eitaa logo
موسسه فطرت‌
2هزار دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
7هزار ویدیو
245 فایل
انجمن مردم‌نهاد فرهنگی فطرت تبریز شماره ثبت:۶۰۸۹ ارتباط با ادمین @fetrat_admin1
مشاهده در ایتا
دانلود
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ چه اشکالی دارد که در مجلس عزای امام حسین(علیه السلام) سخنرانی نباشد؟! 💠 پاسخ علامه مصباح یزدی(ره) ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ حکایت جانسوز سوارشدن زينب کبری سلام‌اللّه‌علیها بر شتر بی جهاز... 🎙راوی گوید: 💠 ثُمَّ أمَرَ ابنُ سَعدٍ (لَعَنَهُ اللّهُ) بِأنْ تَحمِلَ النِّساءَ عَلىٰ الْأقتابِ بِلا وِطاءٍ و حِجابٍ 🔶سپس ابن سعد (لعنت الله علیه) دستور داد زنان را بر شتران بی جهاز سوار کنند، پس شترها را نزدیک زنان آوردند و گفتند:زود بیایید و سوار شوید و ابن سعد دستور حرکت داد. 🔶زینب کبری عليهاالسلام چون این حالت را مشاهده نمود، فریاد برآورد: 💠 سَوَّدَ اللّهُ وَجهَكَ يا ابنَ سَعدٍ! في الدُّنيا و الآخِرَةِ.تَأمُرُ هٰؤلاءِ الٍقومِ بِأنْ يُرَكِّبونا، و نَحنُ وَدائِعَ رَسولِ اللّهِ صَلّىٰ اللّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ 🔶خدا رویَت را در دنیا و آخرت سیاه کُنَد ای ابن سعد! تو به این مردان امر می‌کنی که ما را سوار کنند در حالی که ما امانت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم!؟ 🔶به آنها بگو: از ما دوری شوند تا ما خودمان سوار شویم. عمرسعد دستور داد تا لشکریان از شتران فاصله گرفتند. 🔶پس زینب کبری و أم کلثوم سلام الله علیهما جلو آمدند و هر یک از زنان و بچه ها را به اسم صدا زدند و در نهایت همه را سوار بر شتران کردند. 🔶همه زن ها و بچه ها سوار شدند تا اینکه جز زینب کبری سلام الله علیها کسی نماند. 🔶در این هنگام حضرت زینب علیهاالسلام نظری به سمت چپ و راست خود انداخت و کسی را جز امام سجاد علیه السلام ندید که از شدت بیماری نمی‌توانست سوار شود. 🔶پس نزدیک آن حضرت آمد و فرمود: ای برادرزاده! برخیز و با کمک من بر شتر سوار شو. 🔶امام سجاد علیهالسلام فرمود: عمه جانم! شما سوار شويد و من و اين جماعت را به حال خود واگذارید. 🔶حضرت زينب کبری عليهاالسلام نتوانست از امام علیه السلام نافرمانی کند،لذا برگشت تا سوار بر محمل شود. 💠 فَاِلْتَفَتَتْ يَميناً و شِمالاً، فَلَم تَرَ إلّا أجساداً عَلىٰ الرِّمالِ و رُؤوساً عَلىٰ الْأسِنَّةِ بِأيدِي الرِّجالِ، فَصَرَخَتْ، و قَالَتْ: وا غُربَتاه! وا أخاه! وا حُسيناه! وا عَبّاساه! وا رِجالاه! وا ضَيعَتاه بَعدَكَ يا أباعبداللّه 🔶پس به سمت راست و چپ خود نظر کرد و کسی را ندید جز اجسادی که بر روی ریگ و رمل بیابان افتاده بودند و سرهایی که بر روی نیزه در دست سپاهيان عمر سعد بود. پس فریادی کشید و فرمود: 🔶آه از غريبي...آه ای برادر...آه ای حسین من...آه ای عباس من... آه ای مَحرمان من... چقدر بعد از تو ما خوار و ذليل شدیم ای اباعبدالله... 💠 فَلَمَّا نَظَرَ الْإمامُ زَينُ الْعابدينَ عَلَيْهِ السَّلامُ إلىٰ ذٰلِكَ لَم يَتَمالَكْ عَلىٰ نَفسِهِ دونَ أن قامَ و هو يَرتَعِشُ مِنَ الضَّعفِ، فأخَذَ بِعَصاةِ يَتَوَكَّاُ عَلَيْها، و أتَىٰ إلىٰ عَمَّتِهِ، و ثَنىٰ رُكبَتُه،فأخَذَ لِيَركَبُها فَاِرتَعَشَ مِنَ الضَّعفِ،و سَقَطَ عَلىٰ الْأرضِ 🔶چون امام زین العابدین علیه السلام این حالت زينب کبری عليهاالسلام رامشاهده کرد، نتوانست کاری کند جز اینکه به سختی از جای برخاست و عصایی را به دست گرفت و از ضعف به خود می‌لرزید. 🔶پس خود را با همان حالت به کنار محمل زينب کبری عليهاالسلام رساند و زانو گرفت و فرمود: عمه جان! بیا و سوار شو! 