نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست
گوش کن، نبض دلم زمزمه اش با تو یکی ست
ترسم ایمرگ نيايی تو و من پير شوم
آنقدر زنده بمانم كه ز جان سير شوم...
گفت: رها کردن سخت بود؟
گفتم نه به اندازه ی نگه داشتن چیزی که واقعی نبود.
ما برایِ باتو بودن عمر خود را باختیم
بدنبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی.
من به پایت میمانم!،
تا به تو ثابت کنم ...
با موی سفید و صدای لرزان هم زیبایی و باز هم بیشتر از قبلا عاشقت میمانم و [دوستت دارم]!