eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
174 دنبال‌کننده
293 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه بگیر واسه چنلت😁 👀 با 10تا ممبر کی میاد همسایه بشع🗿🗿 حرفا میزنیددد
الان یه حسی بهم میگه حامی میخواد آوا رو طلاق بده بره با آرام 👀 نه طلاق نمیدهه ولی یه افکار هایی تو ذهنمه😔🤣
رمانت مثل همیشه عالیه اصلا نمیدونم چی بگم 👀 قربونت برممم😭🛐
سی سی آنیتا خیلی بیو های چنلت خوب بود خودت نوشتی😌 👀 ماچ نه ادمینم نوشتت دست سارا جون درد نکنهه
بچها شما میاید چنل و چک میکنید میرید💆🏻‍♀😂🗿 خو عضو شید تا چک کردن😂😂
حامی: ببین راستش مامان اوا فوت شد و اوا اون اوای سابق نیست هرکاری براش میکنم درست نمیشه خستم کرده چیکار کنم؟ ارام: خدابیامرزه مامانشو🙂 کاملا درکش میکنم ببین کسی که درکش میکنه باید باهاش صحبت کنه حامی تو نمیتونی اونو بفهمی خب حامی: میخوای بری باش حرف بزنی؟ ارام: نمیخوام داغ دلشو تازه کنم بعدم نه اخه میفهمه تو اومدی سراغم نمک رو زخمش نریزم بهتره الان کاری نداری باید برم حامی: تو چرا انقدر شعور داریی برو ارام: خدافظ حامی: خدافظ رفتم سمت خونه کیلید انداختم تو در ولی کسی نبود هرچی صدا زدم جوابی نگرفتم همچی عجیب شد مغزم داشت متوقف میشد سوییچ و برداشتم و رفتم دور بزنم لحظه ای جلومو ندیدم و سیاهی مطلق....... ادامه دارد...... نویسنده:♥️ Anita
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&btn=بگو.بانو🤍 بیاید ناشناس تا پارت بعد و بدم سکته کنیننن 😂😂😂😂 اگه هم نمیاید پارت نمیدم تو خماری بمونید و از ایده ی من هیچ بویی هم نمیبریدد
عالی مثل همیشه موهاتو خشک کردی حرکت کنم🤣 🤡 مرسییی اره خیلی وقته پاشو بیا🤣🤣
عکس و فیلم از ارام بازم میدی 🤡 اوکییی
میشه آوا بکشی😌 🤡 اوا رو نمیکشم کلا قراره از صحنه حذفش کنم🦦🦦🦦
حامی:نور سفیدی به صورتم خورد و یدفه خودمو تو بیمارستان دیدم اطرافو نگاه کردم ارام نشسته بود یدفه داد زد از خوشحالی ارام: حامی بهوش اومدیییییی وای خدیاا شکرت الهیی قربونت برمم حامی؛خوبی؟ خدانکنه ارام: تو خوب باشی منم خوبمم حامی: اوا کجاست؟ ارام: اوا؟ اوا کیه حامی: مگه من باهاش ازدواج نکردم بعد مامانش فوت شد هزارجور داستان پشت سر گذاشتیم ارام: حامی ازدواج؟ سرت به کجا خورده حامی: بخدا اینجور بود اصن مامانم کجاست اون بیاد برات بگه ارام: باش بزار صداش بزنم خاله لیلا بیایدد حامی بهوش اومده میخواد ببینتتونن لیلا: واقعااا ارام: اره خاله فقط چیزای عجیبی میکه ببینید سما میفهمید چی میگه لیلا: چی میگه مگه ارام: بیاید به خودتون بگه حامی: مامانن اوا کجاست؟ لیلا: خوبی پسرم؟ اوا کیه حامی: خوبم زنم دیگه مگه ازدواج نکرده بودیم لیلا: ازدواجج😳 پسرم احتمالا خوابی رویایی چیزی بوده چون اوایی در کار نیست حامی: یعنی چی؟ ارام: همینی که میبینی حامی: فاطمه هست؟ ارام: نه پریروز اومد سر زد بهت حامی: میشه زنگ بزنی بهش بگی بیاد؟ ارام: باشه شماره ی فاطمه رو گرفتم بوق اول بوق دوم جواب داد فاطمه: سلام ارام جان بله؟ ارام: سلام خوبی میگم که حامی بهوش اومدهه میخواد ببینتت فاطمه: واقعا بهوش اومد ارام: اره بیا میخواد ببینتت فاطمه: باش خودمو میرسونم خدافظ ارام: حامی میادش حامی: اوکی ارام تو این مدت چیکار کردی؟ ارام: تو این مدت مردم و زنده شدم راستش د اخه اقای صالحی چرا درست رانندگی نمیکنییی حامی: من هیچی یادم نیست اخه ارام: طبیعیه ولی درست میشه حامی: راستی قضیه مهاجرتت چی شد ارام: مهاجرت حامی من اصن جایی نرفتم حامی: مگه ازدواج نکردی بعد طلاق گرفتی برگشتی ایران ارام: نههه حامی خول شدی ها حامی: واقعا یعین همش الکی بود ارام: ارع بزار فاطمه بیاد از ش بپرس فاطمه: رفتم گل فروشی یه دسته گل گرفتم چندتا ابمیوه هم خریدم و راه افتادم سمت بیمارستان رسیدم رفتم اتاق حامی ادامه دارد..... نویسنده: 💙Anita