🔶پس زينب کبری عليهاالسلام آمد تا سوار شود اما امام‌ سجاد علیه السّلام از شدت ضعف لرزید و با صورت به زمین خورد. 💠 فَلَمَّا رَآهُ الشِّمرَ (لَعَنَهُ اللّهُ) أتىٰ إلَيْه، و بِيَدِهِ سَوطٌ، فَضَرَبَهُ 🔶چون شمر (لعنة الله علیه) این حالت را دید، در حالی که تازیانه در دست داشت، به امام سجاد علیه السلام نزدیک شد و امام را با تازیانه زد. زين العابدين عليه السلام فریاد می‌زد؛ وا جدّاه! وا محمّداه! وا عليّاه! وا حسناه! وا حسيناه 🔶زينب کبری عليهاالسلام از مشاهده این صحنه گریه می‌کرد و به شمر می‌فرمود: وای بر تو ای شمر!به باقی مانده نبوت رحم کن . و دائمًا این را فرمود تا شمر از امام سجاد علیه السلام دست کشید. 🔶پس در این هنگام کنیز مُسنّی آمد نزد زینب کبری عليهاالسلام و او را سوار کرد. راوی گوید: من پرسیدم که آن پیرزن که بود؟ گفتند: آن پیرزن ،فضه، خادمه فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. 🔶پس سپاه عمر سعد هر جور که بود امام سجاد علیه السّلام را بر یک شتر لاغری سوار کردند و پاهایش را هم از زیر شتر به هم بستند. 📚معالي السّبطين ج۲ ص۹۰ 📚وسيلة الدّارين ص۳۵۰ ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ بیان برخی از فرازهای زیارت عاشورا در کتاب فروغ شهادت(۴) 💠«اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ .» 📌این فراز بیانگر عنصر "تولی"نسبت به سیدالشهدا و اصحاب ایشان و "تبری" نسبت به دشمنان و قاتلان آن حضرت می باشد. 🔶مقدمتاً باید توجه داشت که اساس دین اسلام و بلکه سایر ادیان الهی، بر اصل تولی و تبری استوار است آن روزی که این اصل اساسی فراموش شود باید اسلام را فراموش شده تلقی نمود. 🔶 همچنین روشن است که تولی و تبری که آن همه در کلمات معصومین (ع) مورد نظر قرار گرفته تنها به گفتار نیست؛ بلکه باید با تمام وجود تا سر حد نثار جان در راه زنده نگاهداشتن آن کوشید؛ 🔶 چنانکه سیدالشهداء (ع) از آغاز تا پایان ،حرکتش و نیز اسرای اهل بیت از کربلا تا بازگشت به مدینه عملاً این هدف را دنبال کردند و بعد از ایشان ،نیز شیعیان امام حسين (ع) مأموریت یافتند متن مأموریت حضرتش را با آثار تولی و تبری نسبت به وی (گریستن، ندبه، تباکی و شعر گفتن برای او و زیارت مزارش و....) حفظ نموده، و قولاً و عملاً مخالفت و انزجار و تبری را با یزیدیان زمان و موافقت و محبت و تولی خود را با حسینیان وقت اعلان ،نمایند تا دیگر دشمنان اسلام نتوانند همچون کسانی که از زمان رسول الله (ص) پیش از سیدالشهداء (ع) به اسلام ضربه زدند وکوچکترین خللی در راه رشد و پیشرفت اسلام ایجاد کنند. 🔶در سایه همین حفظ آثار تولی و تبری نسبت به آن بزرگوار بود که بعد از جریان کربلا هر کس و یا گروه و یا حکومتی خواست به اعتقادات شیعه ضربه وارد کند، ضربه خورد و اگر هم چنین نشد، از سستی ما در حفظ و زنده نگاه داشتن هـمـیـن سنتهای وارده نسبت به سيّدالشهداء (ع) و اظهار تولی و تبری بود. 🔶 تاریخ نشان میدهد که دشمنان ما نیز به این امر حساسیت نشان می داده و می دهند و نمی خواسته و نمیخواهند که این آثار و سنن باقی باشد. 📚فروغ شهادت،آیت‌الله سعادت پرور(ره) ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ایراد بزرگ لایحه جدید عفاف و حجاب!!!!؟ 💠راه فرار برای ۹۵درصد کشف حجاب‌ها! ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ نظریه «پنجره شکسته» 💠با این نظريه متوجه خواهید شد چگونه‌ یک کشف حجاب موجب گسترش بی حجابی می‌شود و چطور بی‌تفاوتی نسبت به کشف حجاب سبب از هم پاشیدگی نظام اخلاقی در جامعه خواهد شد. ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ بمناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت 💠مشروطه مشروعه ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ بمناسبت ۱۴ مرداد 🔶سالروز ترور خار چشم‌ منافقان 🔶مسئول و نماینده انقلابی 🔶بانی‌ تصویت‌ اصل‌ ولایت فقيه 🔶مطیع ولایت، آیت بصیرت 🔶شهید دکتر سیدحسن آیت 💠رهبرمعظم انقلاب: شهید آیت چهره مبارز و فعال و خستگی‌ناپذیری بود که با گلوله انتقام منافقین کشته شد! ۶۲/۵/۱۴ ✍شهیدآیت: 🔶به مصداق تعرف الاشیاء بأضدادها من به ضدم شناخته میشوم، من مبارزه بامنافقان را ادامه میدهم و بدانند آنها نمیتوانند شخصیتم را ترور کنند مگرآنکه جسمم را ترور کنند؛ 🔶درست است که این آقای میرحسین موسوی عضو حزب جمهوری اسلامی است اما در عین حال افکارش در خط ولایت نیست بلکه به عمل گرای فردی است و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیب الله پیمان است 🔶بنابراین این موسوی و رهنورد به احتمال قوی در مسیری خواهند رفت که در آینده اگر خودشان را اصلاح نکنند، جلوی نظام هم میایستند، 🔶موسوی اصلاً به جمهوری اسلامی و نظام اعتقاد ندارد بلکه بخاطر منافعش درون نظام جا گرفته است. 🔶موسوی از همان ابتدا که روی کار آمد معلوم بود نظرات و تفکرات چپ دارد ولی برای اینکه به کارهایش مشروعیت ببخشد خودش را پشت ولی فقیه پنهان میکرد! 📚کتاب اسرار آیت ص۱۰۱ ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ ۱۵ مرداد ،سالروز شهادت سرلشکر خلبان ، عباس بابایی 🔶 عباس بابایی متولد ۱۴ آذر سال ۱۳۲۹در قزوین است؛  پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۴۸ در رشته پزشکی پذیرفته شد اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد.  🔶پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال ۱۳۴۹ به خارج از کشور اعزام و پس از بازگشت به کشور، به عنوان خلبان اف5 به پایگاه شکاری دزفول منتقل شد.  🔶از شهریور سال ۱۳۵۹ با آغاز حمله ارتش بعث به میهن اسلامی به دفاع جانانه از ایران اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۶۰ با درجه سرهنگ دومی فرمانده پایگاه هشتم هوایی شکاری شد.  🔶شهید عباس بابایی در روز ۹ آذر ۱۳۶۲ با درجه سرهنگ تمامی به معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد. او در طول دوران تصدی معاونت عملیات نهاجا در پروازهای جنگی بی‌شماری شرکت داشت و فرماندهی قرارگاه رعد را نیز عهده‌دار بود.  🔶بابایی در سال ۱۳۶۶ مفتخر به دریافت درجه سرتیپی و در همان سال برای زیارت خانه خدا به همراه همسرش انتخاب شد اما همسرش را راهی کرد و خود در روز عید قربان به دیدار معبود شتافت. در سال ۱۳۶۸ نشان درجه۲ فتح تقدیم خانواده وی شد. 🔶 رهبر معظم انقلاب: «همانند شهید بابایی دل‌ها را به هم نزدیک کنید؛ درون را پاک کنید؛ عمل را خالص کنید؛ برای خدا کار کنید؛ آن وقت خدای متعال برکت خواهد داد. عباس بابایی یک انسان واقعاٌ مؤمن و پرهیزگار و صادق بود.» ۱۳۸۳/۱۰/۲۳ ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️بمناسبت سالروز شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی 🔶اومد خدمت امام و برای انجام کاری در اوقاتی که آسیبی به کار جنگ نمی‌خوره، مرخصی خواست. 🔶امام راجع به دلیل مرخصی گرفتن در بحبوحه‌ی جنگ پرسیدند. 🔶عباس گفت: من در دهه اول محرم برای شستن استکان‌های چای عزاداران به هیئت‌های جنوب شهر که من را نمی‌شناسند می‌روم. مرخصی را برای آن می‌خواهم. 🔶امام خمینی (ره) به ایشون فرمودند: به یک شرط اجازه مرخصی می‌دهم! که هر موقع رفتی به نیت من هم چند استکان بشویی... ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ بمناسبت سالروز شهاوت سرلشکر خلبان ، عباس بابائی 💠شهادت سرلشگر عباس بابایی به روایت استاد مسعود عالی ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ بمناسبت سالروز شهادت سرلشکر خلبان ، عباس بابایی 💠تقوای شهید عباس بابایی به روایت حاج حسین یکتا ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat
