eitaa logo
موسسه فطرت‌
2هزار دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
7هزار ویدیو
245 فایل
انجمن مردم‌نهاد فرهنگی فطرت تبریز شماره ثبت:۶۰۸۹ ارتباط با ادمین @fetrat_admin1
مشاهده در ایتا
دانلود
1402.5.6استاد علیپور- عصر عاشورا 1402.5.6.mp3
زمان: حجم: 11.3M
❇️ فایل صوتی سخنرانی استاد علیپور در مجلس روضه ابا عبدالله (ع) در عصر عاشورا، مورخه ۱۴۰۲.۵.۶ 🔶تشنگی حقیقی ابا عبدالله در روز عاشورا به هدایت انسانها 🔶نیازهای فطری انسان در زیارت عاشورا 🔶مساله تقرب به خدا در زیارت عاشورا با برائت و موالات ✅ 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️خطبه حضرت زینب (س) در دروازه کوفه 💠حِذْيَم بن شريك اسدى مى گويد:در روزی که اسرای کربلا وارد کوفه شدند، دختر على(ع) را دیدم كه خطبه مى خواند و هرگز زنى را سخن ورتر از او نديدم. گويا زبان على(ع) در كام اوست و با زبان اميرمؤمنان(ع) سخن مى گويد. به سوى مردم اشاره كرد كه «ساكت شويد!» 🔶 ناگاه نفسها در سينه ها حبس شد و زنگ كاروانها از حركت ايستاد، سپس آن حضرت چنين فرمود: 🔶ستایش از آن خداست و درود بر پدرم محمد و خاندان پاک و نیکوکارش.  🔶ای مردم کوفه،‌ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. 🔶همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتۀ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می‌گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلۀ فریب و تقلب ساخته اید. 🔶آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینه‌های آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می‌شود؟ 🔶یا همچون سبزه‌هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازۀ دفن شده‌ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ 🔶چه بد توشه‌ای برای آخرت فرستاده اید؛ توشه‌ای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود. 🔶گریه می‌کنید؟ زار می‌زنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست. 🔶و چگونه می‌توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا(ص)، خاتم پیامبران، معدن رسالت، و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟ 🔶کسی که پناه مومنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید، پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد. که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله تان قرین زیان گردیده است، خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است. 🔶وای بر شما‌ای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! 🔶شما این جنایت فجیع را بی‌پرده و آشکار به انجام رسانید؛ جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. 🔶آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. 🔶پس مهلت‌هایی که خدای متعال به شما می‌دهد موجب خوشی شما نگردد، چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی‌کند، چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است. 🔶آنگاه حضرت زينب(س) اين اشعاری خواند که ترجمه آن در ذیل می آید: 🔶اگر پيامبر از شما بپرسد، اين چه كارى بود كه كرديد با آنكه شما امت آخر الزمان بوديد [و بر ديگر امت‌ها شرافت داشتيد]، چه پاسخ خواهيد داد؟ 🔶شما چه كرديد با اهل بيت و فرزندان و عزيزان من؟! جمعى را به اسارت برديد و گروهى را به خون آغشته كرديد. 🔶اين پاداش من نبود ـ با آنكه من خيرخواه شما بودم ـ اينكه در حق خويشاوندانم اين‌گونه به من جفا كنيد. 🔶من مى ترسم همان عذابى كه قوم «اِرَم» را به نابودى كشاند، بر شما نيز فرود آيد. 🔶آنگاه امام سجاد(ع) رو به عمه اش کرد و فرمود: 🔶عمه جان آرام بگیر، که آنچه گذشته براى آنان که مانده‌اند مایه عبرت است. خداى را سپاس که تو دانای تعلیم ندیده و خردمندِ خرد نیاموزیده‌اى. گریه و زارى، آنان را که روزگار به نیستی برده است به ما باز نمى گرداند. 🔶با این سخنِ امام سجاد(ع)، زینب کبری(س) آرام گرفت و دیگر  سخنی نگفت. 📖بحار، ج 45، ص 162_  164 🔷تدبر در این خطبه میفهماند که صرف گریه بر امام حسین، در حالی که از دایره ی ولایت پذیری اهل البیت دور باشیم هیچ نفعی ایمانی و اخروی ندارد. گریه های کوفیان بسیار با ضجه و ناله همراه بود لکن این اشک ها آنها را برای آزاد کردن اسرای کربلا برانگیخته نکرد و لذا زینب کبری برای کوفیان اینطور نفرین میکند که گریه تان مستدام باد. پس آن گریه ای یک قطره اش؛ یگانه کیمیای سعادت است که انسان را برای تبعیت از اولیای دین برانگیخته کند و او را از ولایت اغیار منزه نماید.بنابراین محافل اشک و عزای حسینی،  بشرطها و شروطها، حصن امن الهی است که ولایت پذیری و تبعیت از آل پیامبر؛ این شرط رکنی است. ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید 🆔@kanounefetrat
