خانوم چی کار کرده
اوا: نوش جون🥺♥️
حامی شروع کرد به خوردن
خودمم خوردم وای خیلی خوشمزه شده
حامی خوشمزه شده؟
حامی: مزه بهشت میده
اوا: واقعاا🥺
حامی: اره
مگه میشه تو چیزی درست کنی و بد بشه
اوا: قربونت برمم منن🫂
حام: خدانکنه بچه
اوا: صبحونه تموم شد
میز و جمع کردم
ظرفا رم شستم دیدم حامی اماده شده بره بیرون
حامیی کجااا بدون منن
حامی: دارم میرم تمرین زود میام
اوا: باش
مراقب خودت باشی ها
حامی: تو ام حواست به خودت باشه
چیزی خواستی زنگ بزن خدافظ
اوا: باش خدافظ
حامی رفت
رفتم گوشیمو از اتاق اوردم یا خداااا ماهان16بار زنگ زده 😳
یعنی چیشده
شماره ماهان و گرفتم
بوق اول.... بوق دوم..... بوق سوم
جواب داد
صدای گرفتش تو ی گوشی پخش
شد
ماهان چیشده صدات چرا گرفتست
ماهان: اوا....
ادامه دارد.....
نویسنده: 🌝Anita
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&btn=بگو.بانو🤍
اقا توقع دارم ناشناس و پر کنید تا دوباره بپارتمم