eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
184 دنبال‌کننده
288 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم واسه پارت اولللل😍
«از زبون حامیم» حامی: بعد از کنسرت بود تقریبا ساعت ده شب با بچه های بند خداحافظی کردمو رفتم طرف ماشین. ماشینو روشن کردم و راه افتادم سمت خونه پشت چراغ قرمز بودم که یکهو یکی زد به شیشه ماشین، یه دختر خیلی زیبا و خوشگل بود چند ثانیه مات و مبهوت چشماش بودم که یکهو بهم گفت شما حالتون خوبه؟ به خودم اومدم، ب.. بله خوبم جانم بفرمایید، آقا من میخواستم برم خیابون جنت آباد شرقی از کدوم طرف باید برم؟ بهش آدرسو دادم و رفت. با خودم گفتم عجب دختر خوشگلی بود خیلی هم موادب بود. خلاصه بعد از چند دقیقه رسیدم خونه هنوز تو فکرش بودم از جلو چشمتش ثانیه ای نبود که صورت زیباش محو بشه. فردا صبح بت صدای تلفنم از خواب بیدار شدم، فزید بود جواب دادم گفت حامیم باید واسه کنسرت فردا آماده بشیم سریع بیا سالن. اوکی الان میام آماده شدم و رفتم سالن که ادامه دارد... نویسنده: غزل
پارت دوم فردااا❤️
روزی سه پارت گذاشته میشه🫂🫀 صبح ظهر شب
فعلا خدافظ😘🫂✨
سلاااام
بریم واسه پارت دوممم؟؟؟؟
امروز دوتا پارت داریم منتظر باشید
هدایت شده از 𝐆𝐡𝐚𝐳𝐚𝐥 ریپم
حامی: دیدم سالن تاریکه بعد از چند ثانیه یکهو چراغ های سالن روشن شدن، دیدم همه بچه ها ایستادن و اعضای بند هم دارن برای من آهنگ تولدت مبارک رو با ساز هاشون مینوازن، آخ پاک یادم رفته بود که امروز تولدمه😂 از همه بچه ها تشکر کردم و همه باهم نشستیم و کیک خوردیم. بعد از چند دقیقه دیدم عموم پیام داده نوشته بود حامی فردا صبح بیا شرکت کار فوری باهات دارم راستی تولدتم مبارک! براش نوشتم باشه فردا میام و بابت تبرسک تولش ازش تشکر کردم. فردا صبح بیدار شدم و یه دوش گرفتم بعد لبای پوشیدم یه تیشرت زرشکی پوشیدم با یه شلوار لی مشکی و راهی شدم که برم شرکت عموم. وسط راه بودم که عموم زنگ زد، عمو حامد: حامی پسرم کجایی چقدر دیر کردی! حامی: عمو جان تو راهم دارم میرسم. عمو حامد: پسرم زود باش سریع خودتو برسون... حامی: باشه عمو خدافظ عمو حامد: خدافظ. حامی بعد از چند دقیقه به شرکت عموم رسیدم اونجا خیلی بزرگ بود بالاخرع به دفتر عموم رسیدم سلام علیک کردیم یه دختری هم اونجا بثد که بهش میخورد دو سه سال از من بزرگ تر باشه از تیپش و طرز صحبت کردنش خوشم نیومد. عمو حامد: حامی جان پسرم چای میخوری یا قهوه؟ حامی هیچی عمو دستت درد نکنه. ---------------- _حامیم +حامد +خواهش میکنم پسرم دست تو درد نکنه که تا اینجا اومدی، راستش عمو میخواستم درمورد یچیز خیلی مهم باهات صحبت کنم. _درمورد چی عمو جان؟ ادامه دارد... نویسنده: غزل