❇️بعد از کربلا در مجلس ابن زیاد ملعون چه گذشت.. 💠 در این روز دفن شهدای کربلا توسط قبیله بنی اسد و با راهنمایی و نظارت امام سجاد علیه السلام که به صورت معجزه(طی الارض) به کربلا برگشته بود تا اجساد را شناسایی و دفن کنند، در کربلا صورت گرفت. 🔶چون اسرا را وارد کوفه کردند ابن زیاد دستور داد تمام مردم شهر در قصر اجتماع کنند 🔶سر حسین ابن علی علیه السلام در داخل سپر کنار ابن زیاد قرار داشت،با چوب بر لب و دندان ابی عبدالله می زد و میخندید... 🔶 زید ابن ارقم که از صحابه رسول خدا بود وقتی مشاهده کرد ابن زیاد ضربات خود را مانند باران بر لب و دندان ابی عبدالله وارد میکند... صدا زد: 📛 ابن زیاد! چوب را از لبان حسین بردار که بخدا قسم مکرر در مکرر دیدم که رسول این لبها را میبوسید... 🔶سپس شروع به گریستن کرد. 🔶ابن زیاد گفت: خدا همواره چشمانت را بگریاند که برای پیروزی خدا گریه میکنی! اگر نبود که پیر و خرفت شده و عقلت را از دست داده ای، میدادم همین الان سرت را از بدنت جدا کنند! 🔶زید گفت: پسر زیاد با امانت رسول خدا چه کردی...؟! سپس از مجلس خارج شد و گفت: شما مردم عرب از امروز همگی برده خواهید بود که پسر پیغمبر خدا را کشتید و پسر مرجانه را امیر خود قرار دادید تا نزدیکان شما را بکشد ! 🔶حضرت زینب سلام الله علیها در حالیکه پست ترین لباسها را بر تن داشت در گوشه ای از مجلس ابن زیاد نشست . زنان و کنیزان اطرافش را گرفتند. 🔶 ابن زیاد سه بار پرسید: این زن که اینچنین گوشه نشینی اختیار کرده کیست؟ کسی جواب او را نداد تا اینکه یکی از زنان گفت: این زینب دختر فاطمه دختر رسول خداست. 🔶این بار ابن زیاد با شماتت گفت: خدا را سپاس که شما را کشت و حرکتتان را باطل گردانید. 🔶زینب کبری فرمود: خدا را حمد میکنم که به وسیله پیامبرش مارا گرامی داشت و از پلیدیها پاک ساخت،همانا فاسق رسوا میشود و فاجر دروغ میگوید و او غیر از ماست پسر مرجانه! 🔶ابن زیاد: دیدی خدا با برادرت چه کرد؟ 🔶حضرت زینب: من جز زیبایی و خوبی چیزی ندیدم،اینها جماعتی بودند که خدا شهادت را بر ایشان مقدر کرده بود و به قتلگاه آمدند.و روزی خدا میان تو و ایشان را جمع میکند و با تو مخامصه میکنند آنگاه خواهی دید که پیروز کیست، مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه. 🔶ابن زیاد از نحوه ی پاسخگویی حضرت زینب به خشم آمد و خواست او را بکشد. عمروبن حریث گفت: این زن از مصیبت نزدیکانش ناراحت است و نباید اورا مواخذه کرد. 🔶ابن زیاد: خدا قلب مرا شفا داد و راحت نمود از طرف برادر سرکش تو و پیروانش! 🔶حضرت زینب: بجانم قسم بزرگان مرا کشتی و خاندان مرا نابود ساختی و ریشه های مرا بریدی ،اگر اینها شفای توست..،پس شفا یافتی! 🔶ابن زیاد با مغالطه گری گفت: این زن شاعر و سخنور است مانند پدرش! 🔶سپس ابن زیاد نگاهی به اسرا انداخت و امام زین العابدین را دید و پرسید: کیست این؟ گفتند: علی ابن الحسین. 🔶ابن زیاد: مگر خدا علی ابن الحسین را در کربلا نکشت؟ 🔶امام سجاد: برادر دیگری داشتم به اسم علی که شما او را کشتید. 🔶 ابن زیاد با وقاحت فریاد کشید: نه خدا او را کشت! 🔶 امام سجاد فرمود: آری خدا جان هرکس را هنگام مرگ میگیرد و هیچکس نمیمیرد مگر به اذن او. 🔶 جسارت و حاضرجوابی امام خشم ابن زیاد را برانگیخت و فریاد زد: تورا چنین جراتی است که جواب مرا میدهی!!جلاد نفسش را بگیر! 🔶حضرت زینب با شنیدن این سخن از جا پرید و امام سجاد را در بغل گرفت و گفت: پسر مرجانه! خونهایی که از ما ریختی کافی نیست برایت ؟ غیر از این جوان چه کسی را برای ما باقی گذاشتی؟ اگر میخواهی اورا بکشی اول مرا بکش! 🔶 ابن زیاد نانجیب شرمنده شد و با تعجب گفت: چه خویشاوندی عمیقی! براستی حاضر است با او کشته شود... ✍ ادامه دارد... 