❇️ نماز عباس بابایی و احترام ژنرال آمریکایی 🔶خود عباس ماجرای فارغ‌التحصیلی از دانشکده خلبانی آمریکا را چنین تعریف کرده است: «دوره خلبانی ما در آمریکا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتی که در پرونده خدمتم درج شده بود، تکلیفم روشن نبود و به من گواهینامه نمی‌دادند تا این که روزی به دفتر مسئول دانشکده که یک ژنرال آمریکایی بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست که بنشینم. پرونده من در مقابلش و روی میز بود. ژنرال آخرین فردی بود که می‌بایستی نسبت به قبول و یا رد شدنم اظهارنظر می‌کرد. 🔶او پرسش‌هایی کرد که من پاسخش را دادم. از سؤال‌های ژنرال برمی‌آمد که نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت زیرا احساس می‌کردم که رنج دو سال دوری از خانواده و شوق برنامه‌هایی که برای زندگی آینده‌ام در دل داشتم همه در یک لحظه در حال محو شدن است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا درآمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای انجام کار مهمی به خارج از اتاق برود، با رفتن ژنرال، من لحظاتی را در اتاق تنها ماندم. 🔶به ساعتم نگاه کردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می‌توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد. گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نماز نیست، همین جا نماز را می‌خوانم. ان‌شاالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه‌ای از اتاق رفتم و روزنامه‌ای را که همراه داشتم به زمین انداختم و مشغول نماز خواندن شدم. در حال خواندن نماز بودم که متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ نماز را ادامه بدهم یا بشکنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه می‌دهم، هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد. نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می‌نشستم از ژنرال معذرت‌خواهی کردم. ژنرال پس از چند لحظه سکوت، نگاه معناداری به من کرد و گفت: چه می‌کردی؟ گفتم: عبادت می‌کردم. گفت: بیشتر توضیح بده. 🔶گفتم: در دین ما دستور بر این است که در ساعت‌های معین از شبانه‌روز باید با خداوند به نیایش بپردازیم و در این ساعت زمان آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و این واجب دینی را انجام دادم. 🔶ژنرال با توضیحات من سری تکان داد و گفت: همه این مطالبی که در پرونده تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست، این طور نیست؟ پاسخ دادم: بله همین طور است. لبخند زد. از نوع نگاهش پیدا بود که از صداقت و پایبندی من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمریکا خوشش آمده است. با چهره‌ای بشاش خودنویس را از جیبش بیرون آورد و پرونده‌ام را امضا کرد. سپس با حالتی احترام‌آمیز از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: به شما تبریک می‌گویم. شما قبول شدید. برای شما آرزوی موفقیت دارم. من هم متقابلاً از او تشکر کردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولین محل خلوتی که رسیدم به پاس این نعمت بزرگی که خداوند به من عطا کرده بود، دو رکعت نماز شکر خواندم.» ✅ 🔻 🔗با فطرت همراه شوید... 🆔@kanounefetrat