خلاصه نون رو آوردن و مولا نون رو تقدیم کرد و رسول خدا «ص» تا اومدن یه لقمه بخورن .....
یه دفعه گوشت به صدا در اومد( سبحان الله 🤯) : رسول الله «ص» من رو نخورین من مسمومم
پیامبر زن رو صدا کرد و گفت : چرا این کارو کردی ؟
گفت : آقا ببین جنگ خیبر بود تو بابای منو کشتی ! داداش منو کشتی ! عموی منو کشتی ! ..... ( خلاصه ایل و تبار براش نزاشتن )
با خودم گفتم اگه تو واقعا پیامبر خدایی و کل ریشه من به حق کشته شده این ( رسول الله) وعده فتح مکه داده فعلا نمیمیره اگه هم قدرت طلبه و همه ریشه من بخاطر قدرت کشته شده خب مسموم میشه و من انتقام گرفتم
پیامبر هم گفت : اینجوریه ؟
زن هم تأیید کرد
پیامبر گفت : بریم سلمان و ابوذر و مقداد و.... ( ده نفر آدم حسابی آوردن خلاصه 👌)
پیامبر فرمود : همه بخورید
البته فرمود این ذکر رو بخونید و بخورید : بسم الله الکافي بسم الله المُعافي بسم الله الشافي ( و دو خط دیگه )
دردسرتون ندم 🤕
همه خوردند و یه روز هم موندن و هیچی نشد و زن گفت من ایمان آوردم 🧕📿
تو همین فاصله براء مُرد !!!
براء و کفن کردن و آوردن پیش رسول الله «ص» گفتن آقا این شهیده لطفا نماز بخونین بهش
پیامبر فرمود: من به بدن براء نماز نمیخونم
همه تعجب کردن که چرا ؟؟؟
گفتن بخاطر اون تیکه ای که به علی انداخت ( چی فکر کردی با مولا بد حرف زدی )
همه گفتند : رسول الله «ص» این شوخی کرد !
گفتند : اگه جدی بود که کل اعمالش نابود بود
آقا هر کاری کردن پیامبر قبول نکرد
رفتن مولا رو آوردن
اومدن دیدن بدن رو زمینه و ....
یه دفعه گفتن : اَصلَحَکَ الله یا براء « خدا برات بسازه براء»
لَقد کُنتَ قواماً سواماً « تو اهل نماز بودی اهل روزه بودی »
گفتن خب رسول الله «ص» بیاد نماز رو بخونین
پیامبر فرمود براء به نماز من نیازی نداره!
البته به احترام خوندن و به خونه براء که رفتند پیامبر گفت : من به شما تسلیت نمیگم به شما تبریک میگم
چرا؟
با اون یه خط دعا علی براء در هر آسمانی در هر جایی از بهشت خواست میتونه بره✨🌱
بعد فرمود : ( دیگه عربیش رو نمیگم ) یه کاری کنین مولا یه ذکر خیری از شما کنه 💔:)