https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&btn=بگو.بانو🤍
بابا ناشناس بیاید
اعصابمو خورد کردید دیگههه
#part96
☆یک روز بعد☆
ارام: حامی
حامیییی
حامی: جانمم
ارام: بیا ناهاررر
حامی: اومدم
به به خانم چه کردهه
ارام: 😁😁
نوش جونت
غذا رو خوردیم بعدش ظرفا رو جمع کردم شستم
نگاهی به یاعت کردم دیدم 4عه
رفتم لباسامو پوشیدم کارامو کردم
حامی: جایی میری؟
ارام:اره
تو هم میای
یعنی با هم میریم
اماده شو
حامی: باشه
ارام: رفتیم سمت مطب کمند
حامی: چرا اومدیم اینجا
ارام: عام حالا بیا میفهمی
کمند: سلام خوشگله
ارام: سلامم
حامی: سلام
کمند: سلام
بفرمایید
خب ارام جان مشکل چیه
ارام: حامی خودت تعریف کن
حامی: باشه
خب ببینید موضوع از یه دیدار شروع شد.....
همچی رو تعریف کرد
کمند: خب
این چیزایی که تعریف کردید رو قطعا باش زندگی کردی
پس ما نمیتونیم درستش کنیم
ولی یه راهکار هایی هست
ارام: یعنی حل میشه
کمند: ممکنه
خب من راهکار هامو بهتون میگم
ارام: از مطب زدیم بیرون و حامی رفت طرف یه رستورانه
حامی اینجا چرا
حامی: یچیزی بخوریم دیگه
ارام: اوکی
گارسون: چی میل دارید؟
حامی: من سوخاری
ارام تو چی میخوری؟
ارام: لازانیا
غذا رو اوردن خوردیم بعد رفتیم خونه
یعنی یه جلسه انقدر روش تاثیر داشته
اومیدوارم سریع تر همچی رو فراموش کنه...
ادامه دارد....
نویسنده: 🕯Anita
ولی خدایی حامیم گناه داشت اوا رو بیشتر از ارام دوست داشت
👀
اصلاا هم گناه نداشتت🙄🙄🙄🙄🙄