📚ارشاد ص228، 📚طبری 371/7 📚 نفس المهموم ص 404 📚 کامل 81/4 ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ نقش امام سجاد علیه‌السلام در زنده نگهداشتن قیام عاشورا ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ فرا رسیدن سالروز شهادت امام زین العابدین( ع) تسلیت باد. 💠 حماسه‌ای که امام زین العابدین علیه‌السلام در مجلس یزید آفرید! 🔶در روز جمعه‌اى در شام نماز جمعه است. ناچار خود یزید باید شرکت کند. اول آن خطیبى که به اصطلاح دستورى بود، رفت و هرچه قبلا به او گفته بودند گفت؛ تجلیل فراوان از یزید و معاویه کرد، هر صفت خوبى در دنیا بود براى اینها ذکر کرد و بعد شروع کرد به سبّ کردن و دشنام دادن على(ع) و امام حسین(ع) به عنوان اینکه اینها -العیاذباللَّه- از دین خدا خارج شدند، چنین کردند، چنان کردند. 🔶زین العابدین(ع) از پاى منبر نهیب زد: «ایهَا الْخَطیبُ! اشْتَرَیتَ مَرْضاةَ الَمخْلوقِ بِسَخَطِ الْخالِق» تو براى رضاى یک مخلوق، سخط پروردگار را براى خودت خریدى. بعد خطاب کرد به یزید که آیا اجازه مى‌دهى من بروم بالاى این چوب‌ها دو کلمه حرف بزنم؟ یزید اجازه نداد. 🔶آنهایى که اطراف بودند، از باب اینکه على بن حسین(ع)، حجازى است، اهل حجاز است و سخن مردم حجاز شیرین و لطیف است، براى اینکه به اصطلاح سخنرانى‌اش را ببینند، گفتند: اجازه بدهید، مانعى ندارد. ولى یزید امتناع کرد. پسرش آمد و به او گفت: پدرجان! اجازه بدهید، ما مى‌خواهیم ببینیم این جوان حجازى چگونه سخنرانى مى‌کند. گفت: من از اینها مى‌ترسم. این‌قدر فشار آوردند تا مجبور شد؛ یعنى دید دیگر بیش از این، اظهار عجز و ترس است؛ اجازه داد. 🔶ببینید این زین العابدین(ع) که در آن وقت از یک طرف بیمار بود (منتها بعدها دیگر بیمارى نداشت، با ائمّه دیگر فرق نمى‌کرد) و از طرف دیگر اسیر، و به قول معروفِ اهل منبر چهل منزل با آن غُل و زنجیر تا شام آمده بود، وقتى بالاى منبر رفت چه کرد! چه ولوله‌اى ایجاد کرد! یزید دست و پایش را گم کرد. گفت الآن مردم مى‌ریزند و مرا مى‌کشند. 🔶دست به حیله‌اى زد. ظهر بود، یک‌دفعه به مؤذّن گفت: اذان! وقت نماز دیر مى‌شود. صداى مؤذّن بلند شد. زین العابدین(ع) خاموش شد. مؤذّن گفت: «اللَّهُ اکبَرُ، اللَّهُ اکبَرُ»، امام حکایت کرد: «اللَّهُ اکبَرُ، اللَّهُ اکبَرُ». مؤذّن گفت: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ، اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ»، باز امام حکایت کرد، تا رسید به شهادت به رسالت پیغمبر اکرم(ص). تا به اینجا رسید، زین العابدین(ع) فریاد زد: مؤذّن! سکوت کن. رو کرد به یزید و فرمود: یزید! این که اینجا اسمش برده مى‌شود و گواهى به رسالت او مى‌دهید کیست؟ ایهاالناس! ما را که به اسارت آورده‌اید کیستیم؟ پدر مرا که شهید کردید که بود؟ و این کیست که شما به رسالت او شهادت مى‌دهید؟ تا آن وقت اصلا مردم درست آگاه نبودند که چه کرده‌اند. 🔶آن‌وقت شما مى‌شنوید که یزید بعدها اهل بیت پیغمبر(ص) را از آن خرابه بیرون آورد و بعد دستور داد که آنها را با احترام ببرند. نعمان بن بشیر را که آدم نرمتر و ملایمترى بود، ملازم قرار داد و گفت: حداکثر مهربانى را با اینها از شام تا مدینه بکن. 🔶این براى چه بود؟ آیا یزید نجیب شده بود؟ روحیه یزید فرق کرد؟ ابداً. دنیا و محیط یزید عوض شد. شما مى‌شنوید که یزید، بعد دیگر پسر زیاد را لعنت مى‌کرد و مى‌گفت: تمام، گناه او بود. اصلا منکر شد و گفت من چنین دستورى ندادم، ابن زیاد از پیش خود چنین کارى کرد. چرا؟ چون زین العابدین(ع) و زینب(س) اوضاع و احوال را برگرداندند. 📚 استاد مطهری، حماسه حسینی، ج ۱، صص ۲۹۴-۲۹۳ (با تلخیص) ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت امام زین العابدین( ع) تسلیت باد. 📌 هفت مصیبتِ شام از زبان علیه السلام... 💠 از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: ‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام... امان از شام ! 💠در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود: 1⃣ ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند. 2⃣سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت. 3⃣ زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند. 4⃣ از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!» 5⃣ ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند . امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید. 6⃣ ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت. 7⃣ ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می بردیم. 📕برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ کدام اشک برای امام حسین(ع) است که ذره‌ای از آن ارزشی فوق‌العاده دارد؟ 💠مکتبی به مانند مکتب امام حسین(ع) پیدا نمی کنید. 🎙استاد شهید مرتضی مطهری ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ عبرت های عاشورا 💠 مسعودى ، مورخ بزرگ اهل سنت در کتاب «مروج الذهب» مينويسد، «كم كم بعد از كشتن حسين(علیه السلام)، حكومت بنی امیه به قدرى علنى فساد ميكرد و گناه به قدرى رائج شد كه حتى در مكه و مدينه ، شرابخوارى علنى شد و مجالس رقاصى و فحشا در مكه و مدينه علناً برگزار مي شد». 🔶مدينه، شهر پيغمبر(ص) طورى شد كه مجالس علنى مختلط از زن و مرد كه با هم ميرقصيدند و شراب ميخوردند، برگزار ميشد. 🔶 «ابوالفرج اصفهانى» در «اغانى» نوشته است: «زن آوازه خوان رقاصى بود به نام جميله كه مشهور به فحشا هم بود. اين زن تصميم گرفت كه به سفر حج مشرف بشود!!... طورى شده بود كه وقتى اين خانم مدينه را به قصد حج ترك ميكرد، در مسير راه از مدينه تا مكه، چنان استقبالى از اين رقاصه فاحشه شد، كه از هيچ عالم و فقيهى چنين استقبالى نميشد و همراه اين خانم، كاروانى از خوانندگان مرد و زن راه افتاد و پنجاه خواننده و مطرب زن و مرد با جميله همراه شدند براى حج!! این كاروان كه نزديك مكه رسيد، اشراف و بزرگان مكه به استقبال اينها آمدند. بعد از عرفات هم كه به مكه برگشتند، شهر به حالت نيمه تعطيل درآمد و مردم در كوچه ها و پشت بامها به استقبال اين خواننده ها و رقاصه ها آمدند». 🔶اين وضعيت جامعه اسلامى است، بعد از كشته شدن حسين(ع)، افرادبه ظاهر موجه اما فاسدى هم بودند كه همه چيز را توجيه ميكردند... اين، مدينه النبى است كه نيم قرن بعد از پيغمبر(ص) به اين روز افتاد!... 🔶 امروز هم اگر خواص و مومنین نسبت به حاکم شدن مفاسد و ترویج بی بندوباری و موسیقی و فساد و الگو شدن برخی هنرپیشه ها و فوتبالیستها و سلبریتی ها و...در جامعه، حساسیت لازم را از خود نشان ندهند و بدون توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب، خود را ملزم به حضور در صحنه و روشنگری ندانند و علماء نیز سکوت کرده و برخی مسئولان نیز برای اهداف انتخاباتی و مقامات دنیوی خود، به جولان عناصر بی بند و بار و مطالبات آنان گردن نهند، خدای ناکرده وضعیت جامعه مشابه وضعیت مدینه النبی(ص) در دوران اموی خواهد شد. ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ سرودهٔ بسیار زیبای استاد شهریار در مورد امام حسین علیه السلام  🔶 شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین 🔶از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین 🔶می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین 🔶پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین 🔶بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین 🔶رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین 🔶بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین 🔶سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین 🔶سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین 🔶او وفای عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین 🔶دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین 🔶سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین 🔶آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین 🔶دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین 🔶بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین 🔶ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین 🔶دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین 🔶شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین 🔶اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار" کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ مجموعه عکس نوشته هایی با موضوع محرم و امام حسین از استاد وزیری فرد ✍ استاد وزیری فرد 📌موضوعات : 🔶 کشتی نجات 🔶سرسپرده 🔶آنچه خواهی نشود 🔶هدف مؤمن 🔶کشتی نجات 🔶پیروان واقعی